۷ پاسخ

با اینکه تلویزیون ممنوعه ولی من زمانی ک میخوام دستشویی برم یا غذا بخورم روشن میکنم براش توام امتحان کن

پسرمنم اینجوریه الان نزدیک شش ماهشه خوابش درحد نیم ساعت اونم رو پا یا توی پتو اصلا وانمیسه مدام بهونه نه بغل اروم میشه نه روزمین .دکترم بردم میگه طبیعیه.شبا ساعت سه میخوابه اونم باید تاریک باشه صدانیاد نهایت تا چهار دوباره میخوابونمش نیم ساعتم طول میکشه بخوابه.معذرت میخوام یبوست گرفتم انقدر دستشویی نمیرم 😭😭

تا۶ هفت ماه ایتحوره باید صبرکنی منم وقت نمیکردم غذا درس کنم چیزی بخورم

اگه بچت دختره رازیانه میگن بدی یه چند قطره میخوابن ارامش. بخشه اگه پسره که نه ندیش

ببردکترببین چی میگه
نمیدونم چی بگم بهتون اخه چرانمیخابه شایدکتفش دردمیکنه یه دستی بزن به کتفش دستش پاهاش نکنه وقت زایمان ٱسیب دیده وخبرندلری درحدیه ماساژ ببین عکس العملش چیه

یکی از دوستام این مشکل داشت الا پسرش یسالشه برده دکتر گفتن پیش فعاله شدید

انواع قطره‌ها رو بهش دادم کولیک کولیف کولیکیز دایمتیکو گرمیسچر انواع قطره‌های دیگه مرتب خورده تموم شدن ولی اثری نکردند

سوال های مرتبط

مامان امیران (🦁💙🦁💙) مامان امیران (🦁💙🦁💙) ۱ سالگی
دیروز از ظهر تا شب مهمونی بودیم.
پسر بزرگم که از ظهر بازی میکرد و فوتبال میکرد تا شب. امیرطاها هم هی چرت میزد و بیدار میشد، یکم میخندید و باز دوباره میخوابید. دیگه هربار بیدار میشد بغل یکی میرفت. شب ساعت ۹ که خواستیم بریم خونه هردوتا پسرا توی ماشین خواب بودن.
تا کلید انداختیم توی در و وارد خونه شدیم جفتشون بیدار شدن و شروع کردن به گریه کردن. امیرحسین گریه میکرد و میگفت «حالممممممم بده» و عرق سرد کرده بود و هی سرفه میکرد، هر لحظه نزدیک بود هرآنچه از صبح خورده بالا بیاره، جیغ میزد که مامان باید بیاد پیش من بخوابه. از اون طرف امیرطاها از تهِ حلق گریه میکرد و شیر میخواست تا آروم بشه. رفتم امیرطاها رو بیارم که سه تایی پیش هم بخوابیم دیدم امیرحسین گریه میکنه که «فقط مامان تنها پیشم بخوابه» 🤦🏼‍♀️
خلاصه به هر بدبختی بود امیرحسین ساعت ۱۰ خوابید.
ولی امیرطاها هیچ جوره آروم نمیشد. میذاشتمش زمین گریه میکرد که بغلم کن. بغل میکردم گریه میکرد که شیر میخوام. شیر میدادم گریه میکرد و نمیخورد. عوضش کردم، ماساژش دادم، هرررررررکاری میکردم آروم نمیشد ! اصن توی این ۴ماه اولین بار بود این شکلی میدیدمش. دیگه نمیدونستیم چیکارش کنیم ! شوهرم میگفت «باز فلانی این بچه رو بغل کرد و تنظیمات بچه ریخت بهم»
راست میگه تا حالا یکی دو دفعه این اتفاق افتاده بود که بغل این شخص خاص که میرفت شب تا صبح پدر ما درمیومد ولی بازم نه این شکلی ! خلاصه که ساعت ۱:۳۰ خوابید.
جفتشونم صبح ساعت ۵:۳۰ بیدار بودن و توی سر و کله ما 🤦🏼‍♀️

نمیدونم واقعن ! جوری نبود که بگم خسته شده و گریه میکنه ! شاید واقعن انرژی بعضی از آدما بچه ها رو بهم میریزه 🤦🏼‍♀️
مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۱۳ ماهگی
سلام‌مامانای گل
پسرم هم شیر خودمو میدادم هم شیرخشک
شیر خودم خیلی کم بود یعنی به زور قرص و پودر شیر افزا شیر داشتم و اونم فقط شبا میدادم بهش

الان تقریبا ۱۰ ۱۵ روزی هست که دیگه اصلا سینه مو قبول نمیکنه
الان سینه هام خالیه اما وقتی فشار میدم هنوز شیر داره
چون پسرم نمیخوره باید همین یکمی هم که داره خالی شون کنم یا نیاز نیست؟


و هم اینکه پسرم شبا ساعت ۱و ۲ می‌خوابه
وقتی هم می‌خوابه ماشاالله هر یک ساعت برای شیر بیدار میشه یعنی تا صبح من هر یک ساعت به یک ساعت باید بیدار شم خوابم خیلی سخت شده کلافه شدم قبلا که سینه ی خودمو میدادم فقط یکبار در طول شب این اتفاق می افتاد (البته شاید شبا کوتاه بوده اینجوریه و الان شبا بلنده)
الان هر یک ساعت برای شیشه بیدار میشه
ماشاالله خداروشکر خوبه اما میخوام بدونم بقیه هم مشکل منو دارن
اما تا ساعت ۱۱ ظهر می‌خوابه
دوباره بعد از یک ساعت که بیداره می‌خوابه تا ساعت ۱۱ شب اما در طول روز شاید هر ۱ الی ۲ ساعت برای شیر بلند بشه. یعنی خوابش بهتره