خب خب خب
امروزم دوباره داستان من و پسرجان،همون داستان روزای قبل بود و من‌ظهر از کار رسیدم، حتی ی کوچولو هم‌نخابید و نذاشت بخابم و ب محض اینکه میدید دارم میخابم میومد سراغم که مامان پاشو برقصیم🙄🙄🙄
ساعت ۶‌رفتیم پارک، کلی بدوبدو کرده (منم بی نصیب نموندم از بدوبدوهاش و بین‌ جمع کثیری از حضار ک باتعجب نگاه میکردن دست توو دست پسر، باهم کل پارک رو می دویدیم🤦‍♀️🤦‍♀️
ساعت یربع ب ده بالاخره رضایت داد برگردیم خونه، اومدم شامش رو دادم، دقیقا مثل دیشب له و خسته، ولی نتونستم دیگه بیخیال کارا بشم. ی جارو زدم. خونه رو مرتب کردم.ظرفاروشستم، حتی غذای فرداظهرمونم درست کردم.نیم ساعت با بچه، شعرخوندیم و آهنگ گذاشتیم و رقصیدیم😐😐🤦‍♀️
و درکمال ناباوری دیدم کوچیکترین نشونه ای خاب توو این بچه نمیبینم😐😐😐🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
بااینکه صبح ساعت ۹ بیدارشده
خلاصه ک الان با هزار تا خواهش و تمنا و التماس ک مامان توروخدا بیا بخابیمممم ، بالاخره رضایت داد بخابه😐🤦‍♀️
خلاصه که مادر شاغل، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشوبکنید سختی داره و فقط بیرونش قشنگه🤦‍♀️😭🥲

پوشک پوشک پوشک شیرخشک بچه پارک خسته له داغون🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

تصویر
۴ پاسخ

وای عزیزم خدا قوت واقعا من با خواندن متنت حالتو درک کردم ، من قبلاً سر کار میرفتم بعد بارداریم دیگه نرفتم واقعا حس میکنم تواناییم واسه وقت گذراندن با بچه کم میشه. شما خیلی قوی هستی تنت سلامت باشه

خداقوت عزیزم واقعا فقط کسایی که بچه کوچیک دارن میفهمن

خدا قوت بهت عزیزم 🥰

عزیزم بیرون رفتن بچه بعد سرکار واقعا سخته چرا به همسرتون محول نمیکنید؟
اینجوری با آرامش به کارهای خانه می‌رسید اونها هم به تفریح

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد ۲ سالگی
خب خب خب
امروزم دوباره داستان من و پسرجان،همون داستان روزای قبل بود و من‌ظهر از کار رسیدم، حتی ی کوچولو هم‌نخابید و نذاشت بخابم و ب محض اینکه میدید دارم میخابم میومد سراغم که مامان پاشو برقصیم🙄🙄🙄
ساعت ۶‌رفتیم پارک، کلی بدوبدو کرده (منم بی نصیب نموندم از بدوبدوهاش و بین‌ جمع کثیری از حضار ک باتعجب نگاه میکردن دست توو دست پسر، باهم کل پارک رو می دویدیم🤦‍♀️🤦‍♀️
ساعت یربع ب ده بالاخره رضایت داد برگردیم خونه، اومدم شامش رو دادم، دقیقا مثل دیشب له و خسته، ولی نتونستم دیگه بیخیال کارا بشم. ی جارو زدم. خونه رو مرتب کردم.ظرفاروشستم، حتی غذای فرداظهرمونم درست کردم.نیم ساعت با بچه، شعرخوندیم و آهنگ گذاشتیم و رقصیدیم😐😐🤦‍♀️
و درکمال ناباوری دیدم کوچیکترین نشونه ای خاب توو این بچه نمیبینم😐😐😐🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
بااینکه صبح ساعت ۹ بیدارشده
خلاصه ک الان با هزار تا خواهش و تمنا و التماس ک مامان توروخدا بیا بخابیمممم ، بالاخره رضایت داد بخابه😐🤦‍♀️
خلاصه که مادر شاغل، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشوبکنید سختی داره و فقط بیرونش قشنگه🤦‍♀️😭🥲

پوشک پوشک فرزندپروری پوشک شیرخشک بچه پارک خسته له داغون🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️