۷ پاسخ

بنظرم چون خیلی دیربه دیر میرین جایی بچه برای جلب توجه اینکارا و میکنه جاهایی که راحت تری بیشتر برو بزار یکم عادت کنه

دختر منم همینه همیشه استرس میده بهم سر همین شلوغیاش حتی خونه مادرمم دیربه دیر میرم

منم امشب ذله شدمم از دستش

انقدر ببر تا عادت کنه

وای پسر منم

راه حلی فکر نکنم داشته باشه تا یکم بزرگ بشن

منم مثل تو هرجا برم اوضاع همینه منم دیر به دیر میرم آخرش هم گوه میشه اعصابم زود پا میشم رفتم خونه بابا بزرگم فقط ترشی خورد فقط اونم آبش ریخت رو فرش دستبافت واااای پاشدم آمدم رفتیم خونه دایی همسرم سوپ ریخت سفره برنج رو یخت رو فرش ها رفتیم عروسی پرتقال دوتا میزد خودش تنها خورد سوپ ریخت میز کل لباساش.......

سوال های مرتبط

مامان پسر وروجک مامان پسر وروجک ۲ سالگی
آراد وقتی کوچیک بود هروز مسی بازی داشتیم همون مثیف ماری هر بافت متفاوتی رو میدادم بازی می‌کرد بزرگتر شد دیگه با رنگ انگشتی بازی می‌کرد از اونور هم خب با بافت غذاش هم بازی کرد دیگه گفتم خب این دیگه اوکیه دیگه لازم نیست هی من به طرق متفاوت مسی بازی کنم دیگه گذاشتم کنار حدود یه سالی هست دیگه مسی بازی نکردیم جز همون رنگ انگشتی و بافت غذاش امروز زدم تو کار مسی بازی با آراد چه جالب هردومون ریست شده بودیم هم آراد دیگه دست نمیزد به اردی که با آب مخلوط شده هم من طاقتم کمتر شده بود آراد دستشو که برد تو ارد و آب چندشش شد و یکراست رفت با فرش پاک کرد و من بلند اسمشو صدا زدم یلحظه مکث کردم که دارم اشتباه می کنم بقول یاوری به خودم وصل شدم من وصل شدنم یکم دیره😅
هیچی کلی کاغذ آوردم دستمو کردم تو آرد و بعد گذاشتم رو کاغذ آراد هم خوشش اومد و همینکار رو انجام داد چند دیقه ای مشغول بودیم ولی هنوز وسواس آراد هست دوباره بفکر افتاد برم تو نخش هر روز کثیف کاری بازی کنیم😂😂😂
بلکه تاب آوری منم بالا بره🥴🥴 😁