۱۷ پاسخ

منم یه دختر دارم. فک می کردم بچه دومم پسره.چون علایم و ویارم متفاوت بود.همه چیزم پسر بود. امروز رفتم آنومالی بهم کفت دختر. اولش شوکه شدم. ولی بعدش خداروشکر کردم. وخوشحالم شدم. چون خیرتی توش بوده که بهم دوباره دختر داده. دخترم تنها نباشه و یه خواهر داشته باشه.

من یکشنبه قراره برم سونو جنسیت چون هماتوم دارم دکتر گفت برو وضعیتت رو ببینیم
حس من اینه ک دختره
همسرم میگه پسر
ولی فرقی نداره
هر چی هست سالم باشه فقط

منو شوهرمم همش حس میکردیم پسره و اینقدر مطمئن بودیم ک حتی اسم هم براش انتخاب کرده بودیم ولی دختر شد الانم ب همون اندازه دخترمون رو دوست داریم اصلن جنسیت مهم نیست مهم اینه سالم باشن

عزیزم من همه ی سونوهامو شهرام جاهد رفتم خوبه؟

بسلامتی و شکرخدا ک سالمه
این حستم عادیه،یکم بخودت زمان بده
بمن گفته بود دختره ولی وقتی رفتم سونو ی لحظه با خودم فک کردم تگ بگ پسر چ میشه.یهو بغضم گرف و گفتم دخترمو از دس میدم و خدا نکنه و... همین حس الان تورو داشتم
شکرخدا دختر بودنش قطعی شد

منم برعکس تو بودم حس میکردم دختره🥺 با دختر بودنش انس گرفته بودم شد پسر🥹 خداروشکر هرچی هست سالم باشه فقط

من میخام وقت بگیرم براانومالی اگ بگی دکترت چتور بود ممنون میشم

عزیزم کجا رفتی انومالی؟خوب بود کارش؟ممکنه یکم از متنشو عکس بزاری؟

واااا ای چ حرفیع دخترر تاج سر 😍سالم باشه فرقی نداره

علائمت چی بود؟

خداروشکر که سالمه✨️
جنسیت هم خیلی سخته با ذهنیتمون یکی نباشه🫠 به من انتی احتمال دختر داد به همسرم نگفتم ترسیدم دل ببنده آنومالی چیز دیگه باشه

منم احساس میکنم بچه ام دختره همه هم میگن دختره نمیدونم تا ۵هفته دیگه باید صبر کنم

منم فک میکردم دختره اسمم انتخاب کردیم. مادرشوهرمم عاشق دختره . ولی خب پسر شده کاریش نمیشه کرد همه چی درست خداست . مهن اینه سالم و صالح باشن

چقد شد انومالی با بیمه

دختر برکت و نعمته
اخرشم میمونه برای پدر و مادر
حق داری ناخواسته به خودت قول الکی دادی انگارولی از الان فقط به دختر فکر کن

عیبی ندارد طبیعیه منم همش میگفتم بچم دختر و دختر میخواستم رفتم انتی احتمال پسر داد اومدم کلییی گریه کردم😂😂😂 چون یه پسر داشتم😂😂😂

تو انتی چی احتمال دادن؟؟

سوال های مرتبط

مامان فرشته مامان فرشته هفته سی‌وششم بارداری
از خودم بدم میاد.
اینکه هی تو ذهنم پرورش دادم بچه اولم پسره بنا به دلایلی و الان که جواب آزمایش سلفری اومد، اونقدرا ذوق نکردم.
آدم بدیم. میدونستم چون دختر عمو و پسر عمو بودیم، سلامت بچه باید برام اولویت میبود اما وقتی آزمایش رسید به دستم، اول رفتم سراغ اینکه ببینم پسره یا دختر.
بعد اینکه دیدم جنسیت چیه سکوت کردم و فوری نگفتم خدایا شکرت که سالمه.
از خودم خیلی ناامید شدم.
الان حس سنگینی و عذاب وجدانی که روی شونه هام حس میکنم، قابل وصف نیستن.
چرا زندگی هامون شده رقابت؟ چرا از یه چیزی تو زندگیمون بت میسازیم که با شکستنش قلبمون درد بگیره؟
من تصمیم داشتم دو تا بچه داشته باشم و خودخواهانه و فقط از روی رقابت دلم میخواست بچه اول پسر باشه و دومی دختر.
حالا با اینکه میدونم اتفاقی نیوفتاده و دومی رو پسر میارم ولی از خودم متاسف شدم که برای لحظه ای خوشحال نبودم.
خدا و این بچه منو ببخشن که لحظه ای بی لیاقت و بی عاطفه شدم.
خدایا شکرت بخاطر سالم بودنش. کمکم که مادر خوبی براش باشم.