و منی که اشکم بند نمیاد
و منی ک با خواندن تایپیکات ی تشت اشک ریختم
من تاپیک هاتو خوندم مامان مهربون
نمیدونم چه طوری حس مو بیان کنم
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
خیلی قهرمانانه رفتار کردی
باعث شد تو فکر برم آیا مامان خوبی هستم برای دخترم یا نه
چون احساس کردم اون جور که باید بعضی وقتا بهش توجه نمیکنم
ولی تو خیلی مهربون و با فکری
همه چی انگار با برنامه و نظم داره میره جلو
واقعا آفرین و خداقوت
کاش منم مامان خوبی باشم و دخترم ازم راضی باشه
من اون روزاشو ندیدم متاسفانه
واکسن شش ماهگی زدم
ای جانننننم
ثربون دل مهربونت
وقتی هشتگ انجمن رو دیدم فهمیدم داستان چیه
اولش فکر کردم دور از جون برا شما مشکلی پیش اومده بوده که پیش دخترتون نبودی
برا همدیکه بمونین
اون بچه چه خوشبخته شما رو داره🥰
انشالله موفقیت هاشو جشن بگیرین❤️❤️
الهی خدا برای هم حفظتون کنه الهی درکنار هم همیشه شادوسلامت باشید الهی ک شاهد خنده های از ته قلب فرشته کوچولوتون باشید عزیزم
خدابرا هم حفظتون کنه من وقتی دخترم به دنیا اومد هیچ حسی مادرانه ای بهش نداشتم حتی تو گهواره ام اومدم گفتم که چرا من اصلا احساسی به این بچه ندارم خیلی دوسش داشتما ولی دوس داشتنم مادرانه نبود ولی این مسئولیتی که نسبت بهش داشتم اون درآغوش گرفتنه باعث شد کم کم بشه وصله جونم بعد چندماه فهمیدم واقعا احساس مادرانه به خون نیست من حتی اگه دلارز رو بدنیا ام نمیآوردم میتونستم همین قدر دوسش داشته باشم مطمئنم اگه روزی بخوام بچه ای رو به سرپرستی بگیرم برام ذره ای با دلارز فرق نداره
وای خدایا منم با متنی که نوشتی گریه کردم،مامان مهربون الهی همیشه برای دختر گلت بمونی😍😘
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.