۷ پاسخ

عزیزم انشاءالله که خدا برات حفظش کنه و اونی هم که نداره انشاءالله که این روز قشنگ تجربه کنه الهی آمین

همسرتون چقدر مظلوم و آرام نشسته🥲😅
بمونید برا هم دیگه

اره واقعا باورم‌نمیشