سلام از روز دوم عمل👃🏻
دوشنبه ۲۱/۲ پذیرش شدم.ساعت ۱۲حدودا رفتم تو بخش.سه نفر بودیم و من نفر سومی..
اول اینک من چون خیلی استرس داشتم.فشارمو نمیتونستن بگیرن.بعد سه بار تلاش،بالاخره موفق شدن
بعد ساعت۲و نیم حدودا اومدن یه قرص بهم دادن و گفتن بیا بریم که رفتنی شدی 😅
رفتم تو بخش ریکاوری.یه نیم ساعتی اونجا بودم تقریبا.که از یکی پرستارا پرسیدم ساعت چنده
گفت ۳:۰۵ دقیقه
بعد یکی اومد برد منو سمت اتاق جراحی
گفت برو بخواب رو اون یکی تخت و یه دکتر بیهوشی هم اومد یه امپولی زد تو سرمم.و ماسک رو گذاشتن رو دهنم.دیگ هیچی نفهمیدم
که شده بود ساعت۵نیم تا موقعی که اومدم تو بخش
اونجا باحس درد و منگی بیدار شدم و البته با کمپرس سرد
به خواهرم میگفتم بردار اینو میخوام بخوابم😴🤕
و گفته بودن تا ۲ساعت بعدش نباید چیزی بخوره
پاشدم گلومو شستشو دادن و یذره آبمیوه خوردم.چون نمیخواستم بمونم اونجا.پاشدم راه رفتم و گلاب ب روتون رفتم سرویس



#بارداری#زایمان#پریودی#بچه#نوزاد#دختر#پسر#جراحی#بینی#درد

۳ پاسخ

منم وقتی از اتاق عمل اومدم بیرون ب مامانم میگفتم بردارین اینووو نمیتونستم خوب نفس بکشم میگفتم گوه خوردم😂😂اومدم ک خونه رو تخت دراز کشیدم یهو پاشدم برم دسشویی بابام اومد گفت کجا بزا کمکت کنم گفتم نههه خودم بلدم راه برم😂😂😂😂💔
درکل خیلیییی خوبه همه برات آبمیوه کمپوت میارنننن
روز سوم عمل گوشی افتاد رو بینیم
روز چهارم بالش افتاد
من ۲٠روز بعد عمل توپ خورد تو دماغم😂😂😂

منمممم عمل کردم ولی من ۳سال پیش عمل کردم مال من کلا شد۲٠تومن

مبارکت باشه به خوشی نفس بکشی😬
چقد شد هزینه ش؟
من سال ۸۹ عمل کردم شد ۹۰۰ هزار

سوال های مرتبط

خرگوش کوچولو خرگوش کوچولو قصد بارداری
سلام خانمای عزیز ظهرتون بخیر
میخوام از تجربه عکس رنگی امروزم براتون بگم
اول اینکه اصلا استرس نداشته باشید خانمای که میخواین برای عکس رنگی برید
به من گفته بودن ساعت ۱۱ اونجا باشم ولی من از شدت استرس ۸ صبح از خواب بیدار شدم و یه دلشوره عجیبی داشتم و اینکه از شدت استرس یبند سرویس میرفتم تا شد ساعت ۱۰ ونیم با شوهرم رفتم اونجا که رفتیم یه نفر قبل من بود یه نیم ساعتی نشستیم بعدش نوبت من شد یه فرم دادن که پر کنم بعدش یه شیافت دادن که بزارم گفتم قرص بروفن بخورم گفتم نه خودمون اونجا بهتون دارو میدیم، رفتم شیافت بزارم اون خانمی که از من زودتر رفته بود عکس رنگی دیدم اومد بیرون از اتاق بهش گفتم درد داشتی گفت استرسش بیشتر از دردشه وگرنه دردی حس نکردم، شیافت گذاشتم رفتم بهم گفتن لباس تو در بیار برو روی تخت دراز بکش یکم بتادین روی رحمم ریختن سرد شد بعدش یه دستگاه‌ رو از بالا روی شکمم تنظیم کردن بعدم که خانم دکتر اومد بت مهربونی گفت خوبی؟ استرس داری یا درد ؟ گفتم بیشتر ترسیدم
خندید وگفت؛ نترس الان بهت یه آمپول میرنم که دردی نداشته باشی فقط نفس عمیق بکشید و خودتو شل کن .
بعدش آمپول زد بهم عضلانی
بعدم یه دستگاه داخل رحمم گذاشت اولش یکم درد داشت ولی بعدش بی حس شد
و خانم دکتر بعد چند دقیقه گفت عزیزم بلند شو تموم شدی
گفت شرت بپوش و نوار بزار بعدش برو سرویس عوضش کن یه نوار دیگه بزار
رفتم سرویس دیدم خون اومد و همون موادی که داخل رحمم ریخته بودن
گفتن نیم ساعت راه برو بعدش بیا
کم کم دیدم دردم گرفت انگار درد پریودی بود زیر دلم یکم درد میکرد
و خیلی زود دردش کم شد
Nana:( ′IvF′ Nana:( ′IvF′ قصد بارداری
خلاصه که رفتم توی اتاق عمل و‌ تختش مثل‌
صندلی‌معاینه‌بود‌ولی‌رو‌به‌پایین‌بود
پاهامو‌گذاشتم‌روی‌جا پاییش و با یه چیزی مثل (کمربند محکم بستن که توی بیهوشی تکون نخورم یا نیفتم)
و برام سرم وصل کردن‌و‌هی‌اونجا هم‌میگفتن
ضربان قلبت‌بالاس‌و‌استرس‌ نداشته باش
البته که انقدر همه باهام خوب بودن رفتار پرسنل عالی بود که واقعا حالم خوب بود و استرسم ناخودآگاه بود .
بعدشم که دیگه فقط یادمه گفت که برات آرام‌بخش زدم ( که همون مایع بیهوشی بود زد تو سرم ، گولم زدن🦦😂)
و بعدم‌ماسک‌ اکسیژن‌ اگه اشتباه نکنم
بعدم که دیگه چیزی یادم نیومد تا اینکه داشتن میبردنم توی بخش بستری و گفت عملت تموم شده و عالی بوده😁
من خیلی خواب آلود بودم و تخمدانام خیلییی درد میکرد و تو خواب داشتم ناله میکردم همش
بعد یه ربع اومدم برامون شیاف گذاشتن که بعد نیم ساعت جواب داد و اروم شدم
اینم بگم همه تخت ها روکش یه بار مصرف داشتن و همه چیشون بهداشتی‌ بود و حتی پتویی که اونجا بهمون دادم هم نو بود و دادن به خودمون برای هر نفر یه رول دستمال داده بودن و همش میومدن حالمونو می‌پرسیدن
ساعت 10بود که من دیگه بیدار شدم و اومدن تغذیه اوردن که گفته بودن شوهرمون بره بگیره( حالت پک آماده بودن یه بسته شکلات بیسکوییت آبمیوه و آب اکسیژنه)
که من شوهرم یکم دیر اومده بود چون گفته بودن بره داروهامو بگیره
که اونجا یه نفر از هم اتاقیا چندتا شکلات بهم داد که بخورم و یه نفر دیگشونم کلی اصرار کرد که اگه میخوای من آب معدنیمو بدم بهت ( کلا هم گفتن چندتا شکلات بخورید و یکم آب)
یعد یه ربع خوراکی های منو هم اورد و اجازه دادن بخوریم
و بعدم پرستار اومد و برامون یه آمپول دورناف زد
پارت بعد
مامان ♥️♥️♥️♥️ مامان ♥️♥️♥️♥️ هفته پنجم بارداری
من هفته گذشته توی مرکز ابن سینا تهران عکس رنگی رحم با بیهوشی انجام دادم. اینجا مراحلش و تجربه‌م رو مینویسم شاید به درد کسی بخوره🌷
اول که حواستون باشه کلا کاری هستش که معطلی زیاد داره اگر کارمندین کل روز رو مرخصی بگیرین. من ساعت ۹ صبح اونجا بودم ۳ ظهر کارم تموم شد جواب رو گرفتم .
اول رفتم برای پذیرش بهم گفتن باید سونو واژینال که مال حداکثر ۴ ماه پیش باشه. من چون نداشتم رفتم همونجا طبقه همکف انجام دادم و ریپورتش رو بردم پذیرش عکس رنگی. پذیرش شدم و بهم لباس یکبار مصرف دادن و تقریبا ۱۰ تا خانم دیگه هم همزمان با من اونجا بودن که منتظر بودیم فرایندمون شروع بشه (گروه گروه انجام میشد تقریبا میشه گفت). اول یه عکس معمولی رادیوگرافی گرفتن ازمون به این صورت که روی تخت دراز میکشیدین و دستگاه رو بالای شکم و رحم تنظیم میکردن و عکس می‌گرفتن. بعد پرستار اومد و انژیوکت هارو وصل کرد به پشت دستمون. به ترتیب پذیرش صدامون کردن رفتیم داخل اتاق. مجددا دراز کشیدیم رو تخت همونجا ماده بیهوشی رو تزریق کردن و من فکر کنم ۱۰ ثانیه بعدش بیهوش شدم. دیگه چیزی یادم نمیاد تا ۱۰ دقیقه بعد (میگم ده دقیقه چون از کار نفراتی که قبل از من انجام دادن فهمیدم انقدر طول میکشه) که هوش و حواسم اومد سرجا و حس کردم دهنم مزه آبمیوه میده که فهمیدم بهم ابمیوه دادن خوردم و شلوار تنم کرده بودن یه پک اجیل و کشمش و خرما هم دادن که بخوریم وقتی بهوش اومدیم.
کار همگی که تموم شد و عکس رنگیشون گرفته شد مجددا یه عکس رادیوگرافی معمولی مشابه قبل از عکس رنگی گرفتن و فرستادنمون بالا همکف تا یک ساعت بعد جواب آزمایش آماده بشه بگیریم و بریم.

ادامه داره ...
مامان نی نی مامان نی نی هفته سی‌وسوم بارداری
دو سال پیش
همچین روزی
صبح رفتم دکتر برای معاینه
گفت دهانه رحمت سه سانت بازه
فردا بیا که آمپول فشار بزنیم و زایمان کنیم
تو شلوغی اون روزا ، کل روز رو راه رفتم
وسط مهمونا یواشکی ورزش کردم
و شب وقتی دردام‌ زیاد بود اومدم تو اتاق چند دقیقه استراحت کنم که با لگد پسرک غافلگیر شدم
یه صدای ترکیدن تو دلم و زمینی که خیس شد
همه داشتن سفره شام رو پهن میکردن
از همون لحظه دردام‌ شدید شد
من و باباش بدو بدو سوار ماشین شدیم و رفتیم بیمارستان
توی راه فاصله دردا دو دقیقه بود
نگاهم همش با ساعت ماشین بود
دقیقه ها خیلی دیر می‌گذشت دستم رو به دستگیره فشار میدادم
وقتی رسیدم بیمارستان با ویلچر بردنم زایشگاه
تا پذیرش شدم و خون گرفتن نیم ساعتی طول کشید
دیگه از شدت درد نمی‌تونستم راه برم
از پذیرش مستقیم رفتم رو تخت زایمان
ماما یه کم کمرم رو ماساژ داد دردا بهتر شد
خیلی تشنه ام بود برام آب ولرم آورد
قبلا گفته بودم گاز بی دردی می‌خوام
ماسک رو برام آوردن
همش نگران بودم دردا بیشتر نشه
چون همه میگفتن طول می‌کشه تا به درد اصلی برسی
ماسک رو که گذاشتم دیگه تا زایمان همون درد رو تحمل کردم
از لحظه ی ترکیدن کیسه آب تا زایمان دو ساعت طول کشید
که زندگیم به دنیا اومد و
شد دنیای مامانش


بعد از به دنیا اومدنش انگار من دوباره متولد شدم
زندگی برام شیرین شد

و امروز دوساله که من خوشبخت ترینم ❤️
دلانا دلانا قصد بارداری
مامان آقا کارن👼🫐 مامان آقا کارن👼🫐 هفته بیست‌وهشتم بارداری
پارت دو🤍🌼
و من تا پنج صبح خونریزی شدید داشتم جوری که کامل رو تخت منو دراز کرده بودند هر چند دقیقه دروشیت پر خون برمی‌داشتند
دکتر هم نبود و من ناشتایی نداشتم....
سرگیجه و ضعف داشتم....
تا یه آمپول زدند و قطع شد...
دو تا سونو بعد رفتم گفت بقایا داری برو دفع میشه
قرص دادند اومدم خونه سه شبانه روز درد کشیدم جوری که مامانم گفت دوقلو طبیعی آوردم انقدر درد نکشیدم...
سه تیکه دفع شد❤️‍🩹
گذشت بعد بیس روز ده مهر تو خونه درازکشیده بودم یهو حجم زیادی خون اومد...
رفتم تو حموم فکر کردم بقایا دو ساعت تو خونه بودم دیدم قطع نمیشه لخته های زیاد داشتم
رفتم زایشگاه گفتن وضعیتت خرابه تا نیم ساعت دیگه کورتاژ نشی میری کماااا
این حرفا رو روی سرم می‌زدند و من فقط گریه میکردم و ترسیده بودم😭😭😭
با آمبولانس انتقال دادند یه بیمارستان دیگه و اورژانسی کورتاژ شدم...
اونجا هم خیلی گفتم منو بیهوش نکنین بهوش نمیام😅
خلاصه خیلی راحت بود و من گفتم کاش از اول کورتاژ میشدم
مامان فرهان مامان فرهان ۱ ماهگی
خانم های عزیز من بلاخره رفتم عکس رنگی رحم گفتم واسه عزیزانی که ترس دارن یا قیمت سوال میکنن توضیح بدم کمکی بشه به خانومها
من چون خیلی استرس و ترس داشتم رفتم با بیهوشی . تو بیمارستان ناظران مشهد . چون بیمه تکمیلی دارم
هزینه موادمصرفی۱۶۰ تومان
هزینه بیهوشی آزاد بود و بیمه تکمیلی قبول نمیکنه شد ۱/۴۰۰
و هزینه دارو با بیمه تامین اجتماعی۶۲۰ هزار تومان
جمعا ۲/۲۰۰ هزار تومان کامل هزینه شد .
باید کامل برای بیهوشی ناشتا باشی تاکید کردن حتی یه ذره اب هم نخورده .
دارو رو از طبقه بالا خود بیمارستان گرفتم و تحویل دادم . نوبتم شد ماسک اکسیژن و انژوکیت زدن و بیهوش هیچییییی نفهمیدم خداروشکر . فک کنم نیم ساعت زمان برد که به هوش اومدم و همسرم کنارم بود . حتماااا نوار بهداشتی با خودتون ببرید . دیگه تمام و فقط گیج میزدم و درد پریودی داشتم . تا یکی دو ساعت درد پریودی بود شیاف گذاشتم الان لکه بینی . اگر واقعااااااا میترسید این هزینه رو با جون بخرید و با بیهوشی انجام بدین ارزشش داره .بازم کسی سوالی داشت می‌تونه بپرسه . من متاسفانه لوله راستم گفتن مسدود و زیاد تلاش کردیم بازم خوب نتونستیم بازش کنیم . هنوز جواب کتبی عکسم نیومده