۶ پاسخ

بهش بگو اون موقع پلیس نبوده حالا پلیسا زیادن نمیزارن دزدا بیان همه رو گرفتن انداختن تو زندان

بچه دزدی منظورته؟؟؟ براش قصه بگو من برا پرس میگفتم از ممد قلی می‌ترسید
بگو ممدقلی میومد بچهارو می‌کرد تو‌گونی با خودش می‌برد خونه خودش تو خونش تاب و سرسره داشت و یه حوض پر از ماهی چنتاهم جوجه رنگی (هرچی که بیشتر دوست داره تو قصت بیار) بعد کلی خوراکی میزاشته رو میز ک بچها بعد از باری بخورن .بعدم دوباره بچهارو میزاشته رو کولش میومده در خونهاشون میزاشته و میرفته

ینی چی 😐

دردی چی رو گفتن ک رفته تو فکر؟ بچه دزدی مثلا؟

اها درمورد دزدی پیشش حرف زدن

من متوجه نشدم !! یعنی چی؟؟

سوال های مرتبط