۱۴ پاسخ

آخ کاش میشد ادم بمیره ولی اون چیزی ک نبایدو نفهمه آخ 🥲

متاسفانه هیچی به حالت قبل برنمیگرده ولی ببین تا میدونی برای خودت ارزش قائل شو به خودت برس اشتباه میکنی که میکس اعتماد به نفس نداری خالی بیشتر از قبل برای خودت وقت بدار اگه کاری حالتو خوب میکنه حتمن برو انجامش بده ورزش برو بقیه چیزا هم کم کم کمرنگ میشه برات

تنها راهت
به شوهرت بی محلی کن ادم حسابش نکن
مهمترینش اینه که شدیدددا ب خودت برس ظاهر تیپ تمیزی

عزیزم یکی دیگه کار بد کرده باید از خودش بدش بیاد چرا تو به جای اون از خودت بدت میاد☹

خدا به دلت و زهنت ارامشی بده از جنس خودش.حق داری .الهی شوهرت واقعی ثابت بکنه ک پاکه😞

ميدونم خيلي سخته اما تنها راه اينه ك تموم تلاشتو بكني بهش فكر نكني اوني ك داره اين كارو ميكنه خيلي بي لياقته چند سال بگذره افسوس ميخوري حيف اونهمه روزايي ك خرابش كردي واسه خودت لذت بچتو نبردي همچين مردايي رو بابد پوچ زد

هیچی بهش نگفتی هیچ کاری نکردی؟
ذره ای تلاش ها و سختی ها و اذیت های تو براش مهم نبوده حتی وجود اون بچه

خیلی سخته عزیزم درکت میکنم آدم اصلا نمیتونه فراموش کنه خودم شش ساله که دارم عذاب میکشم روزی هم نیس که بهش فک نکنم😔

عزیزم وقتی ی مرد ب زنش خیانت میکنه حالا ب هرنحوی چت یا رابطه؛این ب این معنی نیس ک زنش یچی کم داره یا کم میذاره،تجربه ثابت کرده اکثر اون زنا از زن خودشون خیلیم سطح پایین تره،اونا میرن دنبال لیاقتشون
این چیزا هیچوقت فراموش نمیشه ولی اگ بپذیری و باهاش کنار بیای دیگ اونقدر گوشه ذهنتو اذیت نمیکنه

ببخشید ولی خاک بر سر همچین مردایی واقعا که باید به مرد بودنشون هم شک کرد

مطمئنی؟چجوری فهمیدی چت میکنه؟

بعضی از مردهارو هرکاریشون کنی بازم لیاقتشون دخترای خرابه
خاک برسرشون که دخترای خرابو به زن باحیا و بساز خودشونو ترجیح میدن

خیلی سخته حق داری

خیلی بده درکت میکنم 🥺🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان مَهوا🌝 مامان مَهوا🌝 ۱ سالگی
دختر قشنگم آذر ماهی جانم
۹/۹/۹(۱+۴+۰+۴)به دنیا اومدی از اون به بعد دنیای من جوری قشنگ شد که زندگیم به قبل و بعد از تو تقسیم شد
یکسال پر از خستگی اما عشق، نخوابیدنا اما نفس، بدو بدو های بی وقفه اما ، جان ، تو برام هم عشقی هم نفسی هم جانمی
لحظه ای نمیخوام برگردم به زندگی قبل از وجود نازنینت
امروز عمیقا حس غریبی داشتم هم شاد بودم هم پر از بغض ، یاد روزی که زایمان کردم افتادم یاد لحظه ای که به جای خودت فیلمتو نشونم دادن یاد لحظه ای که بعد از ساعتها گذاشتنت تو بغلم فقط چند دقیقه شیر خوردی و بازم بردنت 🥹🥹
تو مثل یه تیکه از گوشت و خونم از وجودم جدا شدی و تا ساعتها من تو آی س یو مثل مرغ پرکنده التماس میکردم که منو ببرن بخش تا بغلت کنم ، خیلی روز سختی بود ،شبی که تا صبح تو بیمارستان گریه کردی و من و عزیز جون نخوابیدیم ،با همه این بغض ها ،شادی این لحظه که یه دل سیر نگاهت کردم و شکر کردم که تو هدیه خدا برای منی، وقتی اومدی خونمون ديگه همه چیز تغییر کرد ، در کنارمون زندگی رو آغاز کردی و بزرگ شدی ،و حالا قدم زنان تلاش میکنی که راه بیفتی و دنیامون رو زیباتر کنی
ناز دلم تولدت مبارکمون باشه
بماند به یادگار از آغاز دوسالگی و پایان یکسالگی
[[[تزئینات رو من و بابایی و خاله جونی درست کردیم ،همه ذوق و تلاشمون برای دیدن ذوق و خنده های تو بود 😍😍]]]