۱۲ پاسخ

اشتباه کردی بغلش میکردی میوردیش، نصف شب بیدارمیشه بهونه اتومیگیره

باید بیاریش به نظرم عادت میشه

دلیل خاصی داشت خونه مادرشوهرت شب موندمن قبلابچم روزاخیلی میرفت خونه بابام ازمن باباش بی حساب شده بودشب خوشم نمیاد خونه بابام یاخونه پدرشوهرم بخابه

تو یه خونه اید که چیزی نیس واسه دوتاتون خوبه یه کم وابستگی کم میشه
منم این مشکل دارم اصلا نمیتونم ازم جدا باشه و این خیلی برای خودش بده هم من که هیچی، دیوونه میشم😭

مایم تو یک ساختمونیم . دو شب تا حالا پیش اومده می‌گفته می‌خوام اینجا بخوابم . باز نصفه شب بیدار میشه میگه می‌خوام برم پیش مامانم . منم بدون اون اصلا خوابم نمیبره که . وقتی آوردنش من هنوز بیدار بودم😬

پسر منم یه شب پیش مادر شوهرم موند انقدر گریه کردم بعدم تاصبح چندبار بیدار شدم خوابیدم اصلا نزار بمونه یاد میگیره همش میمونه

وای درکت میکنم من اصلا نمیتونم تحمل کنم
کاش با خودت میاوردیش

خوشبحالتتنننتتتتتتتتت😩😩😩😩😩پسر من پيش مامانم ١ساعت نميمونه چه برسه مادرشوهر چسب منه چسب قشنگ داغونم ازين قضيه نميتونم دكتر برم تنهايي دندونپزشكي كنار ميشينه مامانم كنارش اصلااااا بدون من نميمونه واييييي خداروشكر كن كه حداقل متوني چند ساعتي برا خودت باشي

طبیعیه حس مادرانه هست
من دخترم امسال ۱۴ سالش شد سالی که گذشت سه رور با دوستاش رفتن اعتکاف بخدا وقت خدافظی نتونستم جلو خودم بگیرم گریه کردم
ینی با این احساساتم شدم سوژه همه

حق داری منم باشم همین حسو دارم طبیعیه
آدم راحته که بچش کنارش باشه

آره دیگه وابستگیت رو کمتر کن بزار ب اونم خوش میگذره اونجا

عزیزم 🥲

سوال های مرتبط