۵ پاسخ

سلام مامان عزیز
ایول به شما
راستش من هر موقع گریه کنه براش چیزی نمیخرم
اون اوایل که داشت این روشو انجام میداد، چندبار که اتفاق افتاد بهش گفتم متأسفم مامان من زبون گریه رو بلد نیستم
اگر چیزی میخوای باید باهام صحبت کنی
و این شد جریان گریه ما، ممکن بود تا خونه گریه کنه و من همه‌اش بهش میگفتم میدونم مامان ناراحتی اما علتشو نمیدونم و تا وقتی باهام حرف نزنی بازم متوجه نمیشم.
برای سر کار رفتن هم نه مشکلی نداریم، چون میدونه که میره و میاد از اول بعش یک جمله رو گفتیم بابا میره سره کار و برمیگرده

عه فک میکردم فقط پسر من اینطوریه ک واسه رفتن باباشزمین و زمانو ب هم میدوزه
ما هم باید بعد کلی حرف زدن و ناز کشیدن و هزار کار دیگه باباشو بفرستیم سرکار

من تازه بیدار شدم😂.

من تازه از خواب بیدار شدم 🫠

چقدر کار کردی رو دور تند بودی پس
من از خوندنش هم کمرم رگ به رگ شد

سوال های مرتبط

مامان حنا🤍✨ مامان حنا🤍✨ ۴ سالگی
دیروز از جایی برمیگشتم همراه دخترم اونجا یه مغازه اسباب فروشی دید کلیییی جیغ و گریه اسباب بازی بخرم بعد منم گفتم دخترم الان وقتش نیست دیگه کلیییی جیغغغغ و اشک و گریه ..منم نمیخواستم با گریه تسلیم بشم و براش بخرم هرچند اطارفمون نگاه میکردن منم چند قدمی دور شدم گفتم بیا ولی از جاش تکون نخورد از دور یه اقایی اومد گفت چیشدهههههه یه خانمی هم گفت مامانش ولش کرده دیگه منم با عصبانیتتت شدیدد خودمو کنترل کردم و دستشو گرفتم و رفتم تو اسباب بازی فروشی همه هم نگاهههههه .. هیچی دیه یه اسباب بازی خرید و اونایی هم که نگاه میکردن به دخترم میگفتن مبارکهههه مبارکهههه منم عصبی بودم خودمو کنترل کردم بیام خونه دعواش کنم اینقد تو راه ذوق کرد اومدم خونه اون عصبانیتم پرید فقط گفتم برای چیزی جیغ و دعوا راه نینداز و نمیدونم اینجور مواقع چیکار کنم؟اصن رفتارای دخترم طبیعیه توی این سن؟؟؟ من تو بازار بعضیا رو دیدم که بچه شونو کتک میزدن یا میکشن دلمممم اصن نمیخواد به اونجاها بکشه چون دخترم کوتاه نمیومد البته خواهی وقتا هم شده مثلا میرفتم سوپرمارکت میگفتم امروز خوراکی چیزی نمیخریم یا بعضی وقتا میگم فقط یدونه اونم موافقت میکرد اما دیروز خیلی اونلحظه بد بود برام پاهام بی حس شدن چندثانیه
مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام... از صبح پسرم از دنده یچپ با گریه و غر بیدار شد انقد لج کرد گریه که چرا باهام بازی نمیکنین منم میخواستم غذا درست کنم شوهرم ناهار میخوره میره سرکار باعجلهذغذا درست کردم رفتم باهاش ماشیناشو چیدم کف زمین بعد گریه که چرا ماشینمو چیدی کسی باهام بازی نمیکنه بعد ناهار نمیخورد گریه میکردمیگفت برام چایی با نبات بده بهش دادم بعد باباباش رفت بیرون اومد گریه که بابا برام بستنی نگرفته تو فریزر بستنی داشتیم بهش دادم خورد ناهارشم ساعت 4خورد بعد گریه که من میوه قاچی اسباب بازی میخوام انقد گریه کرد تا خوابید نیم ساعت بعدش بیدارشد انقد که امروز 60نفر باهام تماس گرفتم نه اون روزایی که یکی زنگ نمیزنه نه به امروز که همه باهم تماس میگیرن کفری شدم انقد حرص خوردم پسرم بیدار شد باز یه سره گریه که من میوه قاچی بهش شیرینی و شیر دادم خورد گفتم به داداش پول دادم بره بخره تا داداشش اومدن انقد گریه کرد منم مث روانیا عصبی شدم تا چوب خورد زدمش مث دیوونه ها فقط میزدمش اوفففف.... الانم نشسته با اسباب بازیش بازی میکنه مخمو میخوره پیشم بشین من میوه قاچ کنم تو الکی مثلا بخور اینجا نشستم پیشش با اقا بازی میکنم 😮‍💨😖🥲😮‍💨😮‍💨🤦‍♀️🫤