۱۵ پاسخ

خوشحال شد

تا بدنیا نیومده بود باور نکرد

بچه دوم من خداخواسته بود اصلا به هیچ عنوان تو فکر بچه دوم نبودیم یه چیزایی حس کرده بودم خودم بدون اینکه به شوهرم بگم رفتم بیبی چک خریدم عصربود رفتم دستشویی زدم مثبت شد گریه م گرفت انواع حس هارو تجربه کردم ترس نگرانی شوکه شده بودم گریه م گرفته بود اصلا انتظارشو نداشتم آخه من پلیکیستیکم بهم گفته بودن بدون ای وی اف باردار نمیشی همونجا باگریه صداش کردم جلو دستشویی اونم بیخبرازهمه جا منوباچشای گریون دید ترسیدیکم بعدش گفتم تستم مثبته اونم شوکه شده بود من تاشب گریه گریه اونم همش توخودش بود

سر اولی ک چون اقدام داشتیم اون ب من گفت بارداری تست بده😅😅😅
سر دومی اقدام نداشتیم خداخواستع بود بهش که میگفتم با هزار قسم و آیه و بی بی چک و ازمایش میگفت داری دروغ میگی داری اذیتم میکنی که بعدا بگش شوخیه 😂😂خلاصه یه داستانی داشتیم… ولی وقتی باور کرد نه یهویی بود ذوقش خیییییلی بیشتر از اولی بود

همسر من خیلی بروز نمیده خوشحالی یا ناراحتیشو ولی وقتی جواب آزمایشو گرفت انگار چشماش میخندید فقط هم اون حالت چشماشو زمانی که به دخترم نگاه میکنه میبینم

من بارداری دومم یه جعبه آماده کردم دادم همسرم همین که دید گفت پشمام چقد زود گرفته😂😂

من تست زدم فهمیدم باردارم اصلا ب هیچکس جز خواهرشوهرم چیزی نگفتم ب اونم گفتم ب هیچکی نگ رفتیم باهم آزمایش دادیم مطمعن شدم اومدم خونه با تست و آزمایش و کفش نوزادی سوپرایزش کردم اصلا هنگ بود

هیچی منتظر بودیم الان هر سری پریود میشم میگه واقعا که😒😂

آزمایش مو گرفته بود خودش بهم خبر داد داری مادر میشی. خوشحال بود بااینکه دوتا بچه داره از ازدواج قبلش .

اشک تو چشاش جمع شد بغلم کرد

گریه کرد بعد بغلم کرد😅

از ذوقش منو بغل کرد گریهههه😅😍

ما هر۲تامون شوکه شده بودیم نمیدونستیم الان بچه رو میخوایم یا نه🥴
بعد ۲روز خوشحالی کردیم چون میخواستیمش دیگه🥰

هیچی خودش رفت بیبی چک گرفت زدم مثبت شد عقدم بودیم رفت به خواهرشوهر و مادرشوهرم سریع گفت از ذوقش😂😂

فرداش بردم آزمایش که مطمئن شه بعد همرو خبر کرد ذوق مرگ شده بود
عشق بچه داره

سوال های مرتبط