امروز سی هفته‌مون کامل شد و وارد هفته‌ی 3️⃣1️⃣ شدیم ،
یعنی ماه هشتم 🧸

یادمه ماه‌های اول،
وقتی هنوز حضورت آروم و نامحسوس بود، دستمو روی شکمم میذاشتم و با خودم فکر می‌کردم، رسیدن به این روزا چه حسی داره؟
این‌که یه قلب کوچیک،این‌همه واقعی و نزدیک زیر پوستِ تنت زندگی کنه..🫀

و حالا تو اینجایی؛
با دست و پا زدن‌های کوچیکت، با چرخیدن‌ها و وول خوردن‌هات،با ضربه‌هایی که هر روز محکم‌تر می‌شن تا بیشتر از قبل یادم بندازن که دیگه تنها نیستم 🫠

تو آروم آروم بزرگ شدی و حالا نه فقط تو تنم، بلکه تو تمومِ قلبم جا گرفتی..
و انگار هر روز بخشی از من بیشتر شبیه یه "مادر" می‌شه..🫂

گاهی آروم می‌خوابی،گاهی با چندتا لگد کوچولو حضورت رو اعلام می‌کنی و گاهی هم انقدر شیطنت می‌کنی که حتی توی سونوگرافی
یه دست و یه پات رو میذاری جلوی صورتت تا نذارى ما صورت قشنگت رو ببینیم 👶🏻
انگار می‌خواستی بگی:
«هنوز نه مامان، بذار یکم بیشتر دلتنگم بمونی» 👀

باورم نمیشه این همه راه رو با هم اومدیم،
اگرچه می‌گن این مسیر طولانیه، اما برای من انگار خیلی زود گذشت،
شاید چون هر لحظه‌اش پر از فکر کردن به تو بود..🌱

پسرکم،
امیدوارم این دو ماه باقی‌مونده هم به آرومی بگذره و صحیح و سالم تو آغوشم بگیرمت 👩🏻‍🍼
به امید رویای بوسیدنت کوچولوی من 🩵
.
.
.
#فرزندپروری #بارداری #سیسمونی

تصویر
۱۵ پاسخ

با اجازه مامان گلمون که تاپیک گذاشته
مامانای گل 🤚🏼
من انلاین شاپ لباس نوزادی دارم
تو روبیکا کانال دارم
هم کیفیته لباس ها درجه یک هست
هم قیمت خیلی مناسب تر از مغازه براتون در میاد

کلی لباس گوگولی شیک و نوزادی داریم
جنس پنبه و نخ پنبه
کلی مامان از همین گهواره عضو کانال شدند خرید کردند و رضایت هاشون تو کانال هست
ارسالمون هم فوری هست

ایدی کانال روبیکا
‏‌nini_heed1

شماره روبیکا
۰۹۰۱۹۶۱۵۹۲۳

عزیزم سفارشت از بیبی رسید ؟؟؟؟

😍🥹چقد نازن

پر از احساس مادرانه بود ، قلبمون رو نوازش کرد 🤍🧚🏼نی نی قشنگت رو صحیح و سالم بغل بگیری

عزیزم به سلامتی انشاءالله بغل بگیریش کوچولوتون و 🥹
راستی گلم وسایل هات از بیبی نست رسید ؟

ای جوووونم چقدر قشنگ مینویسی
تک تک شو با پوست و جونم حس میکنم
خیلی استعداد نویسندگی داری هااا😁🥹🥹💕💕💕

ان شاءالله عزیزم به سلامتی بغلش کنی و لذت ببری🤩🩵🫂

آخی ای جان خیلی زیبا گفتی حرف دل همه مادرا رو نوشتی خدا حفظش کنه 🩵

ای جاااان دلمم😍😍😍بغضی شدممم
خدابرات نگهش داره عزیزم..کلمه ب کلمه شو انگار خودم نوشتم چون حرف دلم بود

