منم همین جورم هرروز درد زیر دل و کمر و سفت شدن شکم دارم . یک روز کمتر یک روز بیشتر. از لحاظ روحی هم دقیقا عین تو شدم
دقیقا منم همینجوری بودم فک میکردم دیگه وارد ۳۷هفته ک شدم همون روزا زایمان میکنم همش استرس داشتم از استرس گریه میکردم حالت تهوع گرفته بودم هیچی نمیخوردم
دیگه انقد شوهرم باهام صحبت کرد ک اروم شدم جوری ک میگفتم خداکنه زود زایمان کنم منی ک از زایمان ب طرز وحشتناکی میترسیدم
اخرشم تا ۴۰هفته دردم نگرف بدون درد رفتم بستری شدم
فشار بدنی زیادی و داری تحمل میکنی خسته شدی
اما قدر این روزا رو بدون اخرین هفته هایی هست ک بچت فقط و فقط مال خودته و اینقد بهت نزدیک
چندوقت دیگ صدای گریه و جیغ جیغشو میشنوی و دلت تنگ میشه برای لگدایی ک این روزا آروم و بیصدا میخوردی
من دوقلو دارم بارداری اولمم هست کلی فشار رو کمر و لگنم هست اما ذوق میکنم براشون چون داریم اخرین ماهای چفت هم بودنو تجربه میکنیم🙂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.