۱۲ پاسخ

تنهایی درسته خیلی سخته ولی به نظرم از زندگی کردن با همچین آدمی راحت تره، اولش سخته بعدش عادت می‌کنی دیگه

بچه تو ارامش زندگی کردن با ی والد براش خیلی خیلی بهتره تا دوتا والد درحال بحث و دعوا
اینو منی میگم ک همش تو دعوا و بزن بزن بودم
اعصابم صفررر
تازه بعد چند سال ک اونحا نبودم یکم ب خودم اومدم
همیش ب مامانم میگفتم جداشو ولی اون بدبخت کسیو نداشت
آخرش جداشد
اولش یکم سخت بود براش اونم چون بچهاش کنارش نبودن
ولی الان روزی هزار بار خداروشکر میکنه
ی بار زندگی میکنی عمرتو پای ادم بی مصرف نذار بعدا پشیمون میشی

من حاضر بودم شوهرم بداخلاق باشه دست بزن داشته باشه خسیس باشه ولی اعتیاد نداشته باشه اخلاق درست میشه پولم بدست میاد ولی اعتیاد لعنتی نه

بسته ب شرایط خودت داره

فقط طلاق همین

شرایطت مثل منه. میفهممت

دقیقا ایشونم نقطه ضعفتو فهمیده ک هرکاری میکنه و شما تحمل میکنی هی میتازونه ولی ی جایی کم میاری ک دیگه خیلی دیر شما همه چی دارین پس نیازت فقط محبت و توجه و ارامش میخوای بچتم همینجور
نذار ازت سو استفاده بشه ی مدت دور شو برای دوتاتون خوبه هم شما یفهمی ی عادت و وابستگیه الکیه ترست
هم ایشون بفهمه بدون شما چقدر سخته
شاید به خودش بیاد و رو سر بذاره شمارو
بچت بیشتر از وجود پدر به ارامش و امنیت روحی نیاز داره
اگه نتونی خودتو نجات بدی و به ارامش برسونی پس بچتم نمیتونی برسونی
بهونت شده بچت بیشتر از ترسته انگار
ی سوال الان تنها نیستی؟ با چنین توصیفی ک کردی فک کنم فقط تو شناسنامه هستین نه کنار هم و این وابستگی بالاخره نابودت میکنه
حتما حتما مشاور بگیر دوتایی برین یا خونواده ها بیان وسط یا خودت ی مدت ولش کن برو بیشتر فکرت اروم بشه تصمیم بگیری

من شوهرم درآمد کمی داره،اخلاقشم گاهی خوبه گاهی بد،عصبیه،دست بزن نداره،بخاطر یه چیزایی از هم ناراحتیم ،خودمونم حتی میخوایم از هم جدا شیم،ولی ته دلمون همدیگه رو دوست داریم کمی،و من بخاطر پسرم جدا نمیشم

واقعا مرد بی اخلاق و مغرور خیلی سخته منکه کاملاً ازش ناامید شدم روز به روز بدتر شدیم،نه محبتی نه توجه ای فقط رابطه
بچه های منم خیلی به پدرشون وابستن فقط پای بچه هام موندم 😔

بله بنظر من باید از همچین ادمی جدا شد. دخترت تو محیط خونه نباید شاهد خشونت باشه، برو خونه خودت و زندگی خودت و دخترت رو آروم کن. اگه هم باباش با بچه بد رفتاری نمیکنه هفته ای یکروز هم بذار پذرشو ببینه از محبت اونم بهره مند بشه...ازدواج هم نکن دوباره حداقل تا پونزده سالگی بچت که خیالت ازش راحت باشه...

به نظرت لازمه منم نظر بدم؟ 😜
از کدوم قسمت تنهایی می‌ترسی؟

دقیقا مث همیم دیگه انگیزه ای ندارم. 💔

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۴ سالگی
سلام دوستان جانم

خواستم تجربه این دوسه روز گذشته خودمو بگم اما مسدود بودم


من پنجشنبه دخترمو بردم مشهد دندونپزشک واس معاینه، دخترم توی مطب بشدت دااااغ شده بود من همش میگفتم از استرسه اما از‌مطب هم دراومدیم رفتیم بستنی بهش دادم بازم داغ بود و منم تب سنج نداشتم، رفتیم خونه ای ک گرفته بودیم واس اسکان و تب سنج خریدم دیدم تبش ۳۹ شده! تاپیک قبلیم هست، با شربت اومد پایین و تا شب هم یه بار دیگه تب کرد ک زود دارو دادم و دیگه تب تمام شد و فرداش حالش خییییلی خوب بود ، تا برگشتیم‌ نیشابور، شب بعد ک برگشتیم یهویی رفت دسشویی و جیییغ ک میسوزه! نمیتونست جیش کنه گریه میکرد ، با خودم گفتم حالا علت تب رو فهمیدی میترا خانم.. بچه عفونت ادرار گرفته، دیگه دکتر و آزملیش ادرار همراه با دعوا و جیغ و داد بعلت همکاری نکردن!!!! تاشب میخواستم آنتی بیوتیک شروع کنم ک نتیجه آزمایش اومد و دیدم عه عفونت نیس که!!!! یه التهاب هست در ناحیه خصوصی! خیلی خوشحال شدم واقعا چون همش خودمو سرزنش میکردم دیگه همه ما بهداشت رو رعایت میکنیم چرا باید عفونت بگیرن؟ هم از دادن آنتی بیوتیک خیلی ناراحت بودم ... حالا به خیر گذشت و الان هنوزم نمیره دسشویی از سوزش ، دکتر پماد داده ...





اما همیشه تب سنج همراهتون باشه🙃





فرزندپروری شیرخشک پوشک تب