۱۳ پاسخ

خدا خیرت بده عزیزم،یاد خودم افتادم،تنها توی شهر غریب،شب بیخوابی،صبحا که شوهرم میرفت سرکار مینشستم گریه میکردم،آرزوم بود یکی یه ساعت بچه رو نگه داره بخوابم

خسته اس مادره اگه شرایطش داری و خودش آدم خوبیه که بعدا برات داستان نشه بچه رو در حد چند ساعت نگه داره اگه دوست داری نداری هم ولش کن

توروخدا میگی ادم خوبیه غریب هم هس کمکش کن منم غریبم خیلی سخته گاهی وقتا میگم کاش یکی بود یک لیوان اب دستم میداد حداقل

خیلی سخته منم بچم یبار کوچیک بود بیست ساعت نخوابید نذاشت منم بخابم تا مرز جون رفته بودم فقط جیغ میزدمو گریه میکردم

من جات بودم حتما کمک حالش میشدم هرروز یکیشونو چند ساعت میاوردم پیش خودم

شاید همسایه ما هم مث ت فک کنه من مادر بدی ام چون همش درحال زدن ب بچه هام وقتی از صبح ک بیدار میشن جفتشون ب دلایل مختلف و الکی بهونه میارن مادر دیگ جوون داره من فقط داد میزنم زدن نمیکنم کلا از وقتی آیماه ب دنیا اومده اعصابم شده صفر

کار خوبی کردی اشکال نداره ولی باید صبرشو ببره بالا بچه همینه

من اولی شهر غریب بودم میرفتم یه گوشه زار میزدم واسه دومی شهر خودمون بودم کلی هم فامیل و خواهر و زن داداش و... دارن یکیشون کمک خالم نبود حتی واسه زایمان این بدتر از اولی دل آدمو میگیره حالا همونا میگن بیار گفتم هر وقت خودم توانایی شو در خودم دیدم میارم

نه کار خیلی خوبی کردی...اون مادر حتما دچار فروپاشی روانی شده بود ..کارش اصلا درست نبود ولی حتما دست خودش نبوده ..

نه کار بدی نکردی گناه داشت بچه شاید زنه خسته شده شوهر بیشعورش اعصابش بهم ریخته 🥲😬😓😓😓😓

نه گلم خیلی هم کار خوبی کردی شاید مامانه نیاز داشته تنها باشه کسی هم نبوده کمکش

الهیییییییییییی🥲حالم گرفته شد

ادامه ا ش کار بدی کردم رفتم اوردمش؟

سوال های مرتبط