میگم مامانا من عاشششق اشپزی کردنم همش دوس دارم با حوصله ناهار شام بپزم کیک بپزم حلوا بپزم
اما بچم کوچیکه این مدت یا شب ها غذامو درست میکنم یا صبح ها بدو بدو دارم غذا میزارم هیچ لذتی از کارام نمیبرم یا عاشق کارهای خونم عاشق بیرون رفتن با خواهرام با دوستام هستم الان بچه الویت منه و همه اینارو انجام میدم ک اما برای بیرون رفتن دو ساعت قبلش کار دارم مثلا لباس بچه جمع کنم غذا براش درست کنم ببرم امادش کنم شیر بدم پوشک عوض کنم اینقد درگیر میشم ک موقع رفتن خستم و اصلا بهم دیگه کیف نمیده بنظرتون کی میتونم ب روتین قبل برگردم؟؟؟
مخصوصا الان ک پسری ۴ دست و پا میره و سرپا وایمیسته کلا همون یه ذره تایمم رفت☹️همش کنارشم نکنه چیزی بندازه سرش


گاهی دوس دارم یهو ۶.۷ سالش بشه حالیش بشه باهم بریم بیرون باهم اشپزی کنیم یا با باباش چند ساعت بره تفریح خلاصه اینجور چیزا اما میگم وای ۶.۷ سال دیگه من پیر میشم ک سنم بالا میره دوس ندارم بزار همینجور بمونم
خلاصه خیلی روتینم ب هم خورده
من قبلا دانشکاه میرفتم همش دوس داشتم دکترامو بگیرم همش دوس دارم هفته ای یک کتاب بخونم ۲ تا کتاب برای ترتبیت بچه خریدم ۶ ماهه ۲۰ ورق بیشتر وقت نکردم بخونم😂🤦🏼‍♀️
خواهرام نزدیکم هستن میتونن گاها کمکم کنن اما من اصلا صحبتم امروز نیست ۴ روز یه بار کمک نیس من روتین هر روزمو میخوام ب قبل برگردونم
شما ها زندگی هاتون چطور پیش میره؟؟؟

۴ پاسخ

منم همینطورم عزیزم 🫂 من قبل بارداری تا ۴ سرکار بودم تا ۷ باشگاه بعد دوتا شغل داشتم در حال پیشرفت ...اما الان فقط سرباز این خانومیم😁هر مرحله زندگی لذت خودشو داره اینجوری بهش نگاه کن و حالشو ببر🧡
من شنیدم بچه ها ۴ یا ۵ سالشون بشه راحت تر میشه و مستقل تر میشن

چقد منی😭🤣منتهی من فکر میکردم یکم مهدیار بزرگ تر بشه راحت ترم

همه همینیم عزیزم‌ ولی با بزرگتر شدنشون بهتر میشه

عزیزم منم ۲۴ساعت شبانه روز در خدمت بچه
میخواستم ارشد بخونم باردار شدم
الانم همش خونه نشستم فرصت حموم کردنم ندارم
دلم واسه روزای بی دغدغه و ازاد تنگ شده

سوال های مرتبط

مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۸ ماهگی
خانما شماهم مثل منید؟
اول اینکه بگم پسرم همیشه بغلمه نمیزاره هیچکاری بکنم
حتی ناهار ایناهم ساعت ۴ ۵ ب زور وقت میکنم بپزم بخورم
روزا کلا نیم ساعت میخوابه شب ها هم ۲۰ بار تا صبح بیدار میشه نمیدونم چرا ولی در کل خواب درستی ندارم
شوهرم کارش آزاده درکل شاید روزی ۲ ۳ ساعت درگیر باشه یا اینکه میشه روزایی ک دو روز دو روز کار نباشه
شب ها تا صبح بیداره صبح ساعت ۵ ۶ می‌خوابه تا ۴ ۵ عصر بعد که بیدار میشه بچه رو میزارم پیشش ک من سریع ظرف بشورم ی کاری انجام بدم خیلی وقت ها میگه بیا ببرش تازه از خواب بیدار شدم حوصله ندارم بعد هم میره بیرون چن ساعتی واسه کار بعد هم پیش رفیقاش تا صب ساعت ۱۱ بعضی شب ها حتی ساعت ۲ و ۳
من بهش میگم لاقل شب ها زود بیا بچه بگیر استراحت کنم کارامو بکنم میگه بچه وظیفه ی من نیست وظیفه ی توعه 😔میگه کار خونه و بچه وظیفه ی تو من فقد باید پول در بیارم
با اینکه عصر وقتی بیدار میشه میره بیرون تا شب ولی همش بهم میگه تو منو زندون کردی و...
دیروز کلا نخوابیده بود از شب قبلش صبح ک بیدار شدم گف من دیشب فکر کردم چرا باید اختیارم بدم دست تو که میگی شب زود بیا و رف بیرون پیش رفیقاش دیشب هم کلا نیومد خونه من تنها بودم هنوزم نیومده
بنظرتون چیکار کنم؟