۱۰ پاسخ

عزیزم قد وزن گل پسرت 1سالگی چقدر بود

سلام عزیزم
چقدر خوشحال شدم پیامتو دیدم 🤩🤩
همش چک میکردم ببینم پیام گذاشتی یا نه نگرانت بودم خداروشکر که سالمید 🥰🥰💛❤️

چه خوب اومدی من همش میگفتم نکنه یه اتفاقی افتاده نیست همش چک میکردم نبودی

من همیشه میومدم ببینم چی پختی برای رایان میدیدم نیستی

چندبار اومدم چک کردم گفتم چرا مامان رایان پیام نمی‌ذاره 😅

فک کردم خودت برای همیشه از گهواره رفتی .

بیا که کلی سوال دارم ، ایام جنگ بوشهر بودی ؟
شوهرت الان بیکاره ؟
الان شیرازی یا بوشهر ؟

خداروشکر عزیزم دلمون خییییلی برات تنگ شده بود

عه برگشتی😍😁

سلام سپیده جونم دلمون واست تنگ شده بود خیلییی❤️ پسر نازت خوبه از طرف من ببوسش 😘

آزادیت مبارک زیبا

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۱ سالگی
مامان دختر نازم❤️ مامان دختر نازم❤️ ۱۷ ماهگی
بالاخره سفرمون تموم شد و در راه برگشتیم
این دومین سفر زندگی تو بود عزیزدلم
باورم نمیشه من همون دختر غرغروی سابقم که با کوچک ترین ناملایمتی بهم میریختم.
سفر ما با قطار بود.
تمام طول رفت و برگشت نشسته بودم و مواظبت بودم در حالیکه بقیه خواب بودن.
با خودمون کالسکه نبرده بودیم تمام سفر من و بابا تورو در آغوش گرفتیم گاهی وقتا از شدت درد شونم میسوخت و تا چند ساعت نمیتونستم تکونش بدم ولی لذت در آغوش گرفتنت انقدر زیاد بود که به تموم این دردا می‌ارزید. یک شب توی آغوشم خوابیدی و مجبور بودیم مسافتی رو بریم انقدر دست و شونم درد گرفته بود که تا چند ساعت نمیتونستم تکونش بدم اما بازم وقتی بیدار شدی و چشمای قشنگتو دیدم همه دردام فراموش شد:)
عزیزجان مادر این روزهای ۲۶ سالگیم همه وجودم تویی،
قلبم از سینه بیرون میزنه، دلم میخواد فقط به تو خوش بگذره، دلم میخواد چیزای جدید رو تجربه کنی و دلم میخواد فقط بخندی مامانی:)
باورم نمیشه اینهمه صبور شدم
سفر ما تموم شد و من دلم خیلی تنگ میشه برای نیمه شبا که توی حرم میدویدی و بازی میکردی عزیز جانِ مادر❤️
مامان bachka مامان bachka ۱۶ ماهگی
انگار همین دیروز بود که نورِ کوچکی به دنیایِ من تابیدی و همه چیز را روشن کردی. ✨
دخترکم، لیلیِ من، تو نه تنها بزرگ می‌شوی،
که جهانِ مرا هم با هر نفسِ کوچک و هر نگاهِ کنجکاوت، وسعت می‌بخشی.

در پیچ و تابِ موهایت،
قصه‌هایِ ناگفته‌ای هست و در برقِ چشمانت، تمامِ امیدِ من.
💫 وقتی اسمِ «مامان زیبا» (مامان بزرگت)
را با آن صدایِ شیرین صدا می‌زنی، یا با انگشت‌هایِ کوچکت به ۲ و ۳ اشاره می‌کنی، حس می‌کنم تمامِ هستی
در دستانِ ظریفِ تو خلاصه شده است. 🤲

از بازی‌هایِ کودکانه تا کشفِ طعم‌هایِ جدید، هر روزت برایِ من یک جشنِ ناب است. ♥️

اما میانِ این همه زیبایی
گاهی دلم برایِ دنیایی که در پیشِ رو داری می‌لرزد
دنیایی که امیدوارم جز مهر و شادی، چیزی برایت نداشته باشد. 🫀😔


به تو نگاه می‌کنم؛ به این معجزه‌یِ کوچکِ دوست‌داشتنی، و می‌دانم که تو، خودِ عشق هستی و دلیلی برایِ قوی بودن. تو آمدی
تا حتی در دلِ سخت‌ترین شب‌ها، ستاره‌یِ راهنمایِ من باشی🍓🩷

بزرگ شو دخترم، با تمامِ شکوه و زیبایی‌ات.

من تا همیشه، تماشاگرِ و عاشقِ پروازِ تو خواهم بود
دوستت دارم، عشقِ ابدیِ من. 🧿»


ثبت شود ب تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵💓




شیر خشک فرزندپروری مادروکودک‌پوشک