۳۲ پاسخ

نندازش،تو که نمیدونی اون قرص و سقط چه بلایی سر بدنت ممکنه بیاره،شاید باعث بشه دیگه نتونی باردار بشی…بعد همون شوهر چند سال دیگه که دلش بچه خواست و تو نتونی ،بهت سرکوفت میزنه🫠
همسرت اگه واقعا بچه نمیخواست این همه روش جلوگیری هست،نه که الان بچه ای که قلب داره بگه بنداز

قشنگ ترین کار ممکن و تو میکنی،مطمئن باش اون بچه ی روزی سر بلندت میکنه،
ولی حکمت خدا رو میگمااا ن ب شرایط شما ک اینقدر راحت باردار شدی ن ب شرایط من و امثال من دلمون پر می‌کشه ولی باردار نمیشیم
قدر نعمتی ک خدا بهت داده رو بدون خدا برات برنامه های قشنگی داره اگه بتونی از این امتحانش سر بلند بیای بیرون

عقیدم اینه اگر بندازی بچه رو ب تصمیمی ک خدا برات گرفته دست رد زدی و آه اون بچه تا آخر عمر گریبان زندگی رو میگیره و شاید هیچوقت طعم رفاهو نچشی ولی اگر بیاد روزی بیاره با خودش و زندگی رو ازین رو ب اون رو کنه
الهی ک مهر بچت بیفته ب دل شوهرت و یک بچه خوش روزی بیاری ک سرشار بشی از رزق و روزی

مطمئن باش کار درست رو میکنی👍🏻👍🏻🥹

عزیزم درسته حرفت دلت نمیاد
اما شرایط شوهرتم باید در نظر بگیری
باید از پسش بر بیاد یا نه؟
خرج و مخارجش با پدر نگهداری با مادر
بنده خدا حق داره

اگ شرایط منو داشتی چی میگفتی شوهرم تصادف کرد پاش شکست الان همش زمین گیره با دوتا بچه الانم تو راهی داریم ولی رازی نشد بندازم گفت خدا کریمه

عزیزممم کاری ب حرف شوهرت ندارم ینی تو میبایست از هومن اولی که بی بی دادی اینکارو میکردی که هنوززز هیچی نشده بود الان بزرگگگ هیچ وقتتت اینکارو نکن اگه متظورش قرض ی تیکه طلاتو بفروش همین

دویست میلیون مبلغی نیست ک نشه تسویه ش نکرد واقعا
نهایتا یه تیکه طلا واسش میفروشی
ولی اگع خدایی نکرده بچه رو بندازی ممکنه تا ابد هیچوقت مادر نشی
وقتی خدا خاسته بیاد مطمئن باش یه خیری توش بوده
سعی کن با همسرت صحبت کنی و قانعش کنی

پای بچت وایسا...فقط همینو میتونم بهت بگم...عواقب سقط چه جسمی و چه روحی بسیار زیاده....خصوصا که تو میخوایش...و به همسرت بگو مطمعنی اگر من سقط کنم میتونم دوباره مادر بشم؟ توتضمین میکنی؟؟؟؟ خیلیا بعد سقط دیگه باردار نشدن

شاید با انداختنش خدا ازت رو برگردونه دیگه هیچوقت مادرنشی، حکمت خدا رو نمیشه زیرسوال برد اون خودش میدونه کی و چه زمان بچه بده هرچی شده بچتو نگه دار

گناه داره به حرف شوهرت گوش نده، دختر خاله من بچه دومشو که باردار بود ۲ ماه داشت که فهمید بارداره چون تیرویید داشت و قاعدگی نامنظم نفهمیده بود وقتی فهمید بارداره همه کار کردن که بچه رو بندازن ولی نیفتاد چند ماه بعد اینکه بچه بدنیا اومد شوهرش فوت کرد همه گفتن خدا قهرش اومده از بس ناشکری کردن و خواستن تو کار خدا دخالت کنن و جونی که خدا داده میخواستن بگیرن

آفرین بهت افتخار میکنم بهترین کار رو کردی و سر حرفات واستا و اگه میتونی برو زیر نظر "نفس" .یک گروه هستش توی بیمارستان های زایشگاه که خیریه است و اونهایی که میخوان بچه هاشون رو سقط کنن یا مشکل مالی دارن کمکشون میکنن و بچه بسلامتی بدنیا میاد برو شهرت پرس و جو کن از دانشکده علوم پزشکی سوال کن بگو مرکز نفس کجاست

