خلاصه باز بردنم داپلر دادم که مشکوک به آی یو جی آر زد ولی چون دستگاهش خیلی دقیق نبود خود دکتر سونوگرافی گفت برو بیرون از بیمارستان هم تکرار کن همین سونو رو ...
خلاصه دکتر بیمارستان هم سونو رو دید و گفت برو بیرون از بیمارستان تکرار کن و جوابش و بیار برام امروز اگر اوکی بود خطرناک نبود که (۳ یا۴ روز دیگه)جمعه بیا بستری شو برای زایمان خودمم هستم اگر سونو خوب نبود که امشب یا فردا صبح بستری شو زایمان کنی حتما ...خلاصه رفتم بيرون از بیمارستان تکرار کردم ... جوابشو بردم دوباره بیمارستان سونو رو که دکتر دید گفت امشب یا فردا بیا برای زایمان ...ولی یه مکث کرد زنگ زد به همکارش تو بیمارستان قائم ...احساس کردم کار خدا بود همش...باهم مشورت کردن قرار شد من فرداش برم بیمارستان قائم دوباره داپلر بدم اگر اوکی نبود بستری شم اگر هم خیلی خطری نبود جمعش بستری شم با اینکه ۳۷هفته بودم ولی بخاطر آیوجی آر مجبور به جلو انداختن زایمان بودیم

۲ پاسخ

من ب همین دلیل 37هفته تمام سزارین شدم
2350بچم سالم ب دنیا اومد. خداروشکر دستگاه هم نرفت

خدا به منم خیلی کمک کرد و بچم دستگاه نرفت

سوال های مرتبط

مامان نخودی مامان نخودی ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین البته از طبیعی تبدیل شدم به سزارین

سلام مهربونا۳۷ هفته بودم که احساس کردم آبریزش دارم ..شب ساعتای ۱۲ تقریبا رفتیم بیمارستان ...ان اس تی گرفتن و یکم ضربانش نرمال نبود یه ماسک زدو گفت حسابی بو کن ..بعدش ضربان اوکی شد ..گفتنباید تست آمنیوشور بدی ولی ما وسیله شو تموم کردم برو بخر ‌...
من بستری بودم همراهم کلی داروخونه گشت ولی پیدا نکرد ...بیمارستان هم گفت تا صبح باید بمونی تا بری سونو مطمئن شیم ..موندم تا صبح ....
صبح هم وسیله امنیو شور پیدا شد هم سونو کردن...
وای امنیوشور افتضاح بود یه چیز آهنی گنده کردن تو واژن که واقعا بد بود...و گفتن آبریزش از کیسه آب نیست و ترشح هست...
بعدش بردنم سونو ...سونو مشکوک بود به آی یو جی آر ...یعنی مشکل خونرسانی جفت به جنین البته اینم بگم دوبار سونو شدم یعنی اول رفتم سونو وزنش از آخرین سونو که آزاد رفته بودم چند هفته قبل کمتر زده بود ..دکتر بیمارستان که دید گفت داپلر بده ..البته که همش کار خدا بود انگار فقط داشت جون بچه رو نجات میداد ...بقیشو بگم شمام حس میکنین که واقعا لطف کرد و نگه داشت بچه رو🥹
مامان نینی🩷 مامان نینی🩷 ۸ ماهگی
خانما گفتید تحربه زایمانم رو بگم
لطفا اونایی که حساسن و میترسن نخونن🫠

من بزای آخرین بار که رفتم پیش دکترم بهم گفت که همه چی اوکیه وزن بچه هم ۳ کیلوعه شنبه تاریخ ۱۰ آبان برو بیمارستان برای بستری شدن
منم با اینکه درد نداشتم ولی خب وقتش بود رفتم بیمارستان... نوار قلب گرفتن معاینه کردن گفتم اصلا دهانه رحمت باز نشده برو سونوگرافی جوابشو بیار برای ما
منم رفتم سونو، دکتری که داشت سونو میکرد گفت آب دور جنین کم شده حتما باید بستری شی. خلاصه من دوباره رفتم بیمارستان که گفتن ن دوباره باید بری سونو تا مطمئن بشیم😐 اقا من دوباره ی سونوی دیگه پیش ی دکتر دیگه رفتم و اون دکتر هم همون حرفای دکتر قبلی رو زد اما باز بستری نکردن 🙂‍↔️ گفتن ما تشخیص میدیم آب دور جنین اندازه اس نیازی بستری نیس برو ولی هرروز بیا برای نوار قلب
منم اومدم خونه و تا سه شنبه هرروز رفتم برای نوار قلب و هر دفعه هم معاینه میکردن میگفتن اصلا باز نشدی
منم که کلی از این معاینه ها کلافه شده بودم از بیمارستان رفتم پیش مامای خودم، اونم ک سونو کرد گفت چراا تا حالا بسترین کردن آب دور جنین خیلی کم شده حتما باید امروز بستری شی
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۵ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان دلسا🩷و آرسام🩵 مامان دلسا🩷و آرسام🩵 ۱۴ ماهگی
پارت ۲
( اگه کسی خواست بیاد شخصی پیام بده معرفیش کنم) و پیدا کردم و شمارشو برداشتم و پیام که دادم گفت سزارین اختیاری انجام میده و ۱۵ میگیره خودش و ۱۷ هم هزینه بیمارستان با بیمه تامین اجتماعی خیلی خوشحال شدم رفتم ویزیت شدم و تو همون بار اول بهم نامه داد برای ۲/۲ که برم بیمارستان برای زایمان ولی ننوشت سزارین گفت که بیا اون روز میام بالا سرت با یه بهونه میبرم سزارین که اجباری حساب بشه و بتونی از بیمه ات استفاده کنی سر این موضوع کلی استرس داشتم که خدایا سرکاری نباشه دردم بگیره و نیاد برم بیمارستان آمپول فشار بزنن بهم بمونم درد بکشم خلاصه روز قبل که قرار بود برم بیمارستان پول دکتر و واریز کردم و دکتر گفت فردا ۶ صبح برم بیمارستان بلوک زایمان شب قبلش همه چی و آماده کردم و صبح زود رفتیم بیمارستان و با نامه دکتر بستری شدم دکتر تاکید کرده بود نه خودم نه همسرم حرفی از سزارین نزنیم ولی تو بلوک زایمان همه میدونستن که من قرار سزارین شم و اومدنم اونجا فرمالیته است
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۲ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت یک 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

ساعت ۸ صبح رفتم بیمارستان که از دکتر نامه بستری بگیرم به حساب پریودی ۳۹ هفته و ۱ روزم بود و برای احتیاط ناشتا رفتم 😆😬

اخه کسایی که منو تو گهواره میشناسن میدونن که یک ماه بود که هر هفته یکشنبه ها دکتر میگفت بیا بیمارستان تا بهت نامه بدم میرفتم یا دکتر نمیومد یا نامه نمیداد میگفت هفته بعد یا بیمارستان میگفت هفته ات پایینه ( من سز دوم بودم و بیمارستان دولتی رفتم و خیلی اذیت میکردن میگفتن حتما باید پایان ۳۹ هفته باشی تا سزارینت کنیم )
خلاصه شنبه رفتم و برای اولین بار این دکتر رو میدیدم دکتر خیلی جوونی بود و خوش برخورد با همون دیدار اول حس خیلی خوبی ازش گرفتم ( دمتر شیفت قرار بود عملم کنه )
بهم گفت‌ امروز خسته ام ولی بهت نامه میدم فردا بیا بستری شو منم گفتم من امروز ناشتا اومدم‌اگه‌امکانش هست امروز عملم رو انجام بدین 🤣😁

واقعیتش از تاریخ ۰۵/۰۲/۰۵ خوشم میومد و رند بود من حتی قبل رفتن ساک بیمارستان خودم و بچه رو هم برداشته بودم به امید زایمان تو این روز 😬✋

دکتر هم در‌کامل تعجب گفت بیا این نامه برای همین امروز برو بلوک زایمان بستری شو تا من مریض های کلینیک و ببینم و بیام 🥹😍

زنگ زدیم مامانم گفتیم سریع بیاید دارم بستری میشم
تا مامانم‌ اینا برسن من با مدارک رفتم داخل بلوک‌ زایمان با همسرم و کار هاشو انجام دادیم سنو هام و ازمایش هام چک شدن و بسترس شدم مامانم اومد دیدمش و …

ادامه رو پارت بعدی میزارم 😅😌
مامان حسنا و حامی مامان حسنا و حامی روزهای ابتدایی تولد
سوال:تجربه زایمان طبیعی (بچه دوم)
من ۳۶ هفته درد خیلی زیاد واژن داشتم در حدی که پاهام به زور باز و بسته می کردم رفتم دکترم معاینه کرد گفت دهانه رحمت نرمه برام سونو و nstنوشت
۱۰ روز بعدش دوباره رفتم دکتر گفت دهانه رحم ۱ سانت ولی بچه توی کانال نیست هنوز وقت داری شیاف گل مغربی بزار ،رابطه و پیاده رویی و اسکات بزن
من خیلی دوس داشتم بچم خرداد به دنیا بیاد ولی تاریخ زایمانم ۲ تیر بود دکترم گفتم می خوام خردادی بشه بچم ۳۹ هفته بودم معاینه تحریکی کرد گفت الان شدی دوسانت کم کم دردات شروع میشه دوباره سونو و nstنوشت که همون روز انجام بدم(چون بندناف دور گردنش بود دکتر می گفت حرکاتش و ضربان قلبش باید همش چک بشه)رفتم بیمارستان nstجوابش خوب نبود دکترم گفت مجدد شب انجام بده سونو دادم مشکلی نبود گذاشتم دکترم گفت حواست به حرکت ها باشه فردا دوباره برو nst منم فرداش رفتم بیمارستان دولتی برای nstحرکاتش کم شده بود معاینه ام کرد گفت ۱ سانت با دهانه رحم بسته و سفت این ۱ سانتم بخاطر زایمان قبلیه هر کس میومد برای بستری می گفت برو دردات شروع شد بیا زیر ۴ سانت بستری نمی کنیم خلاصه خیلی خوش برخورد بود و خیلی نرم و محتاطانه معاینه کرد