منم دقیقا همین مشکلو داشتم و دارم تقریبا مثلا بچه خیلی گریه میکرد مستاصل میشد میگفت زنگ بزنم مامانم
چندبار پریدم بهش که ول کن دیگه مامانتو مگه خداست هی هرچی میشه مامانم مامانم
یا هی مامانش میومد به بچم میگفت دختر مامان،خوبی مامان به شوهرم گفتم به مامانت بگو به بچه من نگه مامان،تو بچه ی مامانتی این بچه منه فقط من حق دارم بگم مامان یا میاد از بغلم میگیرتش مامانش دو سه بار گفتم نه الان دلم میخواد بچم بغل خودم باشه و ندادم به شوهرمم گفتم این بچه ی منه الویت منم نخوام به کسی بدم نمیدم خدا بیاد رو زمین من بچمو بغلش نمیدم اگر نخوام
و ببین اشتباه منو نکن این مامانش میومد اینجا همینجوری هی تو بغلش میگرفت شیرشو میخواست خودش بده رو پای خودش میخوابوند خونشم نزدیک تو هفته دو سه بار این وضع پیش میومد
بچه ی من یادش رفت مراقب اصلی کیه انگار بچه ای که بین دو سه نفر ندیمه بزرگ شه بغل هرکسی دیگه اوکیه
عادت کرد رو پا بخوابه در حالیکه من بخاطر بارداریم نمیتونم رو پا بخوابونمش شبا دهنم سرویس میشه
یه چند روزه یه جنجال حسابی راه انداختم و شوهرمو نشوندم سر جاش که دست ازین کارای مزخرفشون بردارن و بذارن با خیال راحت مادری کنم
تو تا به اون مرحله نرسیدی ریز ریز نذار اینکاراشونو ادامه بدن
هرکسی ام تا این حس های گند رو تجربه نکنه نمیفهمه ما منظورمون چیه
خیلیا من جمله مامان خودم میگن وا ول کن راحتی بچت وابستت نیست حالا بذار اون بزرگ کنه تو راحتتری
ولی من میگم نه من بار اولمه مادر شدم دوست دارم خودم بزرگ کنم خودم مادری کنم هرچقدرم سخت و طاقت فرسا هرچقدرم نابلد این حق منه
اگه میتونی این وضعیت رو یکی دو سال تحمل کن ، بچه ت بزرگ بشه فقط تو رو میخواد ..... اگه نه که دفعه بعدی که بچه رو داد مامانش و گفت بلد نیستی ، بذار برو و نیاز نیست حفظ ظاهر کنی . وقتی چیزی به روحیه ت صدمه میزنه و از تحملت خارجه یه جنگ حسابی با شوهرت راه بنداز تا بشینه سر جاش . فقط قبلشبه خانواده خودت توضیح بده تا وسط جنگ یهو نپرن طرف شوهرت رو نگیرن
منشوهرماوایل وقتی دخترم گریه میکرد توبغلم بود میومد از بغلممیگرفتش هلممیداد میگفت تو بلد نیستی نگهش داری درحالیکه گریه دخترم ربطی به من نداشت هرچیمیشد هلممیداد میگفت برو تو بلد نیستی
بابا خیلی حساس هستین کاش مادرشوهر منم. اینقدر بچه هام دوست داشت. و بلد بود میدادم نگه داره کمکم. 😀 .
ببین هرچقد هم اون نگه داره محبت کنه بچه به مادرش وابسته میشه البته اگه سر کار نری و خودت نگهش داری
خواهر من اشتباه کرد سرکار رفت دخترش مامانم نگه داشت الان دختره ۱۱ساله تا مامانمو میبینه از مامانش شکایت میکنه میگه مامان من تویی 🤣🫤 ولی خودت نگه داری بیشتر از همه تو رو دوست داره
برا من عبرت شد،لیسانس مشاوره دارم،زبان انگلیسی و آلمانی بلدم ولی تصمیم گرفتم سرکار نرم بچمو خودم بزرگ کنم از هر کاری واجب تره
واقعا درک میکنم منم بودم عصبانی میشدم مادرهمسر من طبقه پایین ما هستن ولی خداییش از این کارا نمیکنه تا خودم صدا نکنم تا ندم یا نبرم نمیاد آویزون بچه شه. قطعا باید به همسرت بگی ناراحتیت رو
وای مادرشوهر من اینکارا میکرد البته که خوب نگه میداره خدایش تمام تلاشو میکنه بچم صدا نده بازی میکنه میگردونه.منم میگفتم حالا که مامان جونت هست من میرم میخابم واقعا هم میرفتم میخابیدم یا بیرون رفتی میگرفت بغل میگفتم خسته شدی بدش من و برا خودم راحت قدم میزدم🤣 الان فوری یکم بغلش میگیره میگه وای من دیگه نمیتونم پیر شدم دیگه😂😂😂
بنظرم اهمیت نده.من دیگه بیخیال شدم.تو مامان کاملی هستی.بخودت افتخار کن بخاطر بچت کارتو کنار گذاشتی.منم همینکارو کردم.شاید هنوز خیلی چیزا باید یاد بگیریم.ولی هیچی از عشقمون به بچمون کم نمیکنه.و هر کاری براش میکنیم
منم همسرم تا مامانشو میبینه بچمو میده بهش.البته خیلی ذوقشو میکنه.ولی مدام یا میگه گرمشه.تشنشه.فلانشه.شوهرمم حرفاشو تکرار میکنه.میره رو اعصابم.تا مخالفتم میکنی میگه ۳تا بچه بزرگ کردم لازم نیست به من یاد بدین.در حالی که خیلی بد بچه رو بغل میکنه.مدام نگرانم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.