لذت ببر از تک تک ثانیه هاش،من که هرروز دلتنگه اون روزام🥺

عزیزممم چقد هر جملشو هر روز احساس و زندگی کردیم هممون😍😍خیلی خوب توصیفشون کردی .امیدوارم به سلامتی و خوشی بغلش بگیری گل پسرو عزیزم🥰

ای جانم چه احساسی🥰🥰🥰🥰از ته دلم بود واقعا
انشالله نی نی هامون بسلامتی بدنیا بیان

عزیزم
تاریخ زایمانت‌چندمه؟

عزیزم کلمه ب کلمه شو درک و حس کردم چقد حس قشنگیه مادرشدن خداروشکررر

چقد ناززز نوشتی ناناااا الهی ک صحیح و سلامت بغلش بگیری کوچولومونو🥹❤️

اي جااااانم 🥹 🩵 👼🏻 بسلامتی بغلش کنی عزیزم ❤️

سوال های مرتبط

مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 روزهای ابتدایی تولد
۹ ماهگی؛ نزدیک‌ترین فاصله تا تو 🤍

امروز وارد نهمین ماهی شدم که تو ، بدون اینکه هنوز دیده باشمت ، تموم قلبم و مال خودت کردی …
نه ماهه که با هر تپش قلبت ، قلب من هم جور دیگه ای می‌زنه ؛
نه ماهه که با هر حرکت کوچیکت ، می‌فهمم عشق میتونه قبل از دیدن ، قبل از لمس کردن و حتی قبل از شنیدن صداش ، این‌ قدر عمیق باشه .
تو این نه ماه ، من فقط منتظر به دنیا اومدنت نبودم ؛
من تو تمام این روزها ، آروم ‌آروم «مامانِ تو» شدم. 🤍
پسر من…
حالا دیگه فاصله‌ ما به اندازه‌ی چند هفته است.
چند هفته تا روزی که برای اولین بار تو رو روی سینه‌ م میزارن و من بالاخره می‌فهمم تمام این انتظارها برای چی بود…
شاید اون روز گریه کنم ،
شاید تموم خستگی این نه ماه از یادم بره ،
شاید فقط نگاهت کنم و با خودم بگم :
«پس تو همون کسی بودی که این‌همه مدت، توی قلبم زندگی می‌کرد…»
ورودمون به ۹ ماهگی مبارک ، پسرِ من . 🥹🤍
آخرین قدم ‌های انتظار رو هم با عشق میگزرونم ؛
چون می‌دونم پشتِ این روزهای آخر ،
قشنگ‌ ترین اتفاقِ تمام زندگی من ایستاده…🤍🧸
۲۹ روز تا دیدار🩵🦢
.
.
.
۳۴ هفته و ۲ روز 🤍
مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 روزهای ابتدایی تولد
به رسم گهواره منو نینی مونم دو رقمی شدیم 🥺🫂🩵👶🏻
البته که در اصل ۸۹ روز مونده تا وصال
‎راستش هنوزم بعضی وقتا باورم نمیشه که تو داری کم‌کم به من نزدیک‌تر میشی. انگار همین دیروز بود که با ذوق و استرس منتظر جواب آزمایش بودم و حالا فقط ۸۹ روز تا دیدنمون مونده.
‎پسر قشنگم، تو هنوز توی شکم منی، اما هر روز بیشتر از قبل توی قلبم جا می‌گیری. با هر تکون کوچیکی که می‌خوری لبخند روی صورتم میاد و با خودم فکر می‌کنم الان داری چیکار می‌کنی، شبیه کی میشی، چشمات چه رنگیه و وقتی بغلت کنم چه حسی خواهم داشت.
‎این روزها خیلی وقت‌ها دستم رو روی شکمم میذارم و فقط به تو فکر می‌کنم. به روزی که صدات رو بشنوم، صورت کوچولوت رو ببینم و بالاخره بعد از این همه انتظار بگم: «سلام عزیز دلم، بالاخره اومدی.»
‎تو هنوز نیومدی ولی از همین حالا زندگیم رو قشنگ‌تر کردی. به خاطر تو بیشتر می‌خندم، بیشتر رویا می‌بافم و با شوق بیشتری به آینده نگاه می‌کنم.
‎فقط ۹۹ روز مونده تا مهم‌ترین قرار زندگیم...
۸۹ روز تا روزی که قلبم بیرون از وجودم بتپه.
‎منتظرتم پسرم...
بیشتر از چیزی که بشه با کلمه‌ها توضیحش داد. 💙👣✨
سلام به هفت ماهگی🥺👶🏻
مامان جَوونه یِ نارنج مامان جَوونه یِ نارنج هفته سی‌وهفتم بارداری
ماه هشتمِ عشق من 🤍
از همون روزهای اول… وقتی هنوز فقط اندازه‌ی یه جوانه‌ی کوچولو بودی، هر هفته عکس‌هات رو نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «کی میشه برسم به این هفته؟ کی بزرگ‌تر میشی؟ کی لباسای کوچولوت رو تنت می‌کنم؟» 🥹🤍
و حالا رسیدیم… به ماه هشتم؛ به روزهایی که دیگه شمارش معکوس، دورقمی شده و فقط حدود ۶۰، ۷۰ روز مونده تا بالاخره بغلت کنم… تا صورتت رو ببینم و باور کنم تمام این ماه‌ها، تمام این انتظارها، برای رسیدن به تو بوده. 🥹🩷
این روزها بیشتر از همیشه لباسای کوچولوت رو نگاه می‌کنم، لمسشون می‌کنم و توی دلم هزار بار تصور می‌کنم که تنت کردم و تو رو توی آغوشم گرفتم…
دختر کوچولوی من، مارالِ جانم… 🌸
تو از یک جوانه‌ی کوچولو، شدی تمام دنیای من.
و حالا من فقط منتظرم…
منتظر اون لحظه‌ای که برای اولین بار صدای گریه‌ات رو بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی عشقِ مامان…» 🥹🤍
ماه هشتم بارداری‌مون مبارک، دختر قشنگم…
دیگه خیلی نمونده تا دیدنت.
مامان دلش برای بغل کردنت پر می‌کشه… 🩷👶🏻✨
مامان دیار💙🧸 مامان دیار💙🧸 هفته بیست‌وهشتم بارداری
امروز وارد هفتمین ماهِ انتظارمون شدیم… 🤍🧸
هفت ماهه که قلب‌هامون به عشقِ تو می‌تپه، دیار جونی ما…🥺

