سوال های مرتبط

مامان پسری و دوقلوها مامان پسری و دوقلوها ۱۱ ماهگی
امروز روز سختی بود و خدا رو شکر به خیر گذشت 🍃 از ساعت شش صبح سرپا بودم تا الان که نزدیک یک ظهره 🥺 بچه ها رو شیر دادم و پوشکاشون تعویض کردم مث همیشه ، صبحانه یکی بده این ، یکی بده اون ، یکی بده ماهان . بعد از اینکه صبحانه خوردن ، آب بهشون دادم .. برای یه قل اسباب بازی ریختم در حموم با داداشش بازی کرد تا اون قل رو شستم . آوردمش بیرون لباس تنش کردم ، نوبت قل دوم شد اونم شستم آوردم بیرون لباس تنش کردم و دوتاشونو شیر دادم و خوابوندم .. بعد نوبت ماهان رسید اونم گذاشتم تو وان حسابی بازی کرد و خیس خورد و رفتم شستمش و اومد بیرون .. بعد پریود شدم ، دیسکمم گرفته . سرما هم خوردم🥺 از ناهار درست کردن خبری نیست چون نرسیدم درست کنم . برای دوقلوها کته دارم ، به بالای ماهان هم گفتم براش پیتزا بیاره . شوهر ، تن ماهی بخوره و خودمم املت چون غذای کنسروی و فست فودی نمی‌خورم . خلاصه امروز ناهار انفرادیه 😂 هرکی یه چی جز دوقلوها
# خدایا شکرت با اینکه کسالت موقتی دارم ، بچه های بوی شامپو و بوی عطر شامپو بدن میدن🥰
# خدایا شکرت ، با اینکه غذا آماده نیست ، چیزی برای خوردن هست
# خدایا شکرت از پس این روز سختم براومدم💪
# شکر نعمت ، نعمتت افزون کند