چقد برا بقیه رمانتیک بوده والا شوهر من چیزی نگف فقط یه لبخند ملیح زد😂
مال من تازه سومی بود دختر هم بود سه تاشون برای هرسه ذوق داشت همش میخندید
شوهر من طفلک هنوز فیلمش هست از اتاق عمل میایم بیرون اول میاد بالا سر من کلا به بچه محل نمیده😐😂
😍😍😍🥹🥹🥹
شوهر من شروع کرد به زبون بچگونه باهاش حرف زدن. هنوز صداش تو گوشمه🥹🥹
باورم نمیشد اینجوری همون لحظه اول باهاش ارتباط بگیره.
😀😂تا دید بغل کردو گف وای چقد ریزه این چرا انقد کوچولوعه😂گفتم ۳کیلو۲۰گرم بودع مگ بچه بدنیا میاد جقد باید بزرگ باشه مامانش اینا خندیدن
من شوهرم همین ک اومد تو اتاق گف وایی چقد کوچولویه🫠😂😂
دخترمن که انقدر کوچیک بود هیچکس ندیدش😂
موقعی که از ریکاوری میخواستن منوببرن بیرون نورا رو گذاشتن روی تختم پایین پاهام
تا موقعی که بردنم توی اتاقم و نورا رو گذاشتن داخل تختش هیچکس متوجه حضورش نشد
همه تعجب کرده بودن این بچه کجا بود چرا انقدر کوچولوعه🤦🏻♀️🤣❤️
۱و۸۰۰ بود وزنش
همسرم هی به مامانم میگفت:مامان!بچم خوشگله نه؟🥹😂❤️
منک بیهوش بودم بردن بچه پیش شوهرم اینم یهو بغل میکنه بالا پایین میکنه بچه میگه عشق بابا دختر بابا زندگی بابا خوش اومدی پرستاره همونجا بچه میگیره بهش میگ دخترم نیس پسره😂😒دقیقا با همین نگاه بعد شوهرم میگ اع راستمیگی یادم نبود😂اخه دختر دوست داشت
شوهرم سریع گوشیشو دراورد باذوق فیلم گرفت ک بفرسته توگروه خانواده😅
شوهرم فقط لبخند زد هیچ چیزی نگفت به منم گفت خسته نباشی همین
تا اوردنش گفت فرزان شبیه تویه خیلی خوشگله سرخ و سفید انقد نازه ....
البته تو اتاق عمل دیده بودش ....
دلم زایمان و نی نی خواست 😃😃😃😃😃😆😆😆
همسرمن سر هردوتازایمانم اصن به بچهانگاه نکرد،فقط میگفت فاطمه کی میاد بیرون،انگار قراربود تا اخر تو اتاق عمل بمونم،(بقیه برام تعریف میکردن)زنداذاشم ک همرام بود میگف پرستارا همه میگفتن چ بابای عجیبی داره بچه،همسرم خودش میگفت فقط دستاشونو میتونستم ببینم
تا منو آوردن بیرون منو شوهرم دید دست داد دوتا پیشونیمو بوسید😍😍هیچوقت یادم نمییره اون بوسیدنش آخه خیلی چسبید بهم 🥺😍منم اونو بوسیدم بعدش رفت پسرمو دید خیلی خوشحال شد شوهر من خیلی آدم خجالتیه ولی وقتی خوشحال بشه چشماش اشکی میشه و برق میزنع اونجوری برق میزد اون نگاهش هم هیچوقت یادم نمیره ولی متاسفانه بعدش که اومدیم خونه مفصل دعوا کردیم 🙁🤭🥺
شوهر من کلا سر دو تا بچه هام بعد زایمان نیومد بیمارستان رفت خونه خوابید وقتی هم برا ترخیص اومد هی نگاشون نکرد
شوهرم ازم سوال میکد چ جور زایمان کردی خونه رفتیم واسم تعریف کن 🤣🤣🤣
شوهر من گفت بابایی خوش اومدی
دارو ندارم
بعدشم اومد دست منو بوسید گفت خودت خوبی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.