از وقتی فهمیدیم قراره پدر و مادر تو باشیم، دنیا برای ما رنگ تازه‌ای گرفت.
هر روز با فکر تو بیدار شدیم، با خیالِ دیدنت خوابیدیم و با هر تکون کوچولوت، هزار بار خدا رو شکر کردیم. 🥹

دیارِ عزیزمون،
تو هنوز توی آغوشمون نیومدی، اما مدت‌هاست که صاحبِ تمام قلب‌هامونی.
مامانت هر روز تو رو با خودش حمل می‌کنه و پدرت هر روز با ذوق به روزی فکر می‌کنه که بالاخره صدای گریه‌ات رو بشنوه و تو رو در آغوش بگیره. 🤍

امروز که وارد ماه هفتم شدی، فقط یک قدم دیگه به دیدنت نزدیک شدیم…
و ما با تمام وجود منتظریم روزی رو که برای اولین بار بگیم:

«سلام دیار…
پسرِ ما، عشقِ ما، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌مون…» 👶🏻💙

خدایا شکرت برای این نعمت بی‌نظیر…
برای پسری که هنوز ندیدیمش، اما بیشتر از هر چیزی دوستش داریم.

دیار جان،
مامان و بابا بی‌صبرانه منتظر دیدنت هستن…
زود بیا بغلمون، اما فعلاً همون‌جا توی امن‌ترین جای دنیا بمون و بزرگ شو. 🤍🧿

هفت ماهگی‌ات مبارک، پسر کوچولوی ما🧿💙🧸…
دوستت داریم، بیشتر از تمام کلمات دنیا. 💙🧸