منم تا دخترمو میذارم خونه مامانم عروسیشه😂😂 انقدر خوشحاله که حد و حساب نداره
خونه مادر شوهرم نمیذارم چون اون دیگه بچه داری یادش رفته و زیر بار هم نمیره
ولی کلا منم از خدامه دخترم جایی بمونه
چون صبح تا شب چسبیده به من
دوست دارم گاهی هم برا خودم باشم
شماهم حساسیت بیخودی نداشته باش
این حرف هارو بریز دور
من احساس میکنم مادرشوهرت کمی خالی بسته
حالا دو حالت داره، یا اینجوری گفته که شما خیالت راحت باشه ک نگران نباشی وقتی پیش بچه نیستی،یا میخواد حرصتو دراره ک مثلا تو نباشی واسه بچه مهم نیس
ولیییییی مهم نباشه واست،من راه دورم،از خدامه مادرشوهرم یک ساعت نگه داره بتونم خریدامو انجام بدم،اما نگه نمیداره
پسر منم عموشو خیلی دوست داره،پیشش باشه بغلم نمیاد
بخدا که تو بنده ی برگزیده ی خدایی😂من نیم ساعت پسرمو میذارم خونه مامانم و میرم جایی ده بار زنگ میزنن که داره بهونتو میگیره زودبیا😕🤦🏼♀️
اولا که هیچ احدی تو دنیا مادرش نمیشه دوما بچه س باهاش بازی کردن جای جدید بلاخره سرش بند شده بچه این فکرا چیه با خودت میکنی 🫥
بنظرم مادرشوهرت میخواد با این حرف حرصتو دربیاره
تو هم پیششون خودتو بزن به بیخیالی بگو خداروشکر پیش شما میمونه میتونم به کارام برسم☺️
اینجوری حرصشون میگیره😁
احتمالا زیاد میری پیششون برا همین بهشون عادت کرده
برعکس دختر من چون هفته ای ی بار میبینه مادرم و مادرشوهرمو برا همین غریبی میکنه
دختر من ک بغل هیچ کس نمیره چه مهمونی چه تو خونه فقط بغل خودم میخاد باشه بغل باباشم ک باشه هی بهونه منا میگیره اگه نرم سمتش شروع میکنه غر زدن و نهایت گریه کردن
وای یروزی مادرشوهر منم همچین حرکتی زد و گفتش که پسرت هی نمیدونه مامانش کیه چون شیرخشکیه....منم خیلی ناراحت شدم گفتم خداروشکر خیالم راحته اگ روزی پسرت و نوهتو تنها گذاشتم بتونی راااااحت بزرگش کنی ینی در حد منفجر شدن ناراحت شد و گف خداااااا نکنه🤣🤣🤣🤣منم گفتم خب دیگه منظورت همین بود وگرنه چه دلیلی داره بابت این مسئله خوشحال باشی والاااا🤗
تو بنده برگزیده خدایی خوشبحالت، ولی جدای شوخی یچیزی بگم شاید چون یه روز گذاشتی اینجوری خوشش اومده ولی بعد چند روز نق بزنه ، من میرم سرکار همیشه شنبه ها دخترم خوش اخلاقه تا برسه ب چهارشنبه دیگه کاملاا بدعنق میشه، و در اخر هیچکس جای مادر رو نمیگیره
مادرشوهره دیگه بایداینجوری بگه حالابچه هم بهونه نگرفته ولی مشخصه مادرشوهره میخواسته اذیتت کنه اهمیت نده
خوش به حالت من که منتظرم این داستان شیر خوردن تموم شه چون سخت شیر میخوره بیوفته به غذا دیگه میذارمش پیش مامانم .
من مامانم ازم دوره
زن داداشم که نامزدن بهمون نزدیکن دخترمو خیلیی دوس دارن هروقت کار داشته باشم که ضروری باشه میبرمش اونجا دخترمم اونارو خیلی دوس داره چند روز پیش رفتم برا عصب کشی دندونم که درد میکرد گزاشتمش پیش اونا ایجی زنداداشمم بود اونم دوتا بچه دارن نیلا حسابی باهاشون حال کرده بود بازی کرده بود اصلا بیتابی نکرده بود چهار ساعتی پیششون بود میگفتن انگار نه انگار مامانی داره بهش غذا دادن شیر دادن خوابوندن حسابیی به دخترمم خوش گزشته بود
ولی تو خونه کلا میچسبه بهم حسابیی بیتابی میکنهه تو خونه تنها بودنو دوس نداره شلوغی رو دوس دارن بچها
دختر منم عاشق پدربزرگشه از بغل پدرشوهرم اصلا بهم نمیاد
دقیقا دختر منم همینجوری مادرشوهرمو میبینه دیگه بغل من نمیاد اصلا انقدر ناراحتم با اینکه من تموم وقتمو براش میزارم
نه احتمالا مادرشوهرت زیادی اغراق کرده اینطکریام نیست بچه بالاخره نق نق میکنه وقتی مادرش نیست اونم بچ ای که کلا با مامانشه
حالا یا بخاطر اینکه تو بازم اینکارو بکنی اینطوری گفته بهت یا از روی بدجنسی
بچه من تو خونه عین کوالا کلا چسپیده به من ....خونه مادرم میریم یا اونا میان ..میره بغل خالش من رو میزنه میگه نزدیکمم نشو🤣🤣🤣 بچه ها همینن دیگه
بابا خوش بحالت کاش یزره هم صدرا منو بیخیال بشه یزره استراحت کنم
حتما اونارو هم زیاد دیده و بهش محبت کردن،که این خیلی خوبه اتفاقا خوشحال باش عزیزم
پسر من چون کم میبینتشون اولش حتی به سختی بغلشون میره
پسرمنماینجوریه اصلا عین خیالش نیست مامانداره یا نداره پیش کسی باشه
عزیزم من از خدامه بچم ۵-۶ ساعت بدون من بمونه نهایت دوساعت پیش مامانم می مونه باید برگردم. وقتی نیستیم خوب مسلمه که باهاش بازی میکنن و سرگرمه خصوصا اگر شیرخشکی باشه اما بچه من شیر خودمو میخوره دیگه بعد دوساعت بهانه گیری میکنه. وقتی باخودمه مدام به من چسبیده ک من دوس ندارم در ابن حد ک نتونم به کاری برسم یا برای خودم باشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.