۱۱ پاسخ

منم خیلی اینجوری شدم خواستم حرفامو به یکی بگم خودمو خالی کنم ولی آدم امنی پیدا نکردم تنها چیزی ک تو زندگیم دوس دارم اولش پسرم بعدم خواب بخدا وقتی میخابم فکرم راحته تو خواب به یه دنیای دیگه میرم هر شب هم خواب میبینم خابای قشنگ ک دوس ندارم اصلا بیدار شم و از اون لحظه ها جدا شم

بارها و بارها ...فقط لحظه شماری میکنم بچم بزرگ بشه بره مدرسه تا منم بتونم یه نفس بکشم برم باشگاه برم سرکار متنفرم از خونه نشینی هیچ کسم ندارم متاسفانه. محااااله دوباره بزارم بچه دار بشم

خیلی زیاد

خیلی ولی به خاطر بچه مجبورم یه چیزی سرهم کنم درست کنم
از چی دلت گرفته عزیزم

اره خیلی بدم هست نمیدونی باید چی کار کنی اون موقع دوس دارم همه چی رو بزارم در برم

آره عزیزم سعی کن بیرون بری
با یه دوست حرف بزن حالت خوب میشه

اره من یدونه دوستم ندارم همشونو دور کردم دوری دوستی

آره خیلی این حس رو دوران مجردی داشتم

چرا دلت گرفته

اره من همیشه تنها بودم تو زندگیم دیگه عادت کردم

اره زیاد

سوال های مرتبط