۱۰ پاسخ

دختر منم همینه 😔
ناخن خوردن هم بهش اضافه شده

من روز اول ک تهران رو زدن هنوز اهواز رو نزده بودن به دخترم گفتم ابرای گنده اومده تو اسمون میخواد رعد و برقای خیلی بزرگ بزنه
بووووووم صدا میده
وقتی جنگنده ها میومدن و میزدن بااینکه خودم زهره ترک میشدم میگفتم هوراااا چ رعد و برقی بچه هم میخندید
تو تمام طول جنگ جلوش ن اخبار گذاشتیم ن حرفی ازش زدیم
کوچکترین اطلاعی از جنگ و بمب و این داستانا نداره خداروشکز
بااینکه اخرشبا خودم خیلی گریه میکردم چون همسرم سرکار بود و استرس اونم داشتم ک نکنه شرکت نفت و اونارو بزنن ولی خداروشکر دخترم روانش سالم موند

هرچند خودم و روانم ب چخ رفتیم😂😂😂😂

دختر من همین امروز میگفت اگه موشک زدن تو بمیری دیگه مامان ندارما🥲🥲

پسر من هواپیما رد میشه یا هر صدایی میاد اولش میگ چیبود بعد میگ ایبابا باز جنگ شد؟ 😅🤦‍♀️
انقدر ما بیخیال بودیم جلوش اونم دیگ مث ما شده

صدا موشک هارو شنیده انفجار اینارو ؟؟؟؟
اخه این سن ،همینن از صداهای بلند میترسن ینی اقتضای سنشونه .دختر من تا یه صدا گاز دادن ماشین تو کوچه بیاد فرار میکنه میاد میگه چی بود ؟بهش توضیح میدم تا بفهمه

دخترمنم همینجورشده . خودمون بدتر. باعث بانیش لغنت

بر باعثش لعنت.
والا منم درگیرم

حتما خودتون موقع سرو صداها زیادی واکنش نشون میدادین ک اونم ترسیده

گرشام همینه
تا یه صدا کوچیک‌ میاد میگه زدن ؟
موشکه؟
تازگی بهتر شده بود باز چند شبه پدافند فعال میشه دوباره همونجوری شذه 🥲🤦‍♀️

پسرمنم توجنگ صداشنید ما میدویدیم میرفتیم بیرون جنگنده بالاسرمون بود ترسید یادمه تولدش بود توعید ازصدای ترکیدن بادکنک جیغ میزد🥺الان بهتر شده یا تصادف کردیم باماشینمون ازپشت زدن اون صدایی ک داد الان شوهرم مثلا دست انداز بخاد ردکنه باید یواش بره یا ننبینه یهوبپره میترسه 🤦‍♀️کم کم عادت میکنن ولی پسرم انقد شدید نیست ببر مشاور حتما

سوال های مرتبط

مامان دخترمممممم مامان دخترمممممم ۳ سالگی
مامان امیر مامان امیر ۳ سالگی
پسرم تازگیا خیلی خیلی از همه چیز میترسه،و به شدت به پدرش وابسته اس تازگیا باباش میره بیرون مدام گریه و بهونه میگیره انگار باباش خونه نیس خیلی میترسه،قدیمیا میدونن پسرم رفلاکس داره و شدید بی اشتها و بد غذاس به زور بهش یدونه موز دادم بخوابونم شوهرم رفت داروخونه بچم گریه کرد بالا آورد،دعواش کردم خودمم گریه کردم خودشم یه ساعت گریه کرد، من هرکاری میکنم بچم منو دوس نداره خیلی دلم میگیره من ۲۴ ساعتم خونه نباشم سراغمو نمیگیره، ولی باباش میره سرکار تا برگرده مدام میگه بابا، من دوستشو میارم میگم بازی کنید غروبا همیشه میبرمش خانه بازی، ولی خیلی بهونه گیره بچه های دیگه رو میبینم خیلی آرومن انقد بهونه نمیارن ولی بچه من مدام بهونه میگیره انگار خیلی لوس شده، از این بابتم دلم خیلی میگیره ک از نوزادی تا الان هیچوقت منو دوس نداشته و براش مهم نبودم همیشه بهم میگه تو برو تورو دوس ندارم، هیچوقت سمتم نمیاد بگه منو بغل کن ولی میره سمت باباش هی میگه بغلم کن
مامان نفسی مامان نفسی ۳ سالگی