۴ پاسخ

اومدی تا بره
فصل دیوونگی
شدی آرامشه
کل این زندگی🩵

پسرم! عطر نفس‌ های تو طعم عسله
طپش نبض تو آیینه شعر و غزله
پسرم فدات بشم لحظه خندیدن تو
جانم از شوق پره، روی تو ماه ازله

نازنینم پسرم
عکس پرخنده دوران طفولیت تو
رو در روی منست
دل او سوی خداست
چشم او سوی منست
خنده‌ات می‌بردم در دل دوران قدیم
که جوان بودم و شاد
شاید این خنده تو
خنده بر روشنی موی منست
آری ای نور دلم
موی شبرنگ قدیمم امروز
موی همرنگ پر قوی منست
پسرم آگه باش
هرکسی فصل زمستان و بهاری دارد
آدمی‌زاده به هر دوره شکاری دارد…
تو که فرزند منی، شعر خداوند منی
نگه عاطفه‌خیز و لب پرخنده تو
چشمه عشق من و مرغ سخنگوی منست

یه توپ دارم قلقلیه🤪😂🤭

سوال های مرتبط

مامان خشایار مامان خشایار روزهای ابتدایی تولد