من خیلی با لئا چالش دارم این روزا💀
همششش داد میزنه خیلی ناجوور به همه چیز میگه نه، تا یکی رو میبینه (خالش، دوستم،...)به من میگه تو کلا نزدیکم نیا حتی پوشکمم اون عوض کنه خیلی سریع ری اکشن نشون میده و روزی ۱۰۰ بار میزنه منو باباشو🗡️🩸😓
امروز گفتم بذار ببرم خوش بگذرونه بیرون بردمش پیاده خرید جاهایی که دوس داره و بعدش ناهار و شهر بازی.🎡🎠🎈
موقع برگشت که گفتم باید بریم خونه از اسانسور اطلس نمیومد بیرون من رفتم برش دارم همه جامو چنگ انداخت موهامو کند صورتم دو جاش خون اومد یعنی دیگه خودمو‌به زور رسوندم ماشین همه ما رو نگاه میکردن داغونم کرد خیلیییی بد جیغ میزد.😤🤯
اومدم دوتا ادوالژین خوردم از سر درد🤕😵‍💫
اخه بچه من اینهمه دارم تلاش میکنم تو کیف کنی اینم نتیجه اش
روزی که میبرم بیرون واقعا پدرمو در میاره و روزایی که میشینیم خونه روانیم میکنه پس من چیکار کنم اخه ؟
میبرم بیرون ترکا میگن هم مالیم گدیر هم جانیم یعنی هم جونم میره هم پولم .نمیبرم تو خونه فقققط گریه و بهونه

پوشک شیر مادر اغوز زایمان بخیه بارداری هفته جنین سرکلاژ

تصویر
۲۱ پاسخ

عزیزم یه سوال داشتم ازت خیلی ممنون میشم که جواب بدید
میشه لطفا بکی لباس های دخترتو از کجا میخری؟ سلیقتو خیلی میپسندم. ممنون میشم لطفا جواب بدی

باید بگم به شدت لجباز میشن و آدم واقعا کم میاره😩😩

ن ما تو خونه جنگ‌و دعوا اما بیرون آدمیم مگراینکه خوابش بیاد نق بزنه ولی اینجور مواقع بد نیس یکم بترسونیش آروم بزنی پشت دستش یا یکاریش کنی حساب ازت ببره الان من تا چشامو وا کنم براش میگه مگه چیکارکردم

من هم تو این شرایط هستم خیلی عصبی پدرمو دراورده😮‍💨😮‍💨😮‍💨

دختر منم همینه. انقد چنگ میندازه منو شوهرمو میزن بیرون هم میبرم روانیم میکنه

یهویی گفتی بهش باید بریم خونه
مثلا میگفتی نهاربخوریم‌بریم شهربازی بعد بریم خونهههه
تو شهربازی میگفتی این بازی رم بکنیم بعد بریم خونمون با فلان چیز ک دوست داره هم بازی کنیم
اگه مقاومت کرد میگفتی باشه نریم خونه بریم پاستیل بخریم و اینجوری نمه نمه ببریش سمت خونه
گاها دوست داریم بچمون سریع عاقل و منطقی بشه ولی اونا فقط بچن🥲
سعی کن زیاد دل به دلش بدی باااا

واقعا چرا تا چشمشون ب یکی میافته پدر مادرها فراموش میشن ب خصوص مادر، من انقد غصم میگیره حس میکنم دوسم نداره

عزیزم این سن اوج لجبازیه بچه هست سه سال و تموم کنن خوب میشن یکم تحمل کن ماهم همینیم والا منم اعصابم نمیکشه گاها عصبانی میشم داد میزنم بعد خودم ناراحت میشم

عزیزم یعنی کاملا داری پسر منو میگی کااااامل🤕

من رد دادم حالافکر کن بچه هایبزرگ من اینمدلینهمش دعواو سرصدا

آره واقعا همینه ما جمعه رفته بودیم باغ وحش فقط اونجا سه تومن خرج کرد دوتومنم بیرون ناهارخوردیم ،چند روزه میگه دوباره بریم پیش حیوونا اونجا که استراحت میکنن😂😂گفتم اینجوری پیش بره ورشکست میشیم

حوصله داری والا من یواشم باشه میزنم رو دسش تکرار نکنه

یکاری میکنن دیگه نبریمشون بیروناااا

من پسرم همیشه همینه نمیدونم اگه ساکت باشه ناراحتش میشم میگم بچم خیلی درون گرا شده

دوتا یواش می‌زدی رو دستش

دقيقا دخترمن
يعني اشكم درمياد

پسر منم‌ اکثرا‌ اینجوری میکنه
خودمم اضطراب اجتماعی دارم تو این‌ حالت ها میبینم دارن‌ ما رو‌ نگاه میکنن حالم بد میشه

کلا اوشاخ باشا بلا دی

چقدر شما با کلاسی ما سرمون درد میگیره استافون میخوریم 😂 شما چی خوردی ؟

بیچاره بچه های من ده روزه بیرون نبری خودشون مشغولن
بیرون رفتنی هم از خوشحالی بازم برا خودشون میشن
گاها بچه های تک رو دیدنی هم دلم براشون میسوزه یک درصد هم میگم شاید اینطوری خوب هست براشون

