سوال های مرتبط

مامان دونه🌱 مامان دونه🌱 هفته سی‌ودوم بارداری
تجربه زایمان طبیعی پارت دوم

از ماما همراهم نوبت گرفتم و رفتم مطبش خیلی خسته شده بودم دوست داشتم هرچه زودتر زایمان کنم رفتم بهش گفتم یه کاری کنین من دردم شروع بشه خسته شدم دیگه ماما هم بهم گفت واقعا خیلی طول کشید برام معاینه تحریکی انجام داد نقاط فشاری رو گرفت چندین بار و برام دوتا شیاف گل مغربی گذاشت و ازم خواست بعد اون ورزش هامو با شدت خیلی بیشتر انجام بدم خلاصه من رفتم خونه مامانم باز شروع کردم ورزش کردن شبش هم رابطه عمیق داشتم طبق گفته ماما مرتب شیاف گل مغربی گذاشتم یکی دو روز گذشت صبح از خواب بیدار شدم شروع کردم به ورزش یهو احساس میکردم وقتی تکون میخورم یه چیزی ازم میریزه اول فکر کردم ترشحه یکم گذشت دیدم نه بازم همش میریزه و اصلا ترشح نبود کامل آب بود ولی مقدارش خیلی کم با ماما صحبت کردم گفت برو حمام دوش بگیر اگه قطع نشد بهم خبر بده رفتم دوش گرفتم و اومدم در حین لباس پوشیدن بازم ریخت با ماما در میون گذاشتم گفت دیگه وسایلتو جمع کن بیا بیمارستان 🥲
ادامه پارت بعدی
مامان دونه🌱 مامان دونه🌱 هفته سی‌ودوم بارداری
تجربه زایمان طبیعی پارت سوم

رفتم خبر دادم که باید بریم بیمارستان تو خونمون هول ولایی راه افتاده بود همه شروع کردن تند تند وسیله جمع کردن خودمم آماده شدم و رفتیم بیمارستان شرح حال دادم گفتم اینجوری شدم معاینه کردن گفتن دو سانت شدم و تست گرفتن دیدن بله دیگه کیسه آبم سوراخ شده گفتن باید بستری بشی برای زایمان کارامو انجام دادم بستری شدم اومدن برام شیاف فشار گذاشتن و رفتن خیلی استرس داشتم نمیدونستم باید چیکار کنم زنگ زدم به ماما گفتم من بستری شدم حالا چیکار کنم از روی صدام فهمید خیلی استرس گرفتم آرومم کرد گفت یه غذای سبک بخور من وسایلمو جمع میکنم خودمو میرسونم همون موقع بیمارستان غذا آوردن و من فقط مرغشو بدون برنج خوردم هیچ دردی نداشتم چند بار اومدن ان اس تی گرفتن انقباضی نبود ماما همراهم یکی دو ساعت بعد تماسم اومد بیمارستان و اول معاینه کرد هنوزم دو سانت بودم شروع کردیم به ورزش های شدید و داروی گیاهی خوردن مرتب بهم میداد که بخورم کم کم یه دردی از کمرم شروع شد هی رفته رفته شدید تر میشد تا جایی که دردم خیلی شده بود به ماما گفتم من دیگه نمیتونم تحمل کنم تروخدا بگو بیان بی حسی بزنن واسم معاینه کرد گفت هنوز سه سانتی یکم دیگه تحمل کن چهار سانت بشی میان میزنن گفتم تروخدا بگو بیاد تا بیاد من شدم چهار سانت قول میدم
ادامه پارت بعدی