من جای شما نیستم ولی اگه بودم نگه میداشتم بزرگه دیگه قلب داره خودش شما را انتخاب کرده پس حتما برکت هم میاره

بچه اولته یا بچه داری،،؟

هر آنکس دندان دهد نان دهد.
خیلی ها بچه نمیخاستند اما وقتی اومده اتفاقا خودش گشایشگر بوده و مشکلات حل شده و روزی بیشتر شده.
ببین همسرت میتونه ضمانت بده که خدای نکرده بعد سقط شما حتما راحت بچه دار میشید یا مثلا شاید ۱۰ برابر این قرضی که دارن بخاد خرج کنه تا بچه دار بشید.
میدونید به نظرم موجودی که خدا بهتون داده رو که نباید پس زد.
تو همین حداقل گهواره فقط حساب کنی دیدی خودت انقدر هستیم چشم انتظارهایی که حضور بچه رو تو دلمون از خدا میخواییم...
امیدوارم درست ترین تصمیم رو بگیرید.🤲

بد اينكه به دنيا مياد هر روز باخودت فكر ميكني خوبه ننداختمت
نگهش دار هرجور كه شده😍

عزیزم اصلا زیر بار این گناه نرو .بچه وقتی به دنیا بیاد روزیش هم میاد.من سر بچه اولم اوضاع مالیمون خیلی بد بود خیلی همین که دخترم به دنیا اومد یه کار عالی به پست شوهرم خورد تا الان که ده سال میگذره حتی یک روزم بی پولی نکشیدیم اوضاع زندگیم از این رو به اون رو شد همیشه برادرم میگه هیچ بچه ای ندیدم که اینقدر پا قدمش مث دختر تو خوب باشه . توکل کن به خدا محل شوهرت نذار بزن به کولی بازی بگو من بچمو نگه میدارم .به زور که نمیتونه سقطش کنه.

اولا باید مسئولیتش و هر دو شما برگردن بگیرید
دوما من بچه اولم ک باردار شدم شوهرم همون موقع ها بود بیکار شد ما نون خوردن نداشتیم اما جفتمون ایمان داشتیم ک خدا مراقب هممون هست نگهش داشتم نزدیک پنج ماهگیم شوهرم شغل خودش و راه انداخت و انقدر درامدش بالا بود ک با حقوق یک ماهش‌ هم اتاق و سیسمونی خریدیم براش هم بیمارستان خصوصی‌ اتاق وی ای پی رزرو کرد برا من هم ماشین خریدیم
سر این یکی بچه هم همینطور شد تا الان ک پنج ماهمه شوهرم بیکار بود الان یک هفتس کارش دوباره راه افتاد جوری ک اصن نمیرسه بیاد خونه فقط پول میزنه میگه با مامانت برو خرید سیسمونی بچرو انجام بده قراره ماشین عوض کنیم و اگ خدا بخاد تا اخر سال یا سال دیگ خونه بزرگ تر تو مکان خفن تر بخریم
ما ایمان داشتیم خدا هم دستمون و گرفت بچه هم برکتش و اورد
اما ن اینک وقتی شوهرت کلا از بچه بریده تنهایی ب دوش بکشی پسفردا هرچی بشه میخاد بگه ب من چ من ک گفتم بنداز

اگه بچه اولته به هیچ عنوان سقط نکن خدای نکرده برای بارداری های بعدی به مشکل نخوری چون الانم بزرگه

شاید یه حکمتی هست عزیزم ولی بخای بندازیش خیلی گناه بزرگیه بچه روزی شو با خودش میاره به حرف شوهرت نکن هر چی گفت بگو من این کارو نمیکنم ما خودمون نه خونه داریم نه ماشین نه پول آنچنانی دلیل نمیشه بیایم خون یه بچه رو بریزیم که بگیم پول نداریم یا قرض داریم

اصلا ب حرف شوهرت گوش نکن منم بچه دومم ناخواسته باردار شدم اینقدر روم فشار آورد ک انداختم البته من ۵ هفته بودم دردش ب کنار عذاب وجدان گرفته بودم خودتو ناقص می‌کنی خدا قهرش میاد شاید دیگه نتونی باردار شی نکن این کارو مردا ب فکر ما زنا نیستن

عزیزم چقد شرایط سختی 🥺
من مطمئنم بچه روزیش رومیاره ، به چشم خودم دیدم که نمیفهمی چطور همه چی جور میشه
بگو بچمون داره قلبش میتبه دست و پا داره همه چی داره از گوشت و خون ماست چطور دلت میاد بهش اینطوری بگی
ارامش خودتو حفظ کن کارایی که دوس داری رو انجام بده که بچه ی سالمی به دنیا بیاری

