۲۹ پاسخ

اخه آدم عاقل بچه رو با بچه تنها میزاره؟
خدا بهش رحم کرده
برو صدقه بده

اگه فامیل شوهرتم بود اینقدر ریلکس برخورد میکردی

وای یا خدا چ بچه جلبی😐😐

چه بچه روانی😳😳😳

باچه نخی اینکارو کرده؟

عزیزم خدا رو شکر به خیر گذشته خودت سرزنش نکن از این به بعد بیشتر مراقب باش

خدا بهش رحم کرده ببین من بچم رو فقطططططط کنار مادرم میتونم بزارم و الا هیچچچچچ کس همیشه پشت سرشم می‌دونم خودمو عذاب میدم اما خیالم دیگه راحته

اوفف که من بودم میزدمش اوف چقد امشب این چیزا رو میبنم دلم گریه میکنه الان یکیو دیدم سوخته بود اخ اخ بمیرم من اینارو نبینم خدارشکر که به موقع رسیدی

خدا رحم کرده عزیزم مواظبش باش بچه ها همه کار خطرناک میکنننن

خدا رحم کرده عزیزم اصلا ی لحظه هم ازش غافل نشو

عزیز دلم 😘خدارحم کرده صدقه بده

منم یه برادرزاده دارم دقیقااونم ۲سال ونیم
پسرمو خیلی دوس داره هاااا ولی اذیتشم میکنه
این رفتار برای سنشون هست
حسادت میکنن و از روی حسادت اینکارارومیکنن
خیلی مراقب باشید

خداروشکر زودفهمیدی

الهی بگردم😣

واا چه بچه ایه خواهر زادت آخه این چه کاریه دیگه🥺خدارو شکر اتفاق بدی نیفتاد ایشالا بلا از همه بچها دور

وایییی من نبینم 🥺

وای مادر

الاهی خدا رحم کرده

یاخدا خدارحمش کرده یارب

آخی عزیزم هیچ وقت بچه رو تنها نزار

الهی بگردم صدقه بده خدا ب خیر کرد

واااای خدای من
خدایاشکر ب خیر گذشت
میتونم بفهمم چ حسی داری عزیزم😭😔

خداروشکر سریع متوجه شدی
صدقه بنداز واسش

وای مکه چن سالشِ خواهر زاده ات؟؟؟

چند سالشه آخه بچه مگه میشه همچین کاری کنه خدا رحم کرده 🥲🥲🥲

با بچه کوچیک تنهاش نزار

وایییی چن سالشه خاهرزادت؟

یاااا خدااااا😰😱😱😱

آخییییییی

سوال های مرتبط

مامان تیامیس🤍 مامان تیامیس🤍 ۱ سالگی
یکی از بد ترین شب های زندگیم امشب بود😭😭😭 شوهرم نبودش رفتم دستشویی تیامیس هم داشت بازی میکرد اومد پشت سرم درو بستم نیادش تو دستشویی گریه کرد اومدم سریع درو باز کنم دیدم باز نمیشه اونم جیغ جیغ و گریه تند تند دستگیره رو فشار دادم شکست تیامیس وحشت کرده بود و ب شدت گریه میکرد در قفل شد باز نمیشد حالا ساعت ۱ نصف شب😭🤦🏻‍♀️رفتم رو چهار پایه همسایه رو صدا زدم صدام نمیرسید رفتم روی جا دستمال توالت صدا زدم شنیدن یهو شکست افتادم بچم با این صداها بیشتر میترسید هرچی صداش میزدم باهاش حرف میزدم نمیشنید و بد جور گریه میکرد من میزدم تو سرم میگفتم وای بچم نفسش رفت از زیر در دستامو میوردم نوک انگشتامو میگرفت و گریه میکرد همسایه مون زن و شوهر بودن اینا اومده بودن جلو در با تیامیس حرف میزدن اروم شه ولی اصلا بچم وحشت زده بود و گریه شدید😭…یهو وسط گریه شدید ساکت شد هرچی صداش میکردم شعر میخوندم جواب نمیداد دستامو بردم زیر در دستامو نمیگرفت گفتم وای بچم بیهوش شده یه بخدا که فکر کردم بچم بیهوش شده به همسایه گفتم صداش کن هرچی اونم باهاش حرف زد تیامیس حرف نزد همسایه میگفت نترس حتما خوابیده😭گفتم اخه مگه میشه این بچه وحش زده ست نمیخوابه که جیغ زدم محکم در زدم صداش میزدم و گریه میکردم میگفتم ترو خدا مامان خوبی هی گفتم تیامیس و هی گریه کردم یهو دوباره بچم گریه کرد خیالم راحت شد
اروم شدم باهاش هی حرف زدم
همسایه مون به شوهرم زنگ زد ب اتش نشان ب کیلید ساز و….اخرش با پیچ گوشتی در و باز کردن بچم اومد بغلم وای مامان فدات بشه گوشیمو ورداشته بوده اورده بوده جلو در دستشویی 😭خ