سلام از ۲۸ هفته که انشاا...هفته امن برای منو دخترم باشه
میدونی دخترم تو بچه اولم نیستی قبلش ۲ تا داداشتو از دست دادم و رفتن پیش خدا
بار اول که مادر شدم همش ۲۰ هفته دوام آورد مشکل داشت خودم اجازه ختم بارداری دادم داداشت رفت پیش خدا کارن مامان رفت و تنهام گذاشت
من هنوز که هنوزه دارم غم نبودش رو تحمل میکنم و بخاطر تو که بند وجودم شدی سعی میکنم شاد باشم
مادری قربونت برم بالاخره رسیدیم هفته امن ولی از نظر من هفته امن اون روزیه که سالم و سلامت بزارنت بغلم و غم ۴ سال گذشته رو فراموش کنم با اومدنت
مادر به قروبنت بشه تمامی سختی های دنیا رو تحمل میکنم برای دیدنت برای بغل کردنت برای بوییدنت
مادرجونم قوی بمون و به مادرت هم قوی بودن رو یاد بده
تو قوی باشی من حاضرم تمام وقت استراحت باشم من حاضرم تمام دردها و سختی ها رو به دوش بکشم تا تو خوب باشی
دختر قوی من بی صبرانه منتظرم بیای و جبران تمام تلخی های گذشته باشی برام

تصویر
۲ پاسخ

انشاالله بسلامتی و به موقع به دنیا بیاد بغلش بگیری عزیزم

ان شاءالله به سلامتی و به موقع بغل بگیریش

سوال های مرتبط

مامان جَوونه یِ نارنج مامان جَوونه یِ نارنج هفته سی‌وپنجم بارداری
ماه هشتمِ عشق من 🤍
از همون روزهای اول… وقتی هنوز فقط اندازه‌ی یه جوانه‌ی کوچولو بودی، هر هفته عکس‌هات رو نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «کی میشه برسم به این هفته؟ کی بزرگ‌تر میشی؟ کی لباسای کوچولوت رو تنت می‌کنم؟» 🥹🤍
و حالا رسیدیم… به ماه هشتم؛ به روزهایی که دیگه شمارش معکوس، دورقمی شده و فقط حدود ۶۰، ۷۰ روز مونده تا بالاخره بغلت کنم… تا صورتت رو ببینم و باور کنم تمام این ماه‌ها، تمام این انتظارها، برای رسیدن به تو بوده. 🥹🩷
این روزها بیشتر از همیشه لباسای کوچولوت رو نگاه می‌کنم، لمسشون می‌کنم و توی دلم هزار بار تصور می‌کنم که تنت کردم و تو رو توی آغوشم گرفتم…
دختر کوچولوی من، مارالِ جانم… 🌸
تو از یک جوانه‌ی کوچولو، شدی تمام دنیای من.
و حالا من فقط منتظرم…
منتظر اون لحظه‌ای که برای اولین بار صدای گریه‌ات رو بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی عشقِ مامان…» 🥹🤍
ماه هشتم بارداری‌مون مبارک، دختر قشنگم…
دیگه خیلی نمونده تا دیدنت.
مامان دلش برای بغل کردنت پر می‌کشه… 🩷👶🏻✨