۹ پاسخ

من الان ب ده روزي ابجيم پيشم بود كمكي الان داره ميره واقعا فكر ميكنم خدا كاش بهم ي قدرت ماورايييي بده بتونم از ٦صبح بيدار شم و خداييي نكرده براش كم نذارم🥹

ویروس رو از کجا گرفت گل دخترتون عزیزم؟ بیرون میبردینش جاهای شلوغ یان کسی از اطرافیان داشت ویروس رو؟

دقیقا همین طوره وحشتناک خسته کنندس شاید برای هرکس دیگ ای بوداینکارا یکی دوروزم نمیشد تحملدکرد ولی چون بعنوان مادر تو اسن شرایطم با اینک نایی برام نمونده باز میگم نکنه دارم کم کاری میکنم براش نکنه یوقت گریه کنه شبا با خستگی براش لالا میگم از خودم رنجیده میشم

من نمیتونستم بچه مردم و بغل بگیرم
الان تو بچه داری فول شدم واقعا خواستن توانستن است

منم روزای اول زایمان بچمو نگاه میکردم گریه میکردم میگفتم وای من از پسش برنمیام .من نمیتونم تنهایی بزرگش کنم .من نمیتونم بدون کمک ازش نگهداری کنم
ولی وقتی خانوادم رفتن و من موندم و پسرم دیدم چقدر توان دارم براش چون عاشقشم

من مامان اولی نیستم اما نی نی کوچولو دارم ک جونمه جونمه جونمه امااونقدر خسته میکنه ادمو ک روزی چن بار میشینم زمین میگم خدایا خودت ی کاری کن مدام جیغ گریه نمیخوابه زمین بازی نمیکنه چنتام دکتر بردم غیر رفلاکس هیچ‌مشکلی نداره اما بدقلقه دگ
ی وقتاادم هرچقدرم مادر باشه کم میاره من خیلی وقتا کم اوردم اما باز ب عشق بچه هام ایستادم محکم تر از قبل

دقیقا عشق از پس هر چیزی بر میاد

عزیزم خداروشکر که حالا سلامتی دختر نازت
دقیقا همینه منم فکر میکردم نمیتونم و خداروشکر حالا همه از مادربودنم تعریف میکنن

عزیزم مامان رز کوچولو
دقیقا همینه روزا اول تولد پسرم فکر میکردم نمیتونم از پسش بر بیام
و تا به امروز رسیدم منی که فکر میکردم نمیتونم

سوال های مرتبط