دقیقا پسر منم همینه شدید لجباز شده واقعا کم آوردم

ماام‌ تو شرایط کاملا مشابه شماییم

سوال های مرتبط

مامان نفسم مامان نفسم ۳ سالگی
سلام مامانا.میشه بهم بگین در اتفاقی که تعریف میکنم عکس العمل شما چیه؟ دختر دوستم یکسال و نیم از دختر من بزرگتره.خب هیکلش کمی‌بزرگتره ماشاءالله. دخترم دو سال و ده ماهشه.دختر دوستم چهار سال و سه ماه. این دوتا وقتی بازی‌میکنن دختر دوستم خیلی زور میگه.یه هو وسایل و اسباب بازیهارو میگیره و نمیده و جیغ دختر منو درمیاره.کلا ادم زورگویی هست.این اتفاق وقتی تونه اونا هستیم میفته.خیلی راحت به دخترم میگه نمیخوام بهت فلان چیزو بدم و خب دخترم جیغ میزنه.تا اینجاش مشکلی ندارم.بالاخره تو بازی بچه ها این هست.جالبه وقتی یه عالمه جیغ و داد کردن اخر سر به دخترم میده. خونه خودشون میگم وسایل خودشه ولی کقتی خونه ماهم میان باز همین بساطه.دختر من برای وسال خودشم باید گریه کنه.وقتی دوتاشون دستشون عروسکه و دارن بازی میکنن یه دفعه دختر دوستم میگه نمیدم و برمیداره میره.و دخترم گریه میکنه.دختر من هنوز خیلی کوچیکه.بجای دفاع از خودش گریه میکنه.دختر دوستم هم زرنگه سریع میگه من میرم خونمون.یعنی تا تو بازی اذیت میشه به مامانش میگه بدیم خونمون.دختر منم چون دوست داره باهاش بازی کنن باج میده میگه باشه. ایندفعه که خونمون بودن به دختر دوستم گفتم نمیشه اخه همه چی رو‌بگیری.مادرش هم بهش چیزی نمیگه.اونا بچه هستن نمیفهمن.ما بزرگترا که میفهمیم.ما باید یه چیزایی رو بگیم بهشون که زور نگن.صندلی دخترم رو میمیره و بهش نمیده.میشینه روش بلند نمیشه.شما بودین چکار میکردین؟ حق دارم ناراحت باشم و اعتراض کنم و وارد بازیشون بشم؟ اخه خیلی از جیغ و دادهاشون سر زورگویی دختر دوستمه
مامان علیسام و آرسام مامان علیسام و آرسام ۲ سالگی
چند کلام درد و دل ...

میدونم اینجا همه مشکلات خاص خودشون رو دارن ولی آدم یه حرفایی رو اینجا فقط میتونه بگه ، این روزا اوضاعم یجوریه هزار بار هم بمیرم و زنده بشم بازم سختی این روزا یادم‌ نمیره
از ساعت ۸ بیدار شدم تا الان نتونستم صبحانه بخورم خونه زندگی داغون علیسام میگه فقط با من بازی کن صبحانه و قطره بچه هارو دادم عوض کردن لباس و پوشک ، علیسام گفت پی پی دارم میریم دستشویی هاااااااا تا سوال میپرسه چرا این اینجوریه چرا اون اونجوریه تو حالت عادی خیلی خوب باهاش حرف میزنم همه سوالاشم جواب میدم فقط یه آرسامِ ۸ ماهه هم تو خونه داره جیغ میزنه و گریه میکنه چون فکر میکنه ما رفتیم و تنها تو خونس هر چقدر هم باهاش حرف میزنم صدام‌ نمیرسه بهش علیسام نمیذاره یعنی
آخر سر مغزم‌ نمیکشه یه جیغ میزنم سر علیسام میشورم و میایم بیرون
آرسامو بغل میکنم تا گریه نکنه تو دلم میگم اینجوری که علیسام ناراحت میشه بازم هر دو رو بغل میکنم و لگد های از سر خوشحالیشون دقیقا میوفته رو خط بخیه م
الان علیسام خوابیده و من بازم گریه ...
کاش یکی کمکم کنه ...
مامان آرسین🍓 مامان آرسین🍓 ۲ سالگی
از رفتارهای پسرم دارم روانی میشم بخدا
نمیفهمم بخاطر سنشه؟ یا چیز دیگه
چرا اینقد از مامان و مادرشوهرم بدش میاد
ما هیچوقت به بزرگترا بی احترامی نمیکنیم ولی پسرم اصلا حالیش نمیشه که نباید اذیتشون کنه با خوشی بهش گفتیم باهاش حرف میزنیم اصلا نه تو چشممون نگاه میکنه میگه میخوام بزنمشون حتی تو تلفن بهشون میگه میخوام شما رو بکشم
اینقد اونا رو میزنه بیچاره ها نمیدونن چه رفتاری کنن
موهاشون و میکشه میزنه تو سر و صورتشون
مامانم چشمش عمل شده چند بار زده تو چشمش نفسش رفت بیچاره
هرکاری کرردن براش خوراکی میگیرن اسباب بازی میخرن
مامانم با خودش میبره بیرون میبره پارک
حتی به ما میگه منو نگیرین بذار بزنمشون
خیلی ناراحتم همین یدونه نوه هم هست
سمت شوهرم خواهرش نوزاد داره هنوز کوچیکه اون
همه توجه ها به پسرمه اتفاقا
نه بابام و نه پدر شوهرم با هیچکس اینجوری نیست فقط مامان و مادرشوهرم
دیگه مجبورم میگه با خشونت باهاش برخورد کنم همه تعجب میکنن میگن یعنی چی چرا اینجوره آخه