۵ پاسخ

https://rubika.ir/joing/BADDIAJBF0EKWIQSFAQDARWFAROZLDWK
گپ دورهمی مامان ها 😍
روبیکا پیام بدین تا عضوتون کنم
@fatee888

عزیزدلم ..
من چرا بغضی شدم حالا😅💖

چه عکس قشنگی
خدا خانواده قشنگتو حفظ کنه عزیزم

من دوتا دارم و دوستای مجردمو که میبینم تازه متوجه میشم من مادرم😆

الهی بگردم
الهی خوشبختی و عاقبت بخیریش رو ببینی دوستم😍❤️

سوال های مرتبط

مامان نویانم👼🏻🩵 مامان نویانم👼🏻🩵 ۶ ماهگی
به رسم هر سال تولدم مبارک💕
عکس پارسالم❣️نویان جونم تو دلم بود🤰🏻

اون روز دقیق یادمه!
صبحش با مادرشوهرم رفتم دکتر ببینم چند هفته هستم..
وقتی رفتم تو گفت برو بخواب سونو واژینال کنم ببینم چند هفته هستی

داشت سونو میکرد یهو صدای ضربان قلب پخش شد🥺
شوکه شدم
اخه انتظار نداشتم انقدر هفته‌م بالا باشه قلبش تشکیل شده باشه😅

دکتر گفت هشت هفته هستی و ضربان نینیت تشکیل شده❤️
نویانم دوماه تو دلم خونه کرده بود اما من متوجه نشده بودم🥺🤰🏻

درجا زنگ زدم برای همسرم که بچمون دوماهشه
بنده خدا باورش نمیشد میگفت مگه زودپزع😂
اخه فروردین پریود شده بودم
تهش فکر میکردیم ۴ هفته باشم

خلاصه خیالم از همچی جمع شده زنگ زده برای همه و اعلام کردم😂🥺
همون شبش رفیقای همسرم به مناسبت تولد و بارداریم کیک خریدن جشن گرفتن😍❣️

همون شبم تعیین جنسیت کردن که پسر درامد😂🩵
از تولد پارسالم یع خاطره شیرین برام موند❤️

و امسال که مادر یه پسربچه پنج ماهه هستم❣️
من عاشق تولدم امسالمم
یه موجود کوچولو تو بغلمه🥺🩵


و اینم از تولد ۱۸ سالگیم💞🌱
مامان فندقم👶🏻💙 مامان فندقم👶🏻💙 ۱۰ ماهگی
شروع تجربه سزارین با دکتر سروگل شهریور بیمارستان پیوند:
من یک هفته قبل از سزارین رفتم آخرین چکاب و پرداخت دستمزد دکتر برا عمل تاریخو بهم داد برا ۱۴۰۴/۶/۳ یک هفته گذشت و گفتن که ساعت شش صبح بیمارستان باش ما هم دوشنبه ساعت شش صبح با یه استرس وحشدناک رفتیم بیمارستان فرستادن بخش زنان برا کارهای پرونده اینا رفتیم اونجا تا تماهنگی ها انجام شده و سنو ها و پرونده رو تشکیل دادن و گفتم برید داروخونه پک زایمانو بگیرین بعد لباسش رو پوشیدم و فرستادن تو یه اتاق ک اونجا نوار قلب گرفتن و سرم وصل کردن و میخواستن سوند ادرار رو وصل کنن ک اونجا اجازه ندادم چون از قبل به دکتر گفتم بعد بیحسی بزنین برام بعد یه حدود نیم شاعت اینا با ویلچر بردن بخش اتاق عمل وای که نگم از استرس وحشدناکی که داشتم اونجا تو اتاق انتظار گفتن باید بمونی نوبتی برید عمل دو نفر بودیم عمل اول تموم شد و منو صدا زدن بردن اتاق عمل نگم از ویوی قشنگ اتاق عمل و فضای بیرونش حس خوبی داشت بعد نشستم رو تخت میخواستن سوزن بیحسی رو بزنن یه مرد بود تو اتاق عمل و بقیه همه خانم بودن داشتن با بتادین کمرم رو ضد عفونی میکردن یه لحظه حس کردم که کمرم گرم شد گفتم کمرم داغ شد که گفتن مال بیحسیه گفتم مگه زدین سوزنه رو گفتن اره مگه نفهمیدی و گفتن سریع دراز بکش یه دو دقیقه موندن و سوند ادرار رو گذاشتن برام که دیگه بیحس شدم و حالیم نبود
دوستان من اکانتم مسدود شد و برا یادگاری دوباره تو اکانت جدیدم خاطراتمو نوشتم