۴ پاسخ

من بودم نه میزاشتم بچه کسی بیاد نه بچه مو جایی میفرستم مسئولیت داره

بله بگو دبگم نزار بیان بچن یکیشون چیزیش بشه خدای نکرده ول کن نمیشن واقعا زمونه بدی شده

رو ندع دیگه ینی چه دختر خودشو میفرست ولی راضی نیس دخترت بره

هم به شوهرت بگو هم با جاریت بی رو دروایسی بگو... اینکار کار هم مسیولیت داره قبول نکن من یک دقیقه هم بچمو بکسی نمیسپرم بچه کسی هم قبدل نمیکنم بیاد خونم

سوال های مرتبط

مامان آوینا 💕 مامان آوینا 💕 ۳ سالگی
مامانا به نظرتون من حساس شدم یا ن؟
ببینید همه فکر کنم اینجا میدونن دیگه من با مادرشوهرم زندگی میکنم دیگه انقد داستان گفتم🤣
من طبقه بالا مادرشوهرمم خب یدونه دختر دارم تو خونه حوصلش سر میشه گاهی میره پایین وقتی بفهمه بچه ها عمش اومده اینم میره بعد ازونجایی که من باهاشون قهرم من اصلا نمیرم پایین گاهی صدا مادرشوهرم میاد که اوینا رو دعوا میکنه برو بالا دیگه چرا تا یک صدایی میشنوی سریع میای پایین فلان اخه من چیکار کنم در خونمون که ازینطرف باز نمیشه دست و پای بچم که نمیتونم ببندم اینم تا میفهمه یکی اومده میره پایین
حالا این هیچی همبن مادرشوهرم کافیه بچه ها جاریم بیاد صداش میاد انقدددددر قربون صداشون میره انقدددر تحویلشون میگیره البته بماند که جاریم ۲ تا پسر داره
از طرفی میگم ولش کن پیره حوصله بچه نداره ولی پس چرا پسرای جاریم انقد تحویل میگیره احساس میکنم دختر منو نمیخاد بخدا الان میخاست بره مسجد دخترم رفت رو پله ها با ذوق و شوق گفت مامانی نگاه عروسکم نگاه اصلا جوابشو نداد😐خیلی وقتا که اصلا تا می‌فهمن بچه من میخاد بره پایین سریع در خونشونو میبندن بچم میره پایین کلی گریه میکنه درو باز نمیکنن
احساس میکنن دختر منو نمیخاد نه بهش محل میده نه نگاش میکنه ن حتی جوابشو میده 😒