۱۲ پاسخ

عزیزم‌ حساس نشو ذوق داره بچش تازه به دنیا اومده به خودش یکم رسیده
اومده دل تو رو ببره تو ناراحت شدی 🥲😂
قهر نکن باهاش

عزیزم چرا حساس شدی
خوشحالم باش که به خودش رسیده شلخته باشه خوبه؟؟
تو تازه زندگی جدیدی رو داری باهاش دوباره شروع میکنی با یه کوچولو نانازی فکر خودتو خراب نکن 😘💝

عزیزم اول اینکه؛تو از همین عبرت بگیر هیچ وقت از خودت نزن
از‌خودت زدی اون میپوشه؛؛
هیچ وقت از خواستت نزن

عزیزم الان مقصر اصن شوهرت نیست رفتار تو خیلی خام و بچگونه ست…

سلام عزیزم روزای اول آدم واقعا شرایط سختی داره میبینی همه خوشحالن اما خودمون پر از درد و سختی، من که همسرم میگفت چرامثل روح ها شدی از بس رنگ پریده بودم اما بقیه خیلی خوشحالن مخصوصا مردا که ذوق بابا شدن دارن و هرچقدرم بخان درک شرایط ما سخته اون بنده خداهم احتمالا ذوق بابا شدن داشته رفته به خودش رسیده اصلا ناراحت نباش این روزا حساس ترمیشه آدم
کم کم سرپا میشی تو هم به خودت برس برا خودت وقت بذار لباس خوشکل بپوش
همه اینا کم کم
من دو ماه اول اصلا حال نداشتم اما ازین مکمل ها آهن و کلسیم و اینا بخوریم هم حال روحیمون و هم جسمیمون عالی میشه عزیزم
خداقوت

ب نظر من حساس شدی عزیزممم
توهم سرپا شدی ب خودت برس
مشکلات ک همیشه هستن
ولی از لباست و خرج های روزمرت نزن

منکه نه ماه تموم خونه پدرمم اصن رابطه هم نداریم بعدم که چهل روز تازه از شوهرمم مخام تیپ بزنه و به خودش برسه
از طرفی اصن حرف رابطه رو نزده تو این مدت میگ بعد جبران میکنم 😁

توام تو هر شرایطی تا حدی به خودت برس همیشه قسط و قرض نمومی نداره

حساس نشو حساس نشو😅
شناخت خودت نسبت بهش چجوریه بنظر خودت اینکارومیکنه که بره جایی دیگه؟

ما زنا چقد بدبختیم خدایا🤕منم از این رفتارهای بعد زایمان میترسم واقعا

توام به خودت برس عزیزم غذای مقوی بخور ویتامین بخور که سرپا باشی انرژی داشته باشی حرص خوردن نداره که
به خودت برسی حال روحیتم زود خوب میشه

شاید بخاطر شما تیپ زده😍😍

سوال های مرتبط

مامان آیدین کوچولو🩵 مامان آیدین کوچولو🩵 ۴ ماهگی
پارت (۳)زایمان سزارین




همین ک همراه ها پیشم بودن پرستار اومد گفت لخت شو این لباس هارو هم بپوش پوشیدم چند دیقه بعدش شوهرم با مادرشوهرم ک عممه اومدن مامانمم ک بچه کوچیک داشت گفتم نیاد شوهرم اومد بغلم کرد گفت نترسیا منم بغض داشتم گفتم باشه
نشستیم ی نیم ساعت شوهرم کلی منو میخندون ک نترسم ولی نمیشد ترس داشتم استرس داشتم ......
پرستار با ویلچر اومد گفت آماده ای بریم منم نشستم پرستار گفت آقای همسر برون بیارش رفتیم رفتیم رسیدیم دم اتاق عمل اووووووف چه استرسی چه ترسی چه ذوقی بود منو بردن داخل پرستار گفت بهم گفت ب شوهرت گفتم بوسش میکردی ترسش میریخت منم گفتم نکرد ک 😂😂😂نگو بنده خدا هل کرده بود فک نمی‌کرد سری برم تو
منم رفتم نشستم ی گوشه ک دکتر صدام کنه برم اتاق عمل ی پیره زنه بود آنقدر غرررررر زد ک نگین چرا بچه آوردی سنت کمه مامانت چرا داده تورو شوهر اصلا خیلی بدم اومد ازش 😏 بیخیال این😅
صدام کردن رفتم گفت شلوارتو در بیار منم در آوردم نشستم رو تخت اول ی سرم زدن بعدش دکتر بی هوشی اومد گفت زانو هاتو به هم بچسبون کمرتو خم کن گفت اصلا تکون نخوری ها باز باید تکرار کنم اگه ی تکون ریز بخوری منم از این آمپوله خیلی میترسیدم چون شنیده بودم خیلی درد داره



فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری