۲۴ پاسخ

دختر منم همونجوریه اول باهاش راه میمومدم الان دیگع اعصابم نمیکشه خودمو میزنم به بیخیالی انقد گریه میکنع بعد خودش میاد به یه بهونه ای باهام حرف میزنه والا روانیمون کردن هرچی میشه دهنشون بازه الان که مد شده هی بچه نه نگید داد نزنید من تا داد نزنم به کارو بد ول نمیکنه

دقیقا دختر مننن.. ینی رسما دارم روانمو از دست میدم من گاهی سر این چیزا کنترلمو از دست میدم میزنمش 💔
خستم داغونم بعدازظهرا اکثرا گیر میده بریم بیرون وقتیم میبرمش بعداز چندیییین ساعت دیگه هیچکس تو کوچه نیس این دختر من نمیاد خونه یا میگم بریم جیش کنیم باز برمیگردیم میگه نه نمیاد بااینکه میدونم وقتشه باهیچ ترفندی نمیاد چن ثانیه بعد میبینم شلوارشو خیس کرده
سر همه چیز گریه و جییغ و بهونه
هیچکسم درکمون نمیکنه از همش بدتر😪

اینکه یه سری از مامانا میان میگن به بچه این حرفا رو بزن یا بچه در قبال اون حرفا یه جوابی داده واقعا پشمای من ریخته بچهاتون انقدر بزرگ شدن؟! پس چرا پسر من انقدر کوچولوعه حرف نمیزنه ولی حرف خودشو میفهمونه مثلا امروز بهونه گیر داد که سه چرخه رو بیاره بالا سه طبقه خرکش کردم وزن خودش رو هم انداخته بود روش که مثلا داره کمک میکنه بردم تو دستشویی شستم اوردم تو اتاق ده دیقه باهاش بازی نکرد ولی اگر نمیاوردم یکساعت میخواست عررررررر بزنه

دقیقا پسرمن همینه
خواستم الان تاپیک همینو بزارم
از صبح ک بیدارشده نخوابیده و از سرشب تا حالا خوابش میاد ولی بخاطر لجبازی نمیخوابه یا همین بحث بغل کردن بعضی وقت ها میخوام سر به بیابون بزارم ولی نمیشه خیلی وقتها بی محلش میکنم باز دلم میسوزه میگم ولش کن گناه داره بچه ست
تازگیا ک باباشو میبینه از پله بالا نمیاد میگه خسته م نمیتونم بالا بیام وقتایی ک خسته باشه واقعا باباش بغلش میکنه از پله بالا میاره ولی بعضی اوقات ک میخواد بهانه دربیاره نه بغل نمیگیره من میخوام برم بیارمش اجازه نمیده همسرم میگه تنبل یا بدعادت میشه شما باشین چیکارمیکنین؟؟؟

وااای انگار پسر منه، بعد فک کن به حرفش گوش میدم میگم خدایا نکنه بدعادت بشه همه چیزشو با داد و گریه بخواد
گوش نمیدمم مریض میشم از بس داد میزنه
هرچند اونقد داد میزنه و غرغرو و نق نقو شده که رد دادم روی ارامش نشونم نمیده این بچه

اقتضای سنشون هست دختر منم دقیق همین رفتارو داره مثلا دادیم باهم بیرون راه میریم یهو سر جاش وایمیسته منکه یه چند قدمی میرم جلو هی داد میزنه مامان من موندم میگم خوب بیا بغلم داد میزنه نه تو
یعنی تو بیا بغلم کن حاضر نیس دوسه قدم بیاد جلو که بغلش کنم
الان دیگه لجبازی رو یاد گرفتن و اینکه میخوان حرف خودشونو به کرسی بشونن ماهم لجبازی کنیم بدتر میشه اگر سریع به حرفشون کنیم تموم میشه میره دیگه بیشتر اعصابمون خورد نمیشه من خودمم اول لج میکردم ولی الان دارم رو خودم کار میکنم که اصلا مقابله با مثل نکنم باهاش دیگه بچن تا هفت سالگی رئیسن

وقتایی ک گریه میکنه بگو وقتی گریت تموم شد بیا حرف بزنیم
بعد اگ اروم نشد بگو میخای بغلت کنم کم کم خودش اروم میشه
اولش کمی مقاومت کن بزرگتربشه میفهمه ک همه چیزو با گریه ب دست میاره

پسرمنم همه ی این رفتارارو داره خونه میشینیم یه جور دیوونه م میکنه بیرون میریم مثلا خونه ی مادر شوهر یا مامانم یه جوری از دماغم میاره که به غلط کردن میفتم شبا زودتر از ساعت ۳ نمیخوابه هیچکسم درکت نمیکنه صب داشتم به شوهرم میگفتم خوش بحالت داری میری سرکار یه چند ساعتی صدای زرزر بچه نمیشنوی

دختر منم همینطوره مجبوریم کناربیایم تا بزرگشن

دختر من ديروز از سر لجبازي انقدر گريه كرد تا بالا اورد دوسااااعت سر غذا خوردن لج ميكنه لباس پوشيدن و…من امروز رفتم مركز مشاوره مادرو كودك ثبت نامش كردم هفته اي يه روز كارگاه مادر كودك

دقیثا منو گفتی،قشنگ روانیم کرده😐😐

دختر منم دقیقا همه کارایی که همتون گفتین میکنه
دارم روانی میشم روانی

انگاری همشون اینجورین با این کامنتا فهمیدم طبیعیه

واااای از همه بدتر حرف اطرافیان که چرا این آنقدر لجباز شده چرا فلان‌شده چرا بهمان شده این بچه خوبی بود چرا عصبی شده بابا به شمااااا،بچها راهکاری دارین برای این رفتارها چیکار کنیم چه واکنشی بدیم کسی نمیدونه

پسر منم همینه دقیقا

فک کردم فقط دختر من اینطوریه نگو همشون همینجورن

دیوووونه شدم از این اخلاقاش
من خودم اصلا محل نمیدم هرچی میخاد گریه کنه ولی خانواده هامون دلسوزی میکنن میگن گناه داره بچه
و واقعا در حدی گریه میکنه ک سیاه میشه و نفسش ب زور بالا میاد
البته دکترم گفت این بی محلی بدترین کار و در بزرگسالی باعث مشکلات زیادی میشه ولی نمیشه هم همش ب حرفشون گوش کرد

انگااارپسرمنو گفتی دقیقااااا پسرمنم اینطوره امروز رفتیم خونه مادرشوهرم دائم دهنش بازبود کفرهمه رودراورده بود

بچه خواهر من داره ۴ سالشمیشه هنوز همینجوریه 😐😐😐

دختر منم همینه ، خیلی لج بازی و زور گویی میکنه منتها تایم گریه ا ش خیلی کوتاه ، زود خودش گریه رو بی خیال میشه ، البته منم با یه چیز دیگه حواسش و پرت میکنم ولی خیلی وابسته به من هست همش میگه پیشم باش

پسر منم چند روز اینجوری شده بود
از شیر که گرفتمش نصفه شبا داستان داشتیم باهاش
باید گوش بدی به حرفش وگرنه تا صبح گریه میکنه😂

تازه بغل کردنش هم باید سرپا باشم.. نشسته بغلش کنم بغل محسوب نمیشه

پسر منم همینه

دقیقا مثل دختر من

سوال های مرتبط