۱۶ پاسخ

خوش بگذره عزیزم . چه حس خوبی. این لحظه هزار بار تقدیم تو باد 😅 🥰🥰. چه خوب نزدیک هم هستین . میتونی از این تایم های آزاد زیاد داشته باشی

اووووف 😍 خیلیم عالی ،غلظت چاییت رو هم پسندیدم و کیف کردم 😍😍😍😍 فقط همین غلظت چایی خستگیو در میبره ❤

این لحظاتت رو خریدارم😁

به به 😍نوش جان مریم جون😘

چ لذت وصف نشدنی😆😍

این تایم تنهایی یه جون به جونای ادم اضافه میشه🤌

نهال و باباشم پشت بومن رفتن دوچرخه بازی من لش کردم💃

تصویر

به به نوش جان عزیزم

به به کیف کن

به به نوش جون عزیزم

حالتو خریدارم🥰
بهبه چی از این بهتر

نوشه جونت مامان زیبا.🥰.راستی بابت همسایگی که کم‌و بیش در جریانی بزنم به چوب همسرم باهاشون صحبت کرد و بالاخره حرفام نتیجه داد ..الان اصلا حتی زنگم نمیزنن میگن هر وقت زنگ بزنی خودت آمادگی داشتی بگو...

نوووش جونت..🥰
منم پسری رو زودتر خوابوندم یه استراحتی کنم😉

به به نووووش🤣

منم گاها اینکارومیکمم خیلی خوبه با باباش بز خیالم راحته ولی تنها نمبزارم حتی ی ثانیه

نوش حونت عزیزم این چای خوردن داره🤍🥹

سوال های مرتبط

مامان یا زینب س مامان یا زینب س ۳ سالگی
اومدم تجربه ی از پوشک گرفتنم‌و‌بگم‌پسرم بیمارستان بستری شد چند روز قبل از پوشک گرفتن براش قصه گفتم که نی نی ها از یه سنی دیگه پوشک نمی بندن خواستم الانا بگیرمش ولی یه روز بیدار شد گفت پوشک نذار انقدر قصه تو بچه ها موثره
اولش هر یه ربع بردمش روز دوم نیم ساعت روز سوم هر یک ساعت تا دوهفته هر یک ساعت می بردمش
بد قلقی داشت سختی داشت جیش روی فرش زد
فقط ۶ماه قبل از پوشک گرفتن شیها تو پوشکش جیش‌نمی کرد تا همین دوهفته پیش یه شب تو خواب جیش کرد پیش میاد خب بچه ن دیگه
گریه میکرد جیش نمی کنم منم سخت نمی گرفتم
تا ۱۰ شب اول شبها با اینکه میذونستم جیش نمیکنه پوشکش میکردم چون یه دختر ۱۳ماهه داشتم و تازه اسباب کشی کرده‌بودم خونه تمیز نمیز بود تا دوروز بشوربشور داشتم تا چند‌وقتم‌تو‌لباسش پی پی می کرد
متوجه شدم هروقت می خواد پی پی کنه میره پشت مبل یا پشت در
منم بردمش دستشویی برقا رو روشن نکردم پی پی کرد اوایل اینطوری گذشت تا الان براش عادی شد
مامان شیرین عسل 🍯 مامان شیرین عسل 🍯 ۳ سالگی
مامان دو فرشته مامان دو فرشته ۳ سالگی
سلام از روز پنجم پوشک گرفتن امروز ما بدون خطا گذروندیم و دیگه دخترم کامل خودش اعلام می کرد.امروز تجربه بیرون از خونه هم داشتیم به توصیه دوستان گهواره پوشک شرتی پوشوندم بهش و گفتم این شرت جدید نباید خیسش کنی .اونم حرف گوش کرد.بیرون یکبار داخل مهمانی بردمش سرویس .با اینکه شبیه سرویسخودمون بود گفت بریم بیرون میترسم.ولی من سریع حواسش به مایع دستشویی و بقیه چیزا پرت کردم و نشوندمش تا کارش انجام داد.خوب غول پوشک برداشتن البته از نظر من پی پی مونده بود چون دختر من سابقه یبوست داشت سعی کردم تو این مرحله مرتب بهش ملین بدم مقعدشو چرب کنم و با روغن زیتون تلفظ چرب کردم.وقتی فهمیدم زمان پی پی کردنش بردمش سرویس نشوندمش شروع کردم کتاب خوندن یهو دیدم گفت مامان جیش کردم بعد گفت نه پی پی کردم .خیلی براش عجیب بود با یه حالت دست پاچه که انگار یه چیز وحشتناک دیده بود .سعی کردم عادی برخورد کنم شستم و گفت بای بای پی پی برید خونتون.حس کردم کامل انجام نداده پس باز نشوندمش و شروع به یه کتاب دیگه 🥴که دیدم نه خبری نیست .احتمال می دم اگر ترس کامل ریخته بود باز هم انجام می داد.برای همین فکر کنم باید این مراحل روز های دیگه هم تکرار کنم تا این ترس و این موجود ناشناخته البته از نظر دخترم بریزه‌.