برای هردوتا بچها اومد بیمارستان تا زمانی که زایمان کنم میموند، موقع ترخیص دسته گل میخرید،وقتی میومدم خونه میدیدم در حد میوه شیرینی اینا خریده واسه خونه،ولی کادو نخریده واسم،البته همسرم شرایط مالیش اونقدری نیست که طلا بخره،اما حتی یک روسری هم نخریده بود،اما زمانی که بیمارستان هستم زنگ میزنه و کلی تشکر و... میگه. کلا زبونش خیلی خوبه،اما همه ی اینا به حالش بستگی داره، لجبازیش هم بگیره دیگه هیچی براش مهم نیست
من سر پسرم گوشوار گرفت و گل ب کل بخش جراحی زنان و اتاق عمل و نگهبانی و اون خدماتی بخش اتاق عمل شیرینی داد دیگه بجز برا خونه و...سر دخترمم دسته گل برام آورد و شیرینی ب بخش جراحی زنان
سر هر دوتاشون هم از قبل و بعد زایمان بود
کلا خیلی برام مایه گذاشت
تو بارداری و زایمان هوامو خیلی داره جوری ک دوس دارم بازم باردار شم🥴🥴 اما بعدش آدم زیاد کمک بده ای نیست 😕😅
البت آدم کلا حساسی هس یکی بره بیمارستان خیلی هواشو داره
چقدر سزارینت شبیه زایمان من بود من پنج ماه پیش این حالوداشتم هیچوقتم یادم نمیره
من برا پسرم رفتم بستری شدن با آمپول فشار تا موقع زایمان اونجا بود هفت صبح تا ۸شب بعدش رفت خونه برگشتم النگو خرید برام
برا دخترم رفتم بستری شدم بدون درد با آمپول فشار ساعت ۹شب رفتم تا گفتن بستری با پسرم هردو فرار روبه خونه اصلا هم ب همراهم زنگ نزد احوال بگیره 😑😑😑 صب هم ساعت ۱۰خودم بهش زنگ زدم البته ۵صیح زایمان کردم
برام انگشتر خرید
عزیزم شاید دستور بالش خالی بوده بنده خدا
برا دخترم یه دسته گل فقط. برا پسرم یه انگشتر و یه دسته گل. تو خونه هم برا هر دوتا بره قربونی کرد
من همسرم کلا اهل کادو دادن نیست زیاد فقط مامانش بهش گفته بود گل و شیرینی بگیر گرفته بود
بعدم از زایمانم گوشی برا خودش خرید گوشیش قدیمی شده بود😂
ولی هیچ وقت نگفتم که انتظار کادو داشتم چون به نظرم باید خودجوش باشه گفتنش فایده نداره.
ولی تو بچه داری عالی بود حتی بیشتر از خودم کار میکرد وقتی خونه بود
من که سر پسر اولم سال ۹۸ خودم بهش گفتم اومدی ملاقات گل و شیرینی بگیری ، که گرفت اگه نمیگفتم دست خالی میومد کادو هم که هیچی ، سر دومی گفتم دیگه یادش مونده میدونه خودش باید گل و شیرینی بیاره ، وقتی اومد ملاقات دیدم دست خالیه . این بار هم کادو هیچی
اومد همراهم موند موقع مرخص شدن اومد دنبالم فقط یرجعبه شیرینی خریده بود دریغ از از کوفت
من سر اولی استرس داشت و از اتاق عمل ک اومدم میلرزیدم خیلی فاز رمانتیک برداشته بود و هی میگفت چته و بغضی بود چون زایمان سز اختیاری بودم سال 1400 پول 18 دادیم دیگه دستمون خالی شد ولی یه گوشی برام خرید کادو 10 تومن
سر دومی نه
شب قبلش دعوا کردیم تو بیمارستان هم با پیام هی بحث کردیم سر یه نفر دیگه ک رو مخم رفته بود، ازاتاق عملم ک اومدم خیلی عادی بود و انگار نه انگار یه جورایی تو قیافه هم بود، خودم ازقبل رفتم انگشتر برا خودم انتخاب کردم گفتم گل بگیر اینو بزار توش 😂😂😂ولی اون خاطره بد دعوا همش تو ذهنمه بهش میگم تو اون روزو کوفتم کردی
محبت کلامی هم بلد نیست
تو بچه داری هم کمک نکرد
چیزی نخرید برام
ولی همون محبتش خیلی برام با ارزش بود و چیزی نخریدنش ب چشمم نیومد
تجربه هم نداشت
پدرش فوت شده مادرشم تو بچگی ولش کرده بود و ازدواج کرد
اینم کسیو نداشته بود ک بهش بگه اینارو حتی نمیدونست ک باید شیرینی بخره😅 بابام رفت خرید
ولی خیلی بهم محبت میکرد
بچه رو نگه میداشت ک من بخوابم شبا من شیرش میدادم بیدارمیشد اروغشو میگرفت میخوابوندش
حتی شبی ک زایمان کردم تو بخش رو صندلی و سرامیکا خوابیده بود هرکار کرده بودن نرفته بود خونه
از صبحشم همش باهام بود پشت در اتاق زایمان داشت جون میداد صدای منو میشنید همه پرستارا میگفتن شوهرت دم در خیلی نگرانته
پوشک بچه رو عوض میکرد
خیلی بهم میرسید که بخیه هام عفونت نکنه
شاید زشت باشه گفتنش ولی حتی نوار بهداشتیمم عوض میکرد دسشویی ک میرفتم میشت تا بیام بیرون شلوار پام کنه
انقد خوبیاش زیاد بود که اصلا یادم نموند که چرا چیزی نخریده
یعنی تو سه روز نپرسید که زایمان کردین و چطور شدین بچه دنیا آمد، ،؟
ب دل ادم میاد ها ولی بنطرم نباید این مواقع بشه معیار
باید کل زندگی رو در نظر بگیری من سر دومی خدایی خیلی کمک حالم بود و هست .
من سر اولی ک کرونا بود و البته بقول خودش ناوارد و دستمون هم خالی بود بیمارستان خصوصی منو برد و یک گلدون گل برام گرفته بود شش ماه بعدش یک انگشتر برام خرید
سر دومی هم یک ماه و نیم زودتر دنیا اومد و سزارین اورژانسی شدم
دوماه قبلش پول دستشبود دوتا النگو خریده بود موقع زایمانم گفت همونا هدیه ات هم هست 🤣🤣🤣🤣🤣🤣بعد چند ماه باز پول دستش اومد دستبند برام خرید اابته بگم همسرم کلا طلا دوست داره چون پس اندازه 😁😁😁😁ولی مناسفانه تو مراسم ها نمیخره چندین ماه قبل و بعدش میخره ☹️☹️☹️☹️
حتی گل هم نخرید ☹️☹️☹️
ولی در کل همراهه خیلی کمکم میکنه
یادم نیفته خیییلی بهتره💔💔😞😞😞فقط بگم وقتی من زایمان کردم اون روحشم نبر نداشت بچش ب دنیا اومده داداشم و مامانم پشت در اتاق عمل منتظرم بودن اون فرداش از استوریم فهمید بچم ب دنیا اومده پاشد اومد ک داداشم گفت اگه اومد میکشمش چاقو برداشت ک باهاش درگیر بشه بابام نزاشت هیچوقت فراموش نمیکنم💔
منم سر اولی فقط شیرینی و گل خرید تازه کم آورد یه تیکه طلامم فروخت🤣
سر دومی هم فقط شیرینیو ازین بادکنکا ک توش چندتا باذکنکنه
من ۷ماه بود میگفت اول زنمو نجات بدین خلاصه ب دنیا اومد پسرم اون یکی هم ۷ماه دخترم۹ماه
من سر دخترم همین ک از بیمارستان در اومدم اومد بغلم کرد و بهم ی جعبه داد بعد رف دخترش دید😑
در جعبه ک باز کردم اون انگشتری ک انتخاب کرده بودم نبود😂
ب سلیقه حودش خریده بود و خیلی دلم شکست😂😂😂
والا هیچی نخرید راحت انگار نه انگار داشت گوشی ور میرفت
من تواتاق درد که داشتم جیغ میزدم صدامیرفت بیرون یکی ازپرستااومدگفت دختر توزندگی روبردی گفتم چرا گفت توکه جیغ میزنی شوهرت دستاشو میزاره روگوشش گریه میکنه از۸صبح تا۱۲شب که زایمان کنم هیچی نخوردسال ۹۹به پرستار۵۰۰تومن پول شیرینی داد الان بهش فکرمیکنم اعصابم خردمیشه ۵۰۰الانم زیادواسه مژدگونی 😂😂ی باکس گل خریدبرام چون زمین خریده بودیم دستمون خالی بودولی هیچی برام کم نزاشت ی هفته نرفت سرکاربااینکه خونه مامانم بودم خوردوخوراک اصلا برام کم نزاشت
من فقط همسرم توی بیمارستان بود با مادرم. سر اولی سبد گل بزرگ گرفت به همراه یه گردنبند اسم برای خودم یکی هم برای دخترم. واسه دومی هم سبد گل گرفت و گردنبند اسم برای دختر دومم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.