۱۴ پاسخ

عشق قشنگم اول حالتو خوب کن بعد اقدام من هیچییییی از خودت مهم تر نیست🩵

عزیزم من وقتی ی بچه داشتم ی ادم دیگه بودم الان ی ادم دیگه شدم کلا
بچه‌ دوم ک میاد هزار تا چالش جدید با خودش میاره
شما فک کن در بهترین حالت روزی حداقل ۵ بار بچه هات جرو بحث و دعوا و کتک کاری داشته باشن...بی خوابی دوبرابر میشه بچه اول حسادت میکنه بدقلق میشه و.....بخام بگم صد خط میشه
اگ کسیو داری ک بتونی روش حساب کنی کمکت کنه هر وقت خاستی مثلا مامانت بچه هارو نگه داره ک ی نفسی بکشی یا وضع مالیت جوریه بتونی کلاس و مهد و اینا بذاری ک سرشون گرم شه ی تایمی برا خودت باشی قابل تحمله ولی من تنهایی پدرم در اومده....

اول خودتو درمان کن با بچه دوم اوضاع روحیت بدتر میشه اول درمان شو بعد اقدام کن

عزیزم ممکنه بعد از اومدن بچه دوم شرابطت بد تر شه اول تحت درمان باش خودتو درمان کن داروهاتو چرا قطع کردی؟ من پنیک میشم یهو دلشوره و اظطراب میگیرم بی دلیل قلبم میخواد بیاد تو دهنم تازه میخپام بزم دکتر بهم قرص بده من نشخار فکری دارم فقط میخوام یه چیزی بده بهم اروم شم شماهم الان به نظرم به بچه دوم فکر نکن اول فکر خودت باش

اول خودت دوم خودت... بچه ها مامان شاد میخوان ..

برسه روزی ک بیای بگی من خوب شدم🥺🤲

گلم کاش فعلا اقدام نکنی بزارخوب درمان شی با وجودشرایطی که داشتی که ممکنه بازبیماریت اوت کنه وبعدزایمانم که افسردگی زایمان هست .بزارفعلا

سلام عزیزم تایپیکاتو خوندم تا اینجا رسیدم قربونت برم از کجا فهمیدی این مریضیه؟
یعنی چطوری شد که احساس کردی پنیک میشی از قبل اطلاعاتی داشتی اخه منم خیلی دلشوره اظطراب میگیرم همش استرس دارم اشتهام صفر میشه رنگ صورتم مث گچ میشه مدام دلپیچه میشم نمی دونم اینا هم از علائم پنیک هست ولی بعضی وقتا سر چیزای بیخود استرس شدید میگیرم در حد مرگ

خودتو اول درمان کن پنیک من خیلی شدتش زیاد بود و اینکه ۲۰سال پنیک داشتم بارداریم بدتر شدم قرصم قطع شد مرگو دیدم دوباره خوردم سر زایمانم هم نتونستم حتی ی معاینه رو تحمل کنم سزارین شدم

اول حالتو خوب كن بعدش باردار شو عزيزم
من و خواهرم درگير اين مشكل بوديم قرص ميخورديم با مديتيشن بهتر شديم و قرصهامونو به مرور قطع كرديم
مديتيشن و ژورنال نويسي عاااليه

منم درگیرشم شبا حالم بدمیشه

دقیقا من از روزی که پدرم فوت کرده پنیک میشم استرس شدید میگیرم فکری شدم نمی‌دونم چکار کنم ایکاش بر میگفتم به ده سال قبل خیلی داغونم😭😭😭

من بعد زایمان پنیک و افسردگی شدید گرفتم الآنم تحت درمان هستم 😔
خیلی سخته

من دارو خوردم بعدش بچه دار شدم ولي همش فكر ميكردم تو بارداري خيلي حال روحيم بد ميشه ولي نشد من فقط چون كرونا بود اضطراب داشتم ولي ريشه پنيكتو پيدا كن برو روان درماني خيلي خيلي كمك ميكنه

سوال های مرتبط

مامان عسل نازم مامان عسل نازم ۵ سالگی
سلام مامانا
می‌خوام یه درد دل بکنم
از روزی که بچم به دنیا اومد همه فکر و ذکر شد دخترم. کارم رو به خاطر دخترم گذاشتم کنار و به خاطر کار شوهرم که بیرون شهر بود شهر زندگیم هم عوض کردم و الان غربت نشین شدم. حالا هم به یه زن افسرده و زودرنج تبدیل شدم که هیچ چیزی خوشحالش نمیکنه. هم خودمو نابود کردم و هم دخترم داره مثل خودم افسرده میشه. تصمیم گرفتم برگردم به شهر خودم هر چند که از همسرم دور میشم و دیگه کمتر همدیگه رو میبینیم ولی باز می‌دونم تو شهر خودم چی به کجاست و همه جاهاش رو میشناسم و ممکنه روحیه‌م رو دوباره به دست بیارم. من به خاطر اینکه دخترم شبها بابا بالای سرش باشه حاضر شدم بیام تو شهر غریب ولی خودم دارم دیوونه میشم چون اینجا هم که هستیم خیلی امکاناتش کمه واسه همین گفتم به خاطر خودم و دخترم که شده باید دوری رو تحمل کنم ولی هر چی فکرشو میکنم میگم چرا زندگی من باید اینقدر دچار چالش باشه چرا نباید مثل دیگران زندگی کنم چرا باید یه موقعیت رو فدای یه موقعیت دیگه بکنم و هزارتا چرای دیگه و تنهایی و غم و اشک😔