رمانه یا برای خودت
#چَنگم_نَزن_وحشی 🤫❌
#پارت63
این پا اون پا کردم که خودش حولهم رو دورم پیچید.
- شب میام پیشت ...
چشم هام برق زد که باز پرسیدم:
- تا صبح پیشم میخوابی؟
سر تکون داد و بازوم رو گرفت و منو تا دم در کشوند که دوباره لب زدم:
- بغل و بوس چی؟
نفسش رو کلافه بیرون داد و دست به صورتش کشید.
- اگه به سوال پرسیدنت ادامه بدی، هیچ کدومش!
سکوت کردم و از ترس سمت اتاق خودم رفتم.
نمیدونستم چی بپوشم ...حالا که زیور نبود اشکالی نداشت اگر یکم باز تر می پوشیدم.
پیران تا زانو سفید با شکوفه های صورتی تن کردم و موهام رو باز گذاشتم و کمر پیراهنم رو سفت کردم.
این هارو قبلا وقتی کیارش بود میپوشیدم که به چشمش بیام اما هیچ وقت موفقیت آمیز نبود.
یقه قایقی لباسم رو روی شونه هام کشیدم و آستین های رو دور مچم دکمه کردم.
عطر زدم ...بر خلاف همیشه.
من امشب بغل میخواستم ...
از اتاق بیرون اومدنم مساوی شد با بیرون اومدن چاووش و نگاه معطوفش.
اما غرور پشت نگاهش اجازه نمیداد معنای واقعیش رو بفهمم و زیر نگاهش پایین رفتم.
دایه هم از دیدن چاووش تعجب کرده بود که چشم ریز کرد.
- چرا با زنت نرفتی؟
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.