عزیزم استرس نداشته باش دیگه کاریه که شده
انشاا... خدا خودش مهر این فسقلی رو به دل شوهرت بندازه و از خر شیطون بیاد پایین
هیچ کار خدا بی‌حکمت نیست یکی میخواد خدا نمیده یکی نمیخواد خدا میده

بکو الا و بلا میخوام نگهش دارم

هرررگز قبول نکن
بعدش افسردگی شدید میگیری و زندگیت به فنا می‌ره
چون دوستش داری....

والا همسرت ناشکر من بعد از سه سال دوام دکتر خدا بهم رحم کرده هم مستاجرم هم شوهرم کارگر منم میترسم از آینده ولی وقتی خدا داده حتما بعدش هم کمکتون میکن

نکن خواهر خدا یدونه هم به ما بده بخدا چشم انتظار م

الان خیلیااااا هستن در ارزوی ی بچهه واقعاا حیف و‌گناههه

اصلا از بین نبر
بخدا عواقب خوبی نداره
گناه این بچه چیه؟ وقتی قلبش داره میتپه
شوهرت باید بپذیره‌ میتونست‌از کاندوم استفاده کنه ولی وقتی نکرده باید پای عواقبش هم بشینه
بعدم‌بچه‌مگه‌میخواد بیاد ورشکستتون‌ بده؟؟
ببرش مشاوره
تحت هیچ شرایطی خودتو گناهکار نکن وگرنه یه عمررر خدا ازتون تاوان میگیره
بعضیا آرزوشو دارن‌ بعضیا هم لگد میزنن به نعمت خدا

کارت درسته عزیزم‌نگهش دار اونم کنار میاد دور از جون خالم بچشو انداز بچه زندش چند وقت بعد فوت کرد همه گفتن بخاطر اینکه اون رو سقط کزده این شده خلاصه الان بچه نفس میکشه گناهه

ینی دیر فهمیدی ک بارداری؟؟
کار درستی کردی گناه داره جون داره به دنیا هم بیاد مطمئن باش انقد مهرش به دلش میوفته ک پشیمون میشه از کاری ک میخاست بکنه

چند هفته ایی نکن اینکار رو خواهر بچه بزرگه بخدا خدا قهرش میاد نکنی اینکار رو

سوال های مرتبط

مامان ارکان یا آنیا مامان ارکان یا آنیا هفته هجدهم بارداری
سلام مامانا من دیگ نزدیکای ساعت ۶ صبح خوابم برد انگاری و الان بیدار شدم اما مبخام از خوابی ک دیدم بگم خواب دیدم یه آقایی بچه بقل میاد سمتم بچه رو میزاره زمین و ب من اشاره میکنه ک برش دار منم تند تند قبل اینک حتی بهم بگه خم شدم ک برش دارم از رو زمین بعد من تو خوابم باردارم و این بچه هم تو بقلم گرفتم ب اون اقا میگم من شب تا صبح خواب ندارم میدونی چقد دارم سختی میکشم تا یه بچه رو ب دنیا بیارم اونوقت شما بچه ب این کوچیکی اینجوری میزارین رو زمبن گفت اینم بچه توعه من این بچه رو برای تو اوردم و بهت قول میدم اصلا نیاز ب ازمایش نداری دلشوره نداشته باش اینبار بچت سالمه و ب دنیاش میاری گفتم ولی این بچه من نیست گفت اینو سالم بهت دادم ک بهت بگم بچه تو هم سالمه و دردایی ک داری میکشی عوضش یه بچه سالم میاد بقلت اخر نفهمیدم تو خواب ک اون بچه برای من بود یا خودش اما تو خواب من ب اون بچه شیر دادم و تو بقلم خوابید ولی اون اقا رفته بود منم دنبالش میگشتم ک بچه رو بهش بدم در حال گشتنش بودم ک بیدار شدم اما جنسیت بچه مشخص نبود یعنی یه نوزاد خیلی کوچیک با لباس سفید و کلاه سرش خیلی ناز بود یعنی چی این خواب اخه خیلی قصه ازمایش میخورم
مامان محیا و نخودی مامان محیا و نخودی هفته شانزدهم بارداری
مامان آوش♥️🫀 مامان آوش♥️🫀 ۶ ماهگی