سلام دوستان جانم

خواستم تجربه این دوسه روز گذشته خودمو بگم اما مسدود بودم


من پنجشنبه دخترمو بردم مشهد دندونپزشک واس معاینه، دخترم توی مطب بشدت دااااغ شده بود من همش میگفتم از استرسه اما از‌مطب هم دراومدیم رفتیم بستنی بهش دادم بازم داغ بود و منم تب سنج نداشتم، رفتیم خونه ای ک گرفته بودیم واس اسکان و تب سنج خریدم دیدم تبش ۳۹ شده! تاپیک قبلیم هست، با شربت اومد پایین و تا شب هم یه بار دیگه تب کرد ک زود دارو دادم و دیگه تب تمام شد و فرداش حالش خییییلی خوب بود ، تا برگشتیم‌ نیشابور، شب بعد ک برگشتیم یهویی رفت دسشویی و جیییغ ک میسوزه! نمیتونست جیش کنه گریه میکرد ، با خودم گفتم حالا علت تب رو فهمیدی میترا خانم.. بچه عفونت ادرار گرفته، دیگه دکتر و آزملیش ادرار همراه با دعوا و جیغ و داد بعلت همکاری نکردن!!!! تاشب میخواستم آنتی بیوتیک شروع کنم ک نتیجه آزمایش اومد و دیدم عه عفونت نیس که!!!! یه التهاب هست در ناحیه خصوصی! خیلی خوشحال شدم واقعا چون همش خودمو سرزنش میکردم دیگه همه ما بهداشت رو رعایت میکنیم چرا باید عفونت بگیرن؟ هم از دادن آنتی بیوتیک خیلی ناراحت بودم ... حالا به خیر گذشت و الان هنوزم نمیره دسشویی از سوزش ، دکتر پماد داده ...





اما همیشه تب سنج همراهتون باشه🙃





فرزندپروری شیرخشک پوشک تب

۵ پاسخ

ای بابا! چه مشهد پرحاشیه‌ای شد!
خدا رو شکر که درد رو فهمیدید. امیدوارم زودتر خوب بشه.
چرا مسدود بودی؟ 🤔 حرفی نزدی که!
راستی پیش کدوم دکتر بردی؟ آواز هم دو تا از دندوناش لکه قهوه‌ای داره ولی چون درد نداره همش پشت گوش ميندازم و هنوز دندون پزشکی نبردم😢

میترا جان
ان شاءالله که دخترت زودی خوب بشه 😘
چند تا از دندونای نلین خرابه ؟
میشه در مورد دندان پزشک بپرسم چطور بود راضی بودین ؟

تب سنج به دست ما نمیاد😂از سیسمونی بخام حساب کنم شیش تا تب سنج تفنگی گرفتیم همش خراب شدن بعد یمدت دیگه به روش قدیمی پیشونیشو میبوسم ببینم تب داره یانه

خداروشکر به خیر گذشت

وااای که چقد عفونت و التهاب ناحیه تناسلی همراه با سوزش و درد حتما بچه خیلی اذیت شده ولی کلا سعی کن مایعات بهش زیاد بدی امیدوارم زود خوب بشه .پماد کلوتریمازول داده بهش؟!

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز ، خواستم تجربه مهد گذاشتن دخترم رو بگم چون توی تاپیکا میبینم خیلی دغدغه دارن...

خب من چون شاغلم از اول دخترم پرستار داشت ، اما به دلایلی اون خانوم دیگه نیومد، تقریبا وسطای زمستون بود ک به ناچار گذاشتم مهد با کلی غصه چون همش میگفتم زوده... سه سال و نیمه بود، اون رفت مهد و من ناراحت از این که چرا باید بچه م باید بره وسط ویروسها!


حالا بماند ک بعد تعطیل شد و عید و ...


الان یه دوسه هفته ای هست دوباره میره و هرروز یه چیز جدید یاد میگیره ، کلی به مهارتهاش اضافه شده، دست ورزیش عالی شده، اخلاقش خیلی بهترشده و خوراکش هم بیشتر ... چند دفعه ای هم مریض شده البته



اینو گفتم ک بگم خیلی راضی هستم با اینکه اصلا دوس نداشتم ، بعضیا فک میکنن زوده ک بچه بره دنبال کتاب و دفتر ، میگن باشه بچگی کنه ، درحالیکه توی این سن فقط باهاشون دست ورزی کار میکنن ، دفتر و مداد رو از پیش ۲ باهاشون کار میکنن... یک نمونه از کاردستی هاش رو ک امروز توی مهد درست کرده میذارم





قصد دارم تابستون هم بفرستم ...