۷ پاسخ

من و شما دقیقا تو یه روزیم😍
ان‌شالله به سلامتی زایمان کنی.

بسلامتی و دل خوش ان شالله بغل بگیریش 🥰😍

یک روز از من عقب تری😊😍

عه منو تو باهمیم 🤭😂

خدا برای هم حفظتون کنه لحظات خوبی کنار هم بسازید 🤍🥹🤲🏻

ای جانم عزیزم 🥹به سلامتی بغلش کنی گلم 😍❤

عزیزممم انشالله صحیحو سالم باشه
و به زودی تو بغلت بگیریش‌..😍❤️

سوال های مرتبط

مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 هفته سی‌وششم بارداری
💓گاهی هنوز باورم نمیشه…
من و تو، دوتایی، انقدر راه اومدیم و حالا رسیدیم به ماه هشتم🥹🤍

از اون روزای اولِ پر از ترس و ذوق،
از شبایی که با نگرانی خوابیدم و با امید بیدار شدم،
از لحظه‌هایی که دلم ضعف می‌رفت برای شنیدن صدات،
تا امروز که لگدات شده قشنگ‌ترین حس دنیا…

این ماه‌ها فقط گذر زمان نبود،
من توی هر درد، هر بی‌خوابی، هر اشک و هر لبخند،
کم‌کم مادر شدم…
و تو، آروم‌آروم، شدی همه‌ی قلبم.

حالا من و دخترکم در چند قدمی دیدار هستیم
و وارد ماه هشتم شدیم ؛
قندعسلم راستشو بخوای اصلا دوست ندارم از وجودم جدا بشی دوست دارم تا اخرین نفس هام تو بند بند وجودم کنار قلب خودم نفس بکشی و من ضعف کنم برای تکون خوردنات
حقیقتا دلم برای این روزای شیرین بارداری با همه سختی هاش تنگ میشه روزایی که تو وجود خودم هستی
نزدیک‌تر از همیشه به آغوشی که هر روز براش رویا می‌بافم🤍🫀🤰🏻💙
تو شدی قند روزا تلخم که باهات غم هام،خستگی هام یادم رفت 💓

بمونه به یادگار از ماه هشتم بارداری
۱۴۰۵/۵/۳❤️
مامان 🩵محمد🩵 مامان 🩵محمد🩵 هفته سی‌وپنجم بارداری
«امروز ۴ مرداد ۱۴۰۴ و آخرین روز هفت ماهگی...🤍
راستش هنوزم بعضی وقتا ک دستمو میذارم روی شکمم با خودم میگم یعنی واقعاً تو اونجایی؟ واقعاً من مامان شدم؟
۲۹ هفته و ۶ روزه که نفس‌هام با تو گره خورده. ۲۹ هفته و ۶ روزه که هر شب قبل خواب باهات حرف می‌زنم، با لگد زدنت ذوق می‌کنم و با هر حرکتت خیالم راحت میشه که حالت خوبه.
پسرم، تو هنوز نیومدی ولی قشنگ‌ترین اتفاق تمام زندگی من شدی.
نمی‌دونی چقدر منتظرت بودم... چقدر تو رو قبل از اینکه ببینمت دوست داشتم. من از همون دو خط صورتی کوچیک، عاشقت شدم.
امروز آخرین روز هفت ماهگیته و دلم یه جور عجیبی گرفته... انگار همین دیروز بود که فهمیدم توی وجودم داری رشد می‌کنی و حالا فقط چند هفته تا بغل کردنت مونده.
یه گوشه از قلبم بی‌صبرانه روز شماری می‌کنه که صورتت رو ببینم و یه گوشه دیگه‌ش دلش می‌خواد زمان یه ذره آروم‌تر بگذره و این روزهای قشنگ با تو بودن تموم نشه.
فقط سالم باش عزیزِ دل مامان. من برای بغل کردنت لحظه‌شماری می‌کنم...»
«پسرم، قول میدم تا آخر عمر، امن‌ترین جای دنیا برای تو آغوش مامانت باشه... .» 🤍
#بارداری #هفت_ماهگی #زایمان
مامان هدیه امام رضا مامان هدیه امام رضا ۱ ماهگی
مامان قندعسلام💗🩵 مامان قندعسلام💗🩵 هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 هفته سی‌وششم بارداری
بلاخره منو نی نی جونم هم دو رقمی شدیم🩵🥹👼
راستش هر شب که دستم رو می‌ذارم روی شکمم، منتظر می‌مونم تا اون تکون‌های کوچیک و شیرینت رو حس کنم.
وقتی باهام حرف می‌زنی، وقتی با اون ضربه‌های ریزت بهم می‌فهمونی که اون تو هستی و داری رشد می‌کنی، دنیا برای چند لحظه برام وایمیسته.
انگار توی اون سکوت، داریم با هم یه عهدِ محکم می‌بندیم؛ عهدِ اینکه تا ابد کنار هم باشیم.
این ماه‌هایی که گذشت، پر از تغییر بود؛ از خستگی‌های بی‌هوا گرفته تا اون حسِ سنگینیِ شیرینی که حالا دیگه بخشی از وجودم شده.
ولی راستش رو بخوای، هر بار که به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگه قراره اون صورتِ ماهت رو ببینم، بوی تنت رو حس کنم و بالاخره دست‌های کوچولوت رو توی دستم بگیرم، تمامِ سختی‌ها برام رنگ می‌بازه.
تو هنوز نیومده، شدی دلیلِ اصلیِ آرامشِ من
شدی هم‌سفرِ لحظه‌هایِ تنهام. تو داری یادم میدی که عشق، چقدر می‌تونه بزرگ و بی‌انتها باشه.
عزیزِ دلم، آرامِ جانِ مادر، حالا که رسیدیم به هفت ماهگی، می‌خوام بدونی که چقدر بی‌صبرانه منتظرتم.
قول میدم وقتی اومدی، دنیا رو برات به جای قشنگ‌تری تبدیل کنم.
فعلاً همین‌جا، توی امن‌ترین جایِ جهان—یعنی کنارِ قلبم—بمون و با خیالِ راحت بزرگ شو.
من اینجا، هر روز، هر ساعت و هر ثانیه، با تمامِ وجودم مراقبِ این پیوندِ نازنینمون هستم.»🩵🫆💙
امیدوارم ماه هفتم حداقل زودتر بگذره🥹🩵
#البته برای منی که میخوام سزارین بشم
میشه ۸۵ روز😍
مامان حامی💙 مامان حامی💙 هفته بیست‌وهشتم بارداری
امروز هم یه قدم دیگه از این مسیر قشنگ و پر از حس رو پشت سر گذاشتم… 🥹🤍
این ازمایش برای من یه یادگاریه از روزایی که دارم برای رسیدن به پسر کوچولوم یکی‌یکی پشت سر می‌ذارم. 💙
خدایا از ته دلم شکرت…
شکرت که تا اینجای راه کنارم بودی، شکرت که هر بار که ترسیدم، یه جوری آرومم کردی، شکرت که من و نی‌نی کوچولوم رو تا امروز سالم نگه داشتی. 🤲🏻🥹
پسرم، مامان برای رسیدن به تو روزای مختلفی رو گذرونده؛ روزای پر از ذوق، نگرانی، انتظار و دعا… ولی هر بار که بهت فکر کردم، دلم گرم شد که آخر این راه قراره تو رو توی بغلم بگیرم. 🥹💙
خدایا فقط ازت می‌خوام از اینجا به بعدم خودت هوامونو داشته باشی. کمکم کن باقی این ماه‌ها هم به سلامتی و خیر بگذره، من و پسرم سالم بمونیم و آخر این مسیر، همه این نگرانی‌ها تبدیل بشه به یه عالمه اشک شوق و بغل کردن پسرم… 🥹
روزی که بالاخره حامی کوچولوم رو بذارن توی بغلم، می‌خوام با تمام وجودم بگم:
خدایا شکرت…
شکرت که منو تا اینجا رسوندی،
شکرت که آخرش به آغوش پسرم رسیدم. 💙🤲🏻
✨️بمونه ب یادگاری✨️
۱۴۰۵/۵/۱۷