۲۱ پاسخ

وای دیگه زور نزن خیلی خطرناکه نمیاد ولش کن برگرد بیا ملین بخور تا اثر کنه

انجیر خیس گن ناشتا بخور ابش هم بخور

دائم ملین و سبزیجات و میوه بخور که اینجوری نشی

چ کار خطرناکی کردی اصلا زور نزن

دقیقا با پوست استخونم درک میکنم چه دردی کشیدی.منم اینجوری شده بودم .وای وحشتناک بود با شکم گنده ی دوقلویی و دردای عجیبی که داشتم یبوست شدید هم بهش اضافه شده بود وای عزیزم میفهممت.
ببین شربت انجیر بگیر هرشب سه قاشق غذاخوری بخور و روشم یه لیوان اب بخور.
هرروز یه کاسه ی بزرگ سالاد بخور.شبا چندتا
انجیر خیس کن روز بعدش ناشتا با ابش بخور.

بله منم اینجور بودم حتی بیمارستان رفتم از بس فشار میومد ولی نمیشد. لاکسی ژل خیلی خوردم

زور نزن اصلا حتما ام رو فرنگی بشین غذا های ملایم کننده زیاد بخور و سبزیجات

من یبار اینجور شدم تو بارداری مردم ب معنای واقعی مولتی ویتامین میخوری؟ من یادمه مولتی رؤ ول کردم راحت شدم ةا میخوردم یبوست میشدم

شیاف گلیسیرین ۲تا میذاشتی میدونی چقدر بده برات

نباید اصلا زور بزنی دستشویی فرنگی بشین و مدام آب و آب‌جوش بخور یا چای
میوه کاهو سالاد زیتون زیاد بخور

یدونه شیاف دیکلوفناک میزدی

هر روز چندتا آلوبخارا و انجیر بخور عالیه

منم تو بارداری اولم اینجوری شدم ماه هفتم.. وحشتناک بود و بواسیر شد نتیجش.. آلو بخارا کیوی روغن زیتون اینا بخور

من بودم دکتر شربت داد بهم خیلی بهتر شدم یکی هم تغذیه مهمه

۲ستل شیردهیموعذاب کشیدم عذاااب😵‍💫

آره من از۲۰هفتگی اینجوری بودم تا۲۵هفتگی دیگه رفتم به دکترم گفتم بهم شربت ملایم کننده دادبعدخودمم روزی دوتاکیوی وسه تابرگ کاهومیخوردم تازایمانم دیگ مشکلی نداشتم

روزی یه قاشق شربت لاکسی ژل بخور اوکی میشی

با غذا کره بخور روغن زیتون بخور
وقتی خوب شدی بازم راعایت کن ک دوباره پیش نیاد

نمیدونم تجربه نداشتم تو بارداری عزیزم
ولی یه بار دیگه اینجوری شدی یه قاشق پر روغن قرچک بخور
همون لحظه راحت و روون میشی

شربت لاکسی ژل بخور گلم من دکتر داده بود بم

عزیزم تمر هندی بخور خیلی روون میشی

سوال های مرتبط

مامان sam مامان sam ۲ سالگی
زایمان پارت ۲

رفتم بیمارستان وقتی رسیدم فشارم گرفتن که یهو دیدم همه دکترا اومدن بالا سرم فشارم ۱۹ بود خیلی اورژانسی بهم سرم زدن حالم بهتر شد خودم اصلا فکرشو نمیکردم بستری شم چون اصلا اون بیمارستان قرار نبود زایمان کنم
خلاصه دیدم مامانم با گریه اومد بالا سرم نگو بیمارستان بهشون زنگ زده بوده خودم مامانم دل داری میدادم که هیچیم نیس چونکه تنگی نفس شدید داشتم دکترا ازم آن اس تی گرفتن یکم ضربان و تکون های بچه بد بود بهم گفتن شب رو باید بمونم وقتی رفتم تو بخش با آسانسور حس کردم دستشویی کردم تو خودم یادمه از خجالت مردم
ولی نگو کیسه آبم بوده خیلی زیاد بود
تو این اوضاع خودم استرسم بیشتر شد تا اینکه به مامانم گفتم به همسرش بگید ساک زایمان بگیره و من خیلی بیشتر ترسیدم اخه هنوز زود بود اگر بچم بره دستگاه چی و کلی سوال دیگه با این حال که کیسه آبم پاره شد بیمارستان چون دولتی بود به زور منو تا فردا صبح نگه داشت تا طبیعی زایمان کنم آمپول فشار زدن بهم شاید باورتون نشه بالای ۶ ساعت درد کشیدم و تنها ۴ سانت باز شدم صبح ساعت ۹ بود که من تقریبا از شدت درد بی حال بودم چیزی نمیفهمیدم فقط یادمه‌ ی دکتر داد زد چرا این خانم سزارین نشده کلی جیغ و داد کرد و منو بردن اتاق عمل برا سزارین وقتی بیحسی زدن کل پاهایم داغ شد یادمه بچم که به دنیا اومد پرسیدم خانم دکتر سالمه نفس داره!؟؟؟ گفت اره حتی دستگاه هم فک نکنم بره
اینو که گفتم دکتر دیگه ای که بالاسرم بود گفت به دکتر که داشت جراحی می‌کرد مه این خانم افت فشار شدید داره و بی هوش شدم تقریبا وقتی بیدارشدم دیدم تو ای سیو هستم و