۷ پاسخ

بنظرم درست نیست ک هررررچیو بخواد بدی بهش اینجوری از بچگی بهش یادمیدی ک هرچی بخوایی برات فراهمه و بهت میدیم براش حدو مرز بزار همه چی قرار نیس بخواد یا بدی بهش

بعد تا جایی که شتیدم و خوندم و دیدم میگن تا دو الی سه سالگی خونه رو امن کنید لوازم خطرناک از دسترس خارج باشن تا حد امکان به بچه نه و نکن و دست نزن نگید بجاش خونه رو امن کنید تا بتونن دست بزنن کشف کنن و تجربه کنن اینجوری بچه باهوش تر با روان سالم تر دارید از سن دوسه سال به بعد سن تربیت بچها شروع میشه که کم کم کار درست و اشتباه رو از هم تشخیص میدن
و یک چیزی هم که من اینو به شخصه بارها و بارها دیدم از همه بدتر اینه که بچه چند تربیتی بشه یعنی هر کسی یک حرفی بزنه باید پدرومادر حرفشون و عملشون یکی باشه وگرنه دراینده یک بچه گستاخ و بی نطم و بی ادب میشه که حرف هیچکسو گوش نمیده چون از اول گیج شده

برعکس اونایی که میبینن وقتی میرن خونه کس دیگه عین ندیده ها میشن مثل بچه همسایمون میاد خونمون گیر میده به همه چیز

من چیزای که بالاست رو اصلا پایین نمیارم بهش بدم که فک نکنه میتونه هرچیزی رو بدست بیاره با گریه و بهونه
بنظر من اینطور بد عادت میشه

ای جوونم ماشالله پسرت کنجکاو
اتفاقا با این کار شما بچه هوشش تقویت میشه
تو روانشناسی هم میگن تا ۳ سالگی هر چیزی که بچه میخواد بهش بدید مگر اینکه یا به خودش یا به دیگران ضرر بزنه
و نکته دیگه اینکه اگه الان یه چیزی رو بهش میدی طوری نباشه که دفعه دیگه بهش ندی و بگی جیزه به طور کلی یا بهش بده تا بهش نده

منم‌چیزایی ک رو زمین باشه و میتونه دست بزنه رو اجازه میدم مثل جاروبرقی ولی مثلا پلوپز بهش میگم داغ نمیشه یا برق ه‌واقعاااا بچه داری داستانی داره ادم‌نمیدونه چی درسته چی غلط😂

البته با گریه به خواستش نمیرسونمش فقط اشاره میکنه بده منم میدم بهش
بعد اینکه تابحال هیچکدوم از لوازممو جمع نکردم و تابحال چیزیو نشکسته یا خراب نکرده حالا ازین به بعدشو نمیدونم

سوال های مرتبط

مامان آقا
هیرمان مامان آقا هیرمان ۱ سالگی
یه توصیه برا مامانایی که بچشون تازه بدنیا اومده یا کوچیکه هنوز تا وقتی خودش بهتون نیاز نداره نرید کنارش نازش ندید باهاش صحبت نکنید بزارید آروم بمونه تو خودش باشه خودش بازی کنه من چون تنها بودم و پسرم رو خیلی دوست داشتم نمی‌خواستم یلحظه هم تنهاش بزارم حتی ساکت بود من میزاشتمش رو پام قربون صدقه اش میرفتم و الان انتظار دارم بچه خود به خود یاد بگیره که دیگه نمیتونم کل روز با اون باشم قربون صدقه اش برم و کار نکنم کلا با اون باشم من این مسیر رو با یک باور که بچم خجالتی نشه بچه ساکتی نباشه اشتباه رفتم و الان یکسالو نمیشه هرروز بهم چسبیده تقریبا هیچ بازی به تنهایی نمیکنه و من همش باید کنارش باشم یه آشپزی برا خودش رو با عذاب انجام میدم چون همش گریه که من برم پیش اون با اون باشم کاش من میدونستم که نباید انقدر بهش بچسبم که الان اون بهم چسبیده آرزومه بچم یکم با اسباب بازی هاش سرگرم شه بازی کنه فک میکردم کار من درسته الان بهش رسیدم که باید ولش میکردم برا خودش صدا دربیاره و دست و پا بندازه و ..... کاش من هم یه پیام اینجوری می‌دیدم...
مامان دلارام مامان دلارام ۱ سالگی