#تجربه #زایمان_طبیعی

یه روز صب که بیدار شدم احساس کردم ریتم حرکاتش مثل قبل نیس و کم شده، رفتم بیمارستان ان اس تی دادم، که گفتن نه خیلی عالیه که بگم خیالت راحت برو ، نه خیلی خرابه...
خلاصه که با دکترم صحبت کردن دستور بستری داد و گفت بستری بشم برا زایمان. تو بیمارستان بهم گفتن ممکنه الان اتفاقی اینجور نشون داده باشه ممکنه هم واقعا چیزی باشه...زایمان هندونه دربسته هست، ولی نظر دکتر این بوده که بستری بشی...

دیگه من با ماما همراهم مشورت کردم و تصمیم گرفتم مجدد نوار قلب بدم و به بیمارستان گفتم الان با رضایت شخصی میرم ، یه چیزی بخورم و ... بعد دوباره نوارقلب رو تکرار میکنم ببینم چی میشه جوابش...
رفتم ناهار خوردم مجدد بیمارستان ان اس تی دادم جوابش همونجور بود...اون موقع پزشک خودم خارج شهر بود و اونجا با پزشک انکال پرونده تشکیل دادم به ایشون زنگ زدن و اوناهم نظرشون رو بستری شدن بود. و
ادامه تو نظرات ارسال میکنم

۱۳ پاسخ

ادامه

یه سلامتی عزیزم
قدمش مبارک باشه
پس درد بعد از زایمان نداشتی ؟

عزیزم دکترت کی بود؟ کدوم بیمارستان بودی از زایمان اولی بهتر بود یا ن

خداروشکر 😍
ماما همراهت و دکترت کی بود کدوم بیمارستان بودی

به‌به خدا رو شکر چه تجربه خوبی😍
مبارک باشه🥰
میشه بگین توی چند هفته روی خرماها و آب، قرآن و دعا خوندین و آماده‌شون کردین؟

مبارک باشه عزیزم 😍 میشه بپرسم دکترت و ماما همراه کی بود؟

خب.

قدمش پرخیروبرکت باشه گلم چندهفته بودی

خدارو شکر به سلامتی زایمان کردی 🥰

خداروشکر خدارو صد هزار مرتبه شکر واقعا برات خوشحال شدم منم دعا کن🥺😍

مبارکه گلم چند هفته زایمان کردی؟

ای خدا مبارکه 🥹
ماما همراهتون کی بود

ادامش کو خواهر

سوال های مرتبط

مامان نخودی مامان نخودی ۴ ماهگی
مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 روزهای ابتدایی تولد
#تجربه_زایمان1
سلام مامانا🖐🏻من دوشنبه رفته بودم مطب دکترم، معاینه تحریکی کرد و گفت دوسانتِ خوب بازه و فردا یعنی سه شنبه برم بیمارستان و ان اس تی بدم.
نه دردی داشتم نه چیزی، فقط برای ان اس تی رفته بودم بیمارستان که گفتن نوار قلب بچه اصلا خوب نیست و فقط داره انقباض نشون میده. دستی معاینه کرد ولی انقباضی نداشتم نمی دونم چرا دستگاه های ان اس تی انقباض نشون میدادن.
دوباره تو بیمارستان منو معاینه کردن و گفتن ۲ به ۳ سانتم و باید بستری بشم.
هرچقدر مقاومت کردم که بستری نشم ولی قبول نکردن دیگه دکترم اومد و گفت حتما باید بستری شم من دیدم چاره ای ندارم و بستری شدم.
تو لیبر بستری شدم و آبمیوه خوردم و دوباره ان اس تی گرفتن، این سری ان اس تی خوب بود من فکر می کردم مرخصم کنن ولی دیگه گفتن باید همین امروز زایمان کنم.
هیچ دردی نداشتم برای همین خیلی استرس داشتم...
شروع کردم به راه رفتن و اسکات زدن، سعی کردم بیشتر تحرک داشته باشم تا بخوام دراز بکشم و بشینم.
من مامای همراه گرفته بودم و از اول بالای سرم بود.
واقعا مامای همراه معرکه ست و اگه مامای همراه نداشتم نمی دونستم باید چیکار می کردم...
مامان Babies مامان Babies ۱۶ ماهگی
#زایمان طبیعی دوقلو
#پارت سوم
خب جونم واستون بگه که اومدم خونه و با گل پسرم آقا یاسین خداحافظی کردم و گفتم واسه مامان و داداشیا دعا کن🥰❤️
بعدش با همسرم رفتیم بیمارستان آتیه و با دستور بستری ای که داشتم،رفتم پذیرش و پرونده رو تشکیل دادم و رفتم بخش زایمان
اونجا از همسرم خداحافظی کردم،چون اجازه نمیدادن بیاد داخل...
هیچی دیگه رفتم داخل بخش و دکترم رو دیدم که گفت چرا پرونده تشکیل دادی؟خیلی زوده واسه زایمانت که....اگه پرونده نداشتی مرخصت میکردم...دکتر شیفت قبل چرا گفته بستری بشی آخه؟!!!!!
بعدم گفت حالا که پرونده تشکیل دادی دیگه نمیشه کاری کرد؛برو تو یکی از اتاقا بخواب تا ازت ان اس تی مجدد بگیرم....
وقتی ان اس تی رو واسم انجام دادن،دکترم به همکارش گفت نوارش نانِ....بهتره که سونو گرافی اورژانسی بشه....همونجا واسم سونو انجام شد که دکترِ سونو گفت شرایط جنین ها خوبه...وقتی برگشتم بخش زایمان و دکترم سونومو دید به همکاراش گفت امشب رو بستریش کنیم اگه زایمان کرد که هیچی؛اگه نه که فردا مرخصش می کنم....
خلاصه همسرمو که پشت در بخش بود،صدا کردن که بره و واسم پرونده ی بخش تشکیل بده...(البته تو این فواصل همسرم به پدرم زنگ زده بود و اون بنده خدام مادرمو آورده بود بیمارستان و مادرمم پشت در بخش بود.)
خلاصه پرونده ی بخش رو واسم تشکیل دادن و منو از بخش زایمان به بخش زنان انتقال دادن...
ادامه در تاپیک بعدی...