۱۶ پاسخ

توام مثل منی نمیتونی درلحظه جواب درست بدی بعد بحث کردن تازه یادت میاد چیکار کنی شوهر هم به من میگه فقط زبونت سر من درازه چرا جوابشون نمیدی

نباید میگفتی اختیاری رفتی میگفتی اجباریه مجانیه اونم دیگ چیزی نمیگفت 😂

می‌گفتی اگه چشم نداری ببینی پسرت اذیته پول عمل تو بده

حرف بقیه مهم نیست کار خودتو بکن مهم شوهرته که پشتت باشه. مادر شوهر من اول ازدواجم گفت چی جهاز آوردی لحاف کهنه و پلاستیک کهنه در صورتیکه که جهازم کامل کامل بود و تو فامیلشون همچین جهازی ندیده بودن.الان به چند ماه میبینم هی میاد خونه مون بعدش میره سر پدر شوهرم میخره😂 یک پا جاری هست واسه خودش🤣🤣🤣 اون ماه رفتیم دسشویی فرنگی خریدیم پدر شوهرم میگه لازم نبود چرا خریدی دیشب رفته دو تا برای زنش خریده یکی هم خونه داشته سه تا 😂😂😂 خب یکی بگه چقدر میخوای چیز کنی که سه تا دسشویی لازم داری🤣🤣🤣

بگو اگه شوهر من انقد بی عرضه هست که قراره با پول ی عمل بدبخت بشه بزار بشه
بعدشم بگو یعنی شما تو پسر خودت نمیبینی بتونه پول ی عمل ساده واسه زنش جور کنه پس چرا زنش دادی؟

نباید بهش می گفتی..روز زایمان می فهمید که مهم نبود‌الان تا اون روز تو هم حرص می خوری اونم رو مخ تو وهمسرت میره.

بگو ابله جان سزارین و‌طبیعی خیلی اختلاف قیمت ندارن حرص نزن

مادر شوهر من گفت برو خصوصی زایمان کن اصلا دخالت نمیکنه کاری به کارم نداره

فکنم فقط مادرشوهرمن دوست داشت سزارین کنم ومن طبیعی اوردم

ایش خب چرا گفتی 😂😂

ببخشید اما بگو خفه شو گوشی هم قطع کن، کسی که انقدر بیشعوره لیاقتش همینه

بهشون‌بگین دکترگفتا لگنم کوچیکه باید سزارین بشم وگرنه منم خودم دوس داشتم طبیعی دنیا بیارم🤣

بگو پسرت دوست نداره من اذیت بشم🤣

وا چه بیخود

مادرشوهرا همیشه یه نیشی باید بزنن وگرنه آروم و قرار ندارن.

مادرشوهر دیگه کیه🤣ولش کن

سوال های مرتبط

مامان رادوین مامان رادوین ۷ ماهگی
تا زنگزدم گفتم ب مادرشوهرم ک هر ی رب دردم داره میگیره گفت اشکال نداره و اینا تا گفتم ترشح خونی دارم گفت پس برو دکتر رفتم شوهرم بیدار کردم گفت برو آماده شو بیدارم کن 😅خیلی شوهر خنثی دارم دیگ بلند شدم منو گذاشت رضوی گفت تو برو داخل تا ماشین پارک کنم میام پیدات میکنم حالا این وسط هی می‌گرفت شکمم و درد پریود میومد ولی دلم میخاست پاچه بگیرم عصبی بودم دیگ رفتم گفتن معاینهشو تا بستری کنیم اگ لازم باشد دیگ دراز کشیدم گفتم تروخدا درد نداشته باشه دستش کرد تو ب همه اونجا فشار داد گفت ۳ یا ۴ سانتی (دکتر معاینه دو روز پیش گفته بود هنوز باز نشدی ) راستی من حموم آب داغ تو این سه روز میرفتم ی ی رب زیر دوش کمرم میگرفتم و اسکات ۴ یا ۵ تا رفتم
گفت برگه بستری حالا درد پریودی بیشتر می‌شد ولی بازم قابل تحمل دیگ وایستادم تا مامانم بیاد این وسط درد داشتم میرفتم فرنگی میشستم رو دسشویی تا درد ول کن همش دسشویی بودم دیگ مامانم اومد شناسنامه ها رو داد و بستری شدم باز این وسط دکتر زنگ زد گفت ی عالمه ۳ نفر بستری شدن و زایمان گفت بیا ثامن گفتم تکمیلی دی این جا قرار داد داره ک گف باشه دیگ .... دیگ مگ تونستم بخابم وای چقدر خاب داشتم
مامان آرتین🧒رادین👶 مامان آرتین🧒رادین👶 ۵ ماهگی
👈تجربه زایمان پارت پنچ👉
گفتن آب دورش خوبه زنگ زدن دکتر دکتر گفت یکشنبه بیاد پیشم ‌گفتم کدوم یکشنبه گفت نمیدونم زنگ بزن بپرس دیگه خلاصه منم شبش زنگ زدم گفتم حالم خوب نیس گفت فردا حتما مطب باش الانم فشارت چک کن به ما بگو رفتم درمانگاه فشارم ۱۰ رو ۶ بود گفت پایینه تا فردا حواست باشه بیا ،رفتم دومین نفر رسیدم اونجا در زدم نشستم با کلی استرس ذوغ منتظر دکتر موندم ک برم داخل ببینم چی میگه هی خودم تو استرس بودم گفتم الان چیکار میکنه چی میگه درد دارم آیا برام کاری میکنه ،بلاخره نوبتم شد رفتم داخل گفتم مریض دیشبتون هستم گفت آهان فهمیدم سنو ها رو نشون دادم گفتم اونجا معاینه کردن گفتم دو فینگر باز هستی گفت الان خودمم معاینه تحریکی برات انجام میدم رفتم رو تخت درد داشت یکم خون امد گفت عادیه گفت تا شب شاید زایمان کنی چون هم وزن نی نی خوبه هم سنو ک دیروز دادی نگران کنندس برو بستری شد زایمان کنی شب اول گفته بود هر وقت درد داشتی برو ولی گفت چون بازی و معاینه کردم درد داری تا صبح نمیمونی برو بستری گفتم شیاف گل مغربی گفت مینویسم کمک کنه یکی الان برو تو خونه یکی ۵ ساعت بعد ولی گفت نمیکشه برو ساعت ۶ بیمارستان بستری شو.....

بارداری .زایمان