خانمای گل سلام
برای انتقال تحربه دارم مینویسم. من هفته پیش یکم احساس خیسی داشتم و بعد از صحبت با دکترم، امروز با ترس زیاد برای تست آمینوشور.رفتم. نگم که چقدر دیروز و امروز عصبی بودم. سرما هم خوردم و فشارم پایین بود دیگه واقعا با وضعیت خیلی بدی رفتم بیمارستان.
تست منفی بود و صدای قلب بچه رو هم شنیدم دیگه برگشتم خونه
ولی میخوام بگم نسل ما خیلی حساسه، خیلی مته به خشخاش میذاره. مادرای ما اینهمه بچه آوردن بدون سونوگرافی و هیچی تازه مادر من سرکار هم میرفت و کارش سنگین بوده… همه بچه ها سالم‌ و سلامت بودن ولی ماها اکثرا عصبی، خسته و درفشار این دوران رو میگذرونین بجای اینکه ازش لذت ببریم…
انقد امروز عصبانی شدم که پنیک عصبی کردم و یه جا فقط گریه میکردم و میلرزیدم. اینا به مراتب برای بچه بدتره تا هر عارضه دیگه‌ای ‌ که هممون استرسشو داریم. خدا حواسش به هممون هست و خودش حافظمونه♥️ میخوام از این به بعد فقط روی شادی خودم تمرکزمو بذارم و انقد روی عوارضی که پیش میاد حساس نباشم🌻
میبینم مادرهایی که یکمی ترشح دارن، سرگیجه دارن، نفخ دارن سریع استرس میگیرن… . یه موجود دیگه داره در ما رشد میکنه و همش طبیعیه… بخش زیادیش بازیچه دوا و دکتر شدنه واقعا💕
امیدوارم همه مون به سلامتی جوجه هامون توی بغلمون بگیریم و هیچوقت هیچ مادری حال امروز منو تجربه نکنه🤍🌿

تصویر
۴ پاسخ

منم الان بچه سوممو باردارم و نتیجه گرفتم هیچ دکتر و سو نو گرافی نرم،و الان که چهار ماهه باردارم هنوز ی دفعه سونو گرافی رفتم

دقیقا منم سپردم بخدا و استرسو گذاشتم کنار .ترشح کم و زاید میشه.یبوست میشیم .گلاب به روتون اسهال میشیم .سریع استرس میگیریم میریم بیمارستان
ولی نیازی به این همه استرس نیست
خدا حواسش به تودلی ماهست

احسنت..منم واسه بچه اولم همش واسه هرچیز الکی دکتر می رفتم.همشم الکی بستریم می کردن و بعدش می گفتن چیزی نیست...اما واسه این بچم.واسه هرچیز الکی دکتر نمیرم چون می دونم پروسه دوران بارداریه

انشالله😍😍

سوال های مرتبط

مامان آوا🧚🏻‍♀️🤱🏼🩷 مامان آوا🧚🏻‍♀️🤱🏼🩷 ۲ ماهگی
خواهرشوهر من یه پسر ۱۲ ساله داره. این بچه خیلی تنهاست همبازی خیلی نداره همش قاطی بزرگترا بوده. ❌کلا با من خیلی خوبه هر جا تو مهمونی باشیم میاد پیش من.
از وقتی من باردار شدم و فهمید اولش عکس العمل بد داشت که چرا یه نوه دیگه اضافه میشه بعد اومد به من گفت زن دایی ببخشید من حسودی کردم اون روز.
حالا از وقتی باردار شدم خیلیی بیشتر به من میچسبه تو مهمونیا از کنار من تکون نمیخوره سر سفره و همه جا پیش منه هوامو داره ولی کلا به خاطر اینکه مامان و باباش برای بزرگ کردن این بچه وقت نذاشتن عصبی هم هست پرخاش میکنه گاهی به بقیه.

مادرشوهرم خیلی این نوه ش رو دوس داره یعنی خیلیااا. وقتی میبینه پدر و مادرش نمیبرن بچه رو بیرون بهش اهمیت نمیدن یا میبینه بچه بهم ریخته ست تا سر حد مرگ حرص میخوره از دستشون😕 به بقیه مخصوصا پدرشوهرم انتقال میده افراط گونه نوه ش رو دوس داره.

من نمیدونم وقتی این بچه میاد به من میچسبه چیکار کنم !؟ که ناراحت هم نشه ؟ چون سن حساس هم هست داره میره تو‌بلوغ

یه نوع adhd داره البته به گفته خواهرشوهرم ولی من این رو احساس نمیکنم.

فقط احساس میکنم اون طور که باید دل به دل این بچه نمیدن و گاهی جلوی جمع بهش میپرن که نتیجه شده این
مامان آریا و آوا مامان آریا و آوا ۳ ماهگی