۱۲ پاسخ

عدالت چی‌کشک چی پشم چی امتحان چی
دلت خوشه ها

یادمه یجایی خوندم میگفت زمانی به ارامش میرسید که بفهمید هیچ چیز این دنیا روی عدالت نیست. واقعا اینطوره

والااااا
یه بار هم ما پولدار شیم امتحانی ببین شاید پولدار خوبی بودیم 😑😌

وووووووش خدا قربون چشاش برم من😍
یاد بچگی پسرم افتادم دستشم اینجوری میذاشت زیر چونش ای خدا🥲

ماشالله بهش عزیزم

عدالتی درکارنیست هرروز پول دارها بیشترپولدارمی شنه گشنه هام بیشترگشنه آره گلم این رسمش

به حضرت عباس همین الان بعد کلی گریه سر همین موضوع اومدم گهواره

من اون زمانی از عدالت دل کندم ک مادرمو تو همون ماشینی بردن سردخونه که یه پیرزن ۸۷ ساله رو بردن
زیاد ب عدالت دل نبند😓😓

وای گلم همه همینن اونقدر همه چی گرون شده 😔😔

😢😢😢😢😢😢

دقیقا عزیزم خدا بدادمون برسه همه چیز درست میشه ی روزی ولی شاید ما اونروز نباشیم❤️❤️❤️❤️

فعلا اوضاع همه همینه
بدون تنها نیستی
منم هر روز دلم به حال شوهرم میسوزه ولی من بیشتر از اون کار میکنم کامل میفهمم حالشونو
واقعا روزی نیست که نفرین نکنم چه به روزمون اوردن

🥲🥲🥲هیچ عدالتی نیست فعلا همه هرروز شرمنده تر میشن 🥲

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا عصابم بخاطر بچم خیلی بهم ریخته، حس میکنم اونطوری که باید در حقش مادری نکردم، همش عذاب وجدان دارم، خدا لعنتم کنه چرا نفهمیدم بچم عفونت گرفته، که حالا کارش بجایی برسه که عفونت خونش برسه به ۱۱۶، شاید باورتون نشه از شیش ماهگی تا الان بچم وابستگی شدید به شیر خودم داره، ازشیش ماهگیش تاالان نشده فقط یک شب بتونم دوساعت کامل بخابم، یعنی از ساعت چهار نصف شب بیدار میشه تا خوده ظهر یه کله شیر میخوره، همیشه یه مادر خسته بودم ،کمبود خواب داشتم، ازیطرف خونه رو تمیز کن، از طرفی ناهار شام درست کن ، از طرفی باید به بچه میرسیدم، مریضم که میشد دیگه قوز بالا قوز میشد، از روزی که مادر شدم دیگه حتی خودمو فراموش کردم حتی دو این دوسال یکبار نشد برم آرایشگاه بخودم برسم، اما باهم اینا فکر میکنم اونطور که باید واسه بچم مادری نکردم، از خودم خیلی دلخورم، چرا باید انقد مادر بی فکری می‌بودم که حالا بچم بخاد عفونت بگیره، میخام چندروز دیگه برم هم آزمایش خون هم آزمایش ادرار واسه بچم بگیرم، خدا رو به بزرگیش قسم میدم که اینبارم به کنه مادر رحم کنه بچم جواب آزمایشش خوب بشه، بچمو که بردم اورژانس اونجا گفتن باید بستری بشه وگرنه عفونتش به مغزش آسیب میزنه از اون شب تاالان همش ته دلم خالی میشه، همش نگاه بچم میکنم دلم آتیش میگیره تو رو خدا واسه بچم دعا کنید چیزیش نباشه، من تمام دلخوشیم تمام زندگیم بچمه، جونم به حونش بنده ،انقد که وقتی مریض میشه پا به پاش مریض میشم، الهی که خدا هیچ مادری رو با جیگر گوشش امتحان نکنه الهی که خاری که قراره تو پای بچم بره تو قلب من بره اما بچم چیزیش نشه،تواین دنیا هیچی از خدا نمیخام جز سلامتی بچم
مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
گاهی اینقد خسته میشم دلم میخاد بشینم یه دل سیر گریه کنم
ولی وقتی فکر میکنم بهش بغض راه گلومو میبنده
از بچه داری
مسیولیت خونه
غذا درست کردن
این الرژی سنگین پسر کوچولو

واقعا دیگ نمیدونم چجوری باید اروم کنم خودمو
همش باخودم حرف میزنم پادکست گوش میدم صبر کن درست میشه

بند بند انگشتام درد میکنه استخونام همه تیر میکشه باید برم ازمایش بدم فککنم روماتیسم باشه نمیدونم واقعا
ولی این حجم از درد و دیگ نمیتونم تحمل کنم
اخه ادمی هم نیستم غر بزنم همش گاهی دلم خیلی پر میشه
میام اینجازو میخونم میبینم شرتیط همون مثل همه
امیدوارمیشم میگم پس میگذره
به روتین قبل برمیگردیم


خیلی از مامانم دلگیر میشم
اینگاری ازش خیلی باید بخام تا یه کاری بکنه

درست یارا خیلی شیطون درسته پیر شدن توان بدنی ندارن
ولی واقعا منم کم میارم گاهی
مغزم واقعا خسته میشه
این حجم از گریه جیغ غر
اصلا برام قابل درک نیست

همسرمم که کمک نمیکنه
من تنهایییی تو این زندگی خیلی مسیولیت دارم و واقعا کم میارم گاهی
😔😔😔😔



خدایا کمک کن صبر بده
بگذره این روزا .....