سوال های مرتبط

مامان هیوا مامان هیوا ۸ ماهگی
میگم مامانا من عاشششق اشپزی کردنم همش دوس دارم با حوصله ناهار شام بپزم کیک بپزم حلوا بپزم
اما بچم کوچیکه این مدت یا شب ها غذامو درست میکنم یا صبح ها بدو بدو دارم غذا میزارم هیچ لذتی از کارام نمیبرم یا عاشق کارهای خونم عاشق بیرون رفتن با خواهرام با دوستام هستم الان بچه الویت منه و همه اینارو انجام میدم ک اما برای بیرون رفتن دو ساعت قبلش کار دارم مثلا لباس بچه جمع کنم غذا براش درست کنم ببرم امادش کنم شیر بدم پوشک عوض کنم اینقد درگیر میشم ک موقع رفتن خستم و اصلا بهم دیگه کیف نمیده بنظرتون کی میتونم ب روتین قبل برگردم؟؟؟
مخصوصا الان ک پسری ۴ دست و پا میره و سرپا وایمیسته کلا همون یه ذره تایمم رفت☹️همش کنارشم نکنه چیزی بندازه سرش


گاهی دوس دارم یهو ۶.۷ سالش بشه حالیش بشه باهم بریم بیرون باهم اشپزی کنیم یا با باباش چند ساعت بره تفریح خلاصه اینجور چیزا اما میگم وای ۶.۷ سال دیگه من پیر میشم ک سنم بالا میره دوس ندارم بزار همینجور بمونم
خلاصه خیلی روتینم ب هم خورده
من قبلا دانشکاه میرفتم همش دوس داشتم دکترامو بگیرم همش دوس دارم هفته ای یک کتاب بخونم ۲ تا کتاب برای ترتبیت بچه خریدم ۶ ماهه ۲۰ ورق بیشتر وقت نکردم بخونم😂🤦🏼‍♀️
خواهرام نزدیکم هستن میتونن گاها کمکم کنن اما من اصلا صحبتم امروز نیست ۴ روز یه بار کمک نیس من روتین هر روزمو میخوام ب قبل برگردونم
شما ها زندگی هاتون چطور پیش میره؟؟؟