۹ پاسخ

سلام پسر منم پسر عمش لیوان شکوند پسرم اومد بدوعه،لیوان رفت کف پاش
ما بستیم اما شوهرم فرداش عسل کشید روزخم و با باند و گاز تمیز بست همون روزم عاشورا بود میخواستیم بریم بیرون خداروشکر چن بار عسل زدیم خوب شد
برا پسرم دقیقا کف پاش و کلا عمیق هم بود خواستم ببرم دکتر تا فرداش عسل زدیم و دیدیم را میره دیگه انگار زود ترمیم شد

کاش بتادین نمیزدی روشو میبستی خونش بند میومد با سرم میشستی

من احساس میکنم بخاطر بتادین هست ک اینجور شده بشور فقط با روغن زیتون یا نارگیل چرب کن با گاز استریل تمیز ببند صبح اگر بازم اینجور بود ببر دکتر
انشالله ک چیزی نیست صدقه بزار

اگه با یه شیشه تمیز اینجوری میشد قطعا نیاز ب دکتر نداشت خودش جوش میخورد ولی چون شیشه عطر یه وقت خدایی نکرده عفونت نکنه دکتر ببینه ضدعفونی‌ کنه بنظرم بهتره

عسل بزن چن باری سریع خوب میشه زخمش عزیزم

بخیه نمیخواد؟دختر من افتاد تلش سرشو داغون کرد.بردیم بخیه زدیم چند روز پیش.اگر زخمش زیاد بود باید ببری دکتر

وای خدا مرگم بده
امروز دختر ۶ ساله منم نزدیک بود با تاب اعدام بشه خدا بهم رحم کرد صورتش مثل گچ شد و نمیتونست حرف بزنه آنقدر ترسیده که ظهر تاالان بهم چسبیده تکون نمیخوره

وای بمیرم برات پای من دردگرفت عکسودیدم

ای خدا🥺چیزی ریخیتی روش ؟ به این زودی که چرک نمیکنه اون پوسته مرده هست با آب ولرم بشور روش روغن نارگیل یا آلفا بزن بعد چسب زخم بزن دیدی خونش قطع شد چسب رو بکن بزار هوا بخوره زود تر خوب میشه

سوال های مرتبط

مامان xxxxx مامان xxxxx ۶ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری


الان میخواستم پسرمو ببرم مهد شوهرم اومد خونه. من یه شلوار نیم بگ با یه تیشرت باکسی پوشیده بودم ک قد تیشرت زیر باسنه مهد پسرمم نزدیکه ،سه کوچه پایین تر از خونمونه. یه دعوایی راه انداخت ک نگو . گف میخواستی اینطوری بری؟؟ منم عصبانی شدم بش گفتم خواهر خودت که سر لخت میاد بیرون. (خواهرش کلا شال نمیپوشه بیرون میره)میگه اون به من ربط نداره خودش میدونه و شوهرش . بعد با این ک رفتم مانتو پوشیدم . گف کلا نمیخواد ببریش . منم بش گفتم تو تصمیم نمیگیری ک ببرم یا نبرم. چون عصبانی بود آخرشم نرفتم مهد .بعد ۳۰ دقیقا الان زنگ زده ببرش . الان هم دیر شده هم خودم حالم بده نمیتونم برم . طفلی پسرم خیلی ذوق داشت ،از صب هی میگه ساعت چند باید برم. 😔. نمیدونم چرا اینطوری رفتار کرده چند بار با اون لباس با هم رفتیم پارک و فروشگاه و جا های دیگه و... الان نمیدونم چ مرگش بود. این حساسیت طبیعیه . شما اینطوری لباس میپوشید؟ به نظر خودم ک لباسم مشکلی نداشت چون شلوارم گشاد بود . اوکی بود خیلی بی حجاب نبود آستین تیشرت هم بلند بوده. شوهرشمام رو لباس پوشیدنتون گیر میدن؟


تب فرزند پروری استامینوفن
مامان عشقام مامان عشقام ۶ سالگی
فرزندپروری پیش دبستانی پوشک بچه استامینوفن

میگم دم صبح خواب میدیدم که دوتا ببرو یه پلنگ تو کوچه ی خونه ی مامان بزرگمن من دارم از پنجره میبینم خیلی خیلی ترسیدم بدوبدو بچهامو کردم تو اتاق اومدم جفت در خونه که رو به بالکن حیاط خونه مامان بزرگمو از پایین انداختم اخه دوتاشو باز میکنن اکثرا من یکیشو بستم که بتونم درو قفل کنم بعد رفتم داد بزنم به مامانمو خواهرم که تو حیاط داشتم یه عالمه نمیدونم رخت و لباس بود فرش بود چی بود میشستن بگم بیان بالا ببر تو کوچست دیدم چندتا ببرو پلنگم توحیاط پیش اینان جیغ زدم گفتم بیایید بالااااا خندیدن بهم گفتن اینااموزش دیده اند کاری ندارن بعد خیلی راحت خواهرم و مامانمو بچهاش اومدن بالا خواهرم گفت وای چقدر خسته شدم دراز کشید خوابید من اما باز میترسیدم فکرکردم همه بالااند درو محکم قفل کردم تا ببرا برن یهو از شیشه دیدم پسر کوچیکه اجیم پیش ببراست ترسیده بدو بدو میکنه بیاد بالا داد زدم به خواهرم گفتم برو بچتو بیار باز خندید گفت نترس هی میخواستم برم بیارمش یکیشون جلودر بود میترسیدم بیاد تو بعد دیدم بچه خواهرم از پله هاافتاد پایین من پایین نمیدیدم اما دیدم ببرو پلنگا یه دفعه همشون حمله کردن همونجایی که افتاده بود انقدر جییییغ زدمو تو خواب ترسیده بودم بیدارشدم خیس عرق بودم زدم نت نوشته دشمن الان میگم نکنه یکی میاد که دشمنمونه امامامانموخواهرم فکرمیکنن دوسته شما به خواب و تعبیرش چقدر اعتقاددارید فرزندپروری فرزندپروری پیش دبستانی استامینوفن پوشک نی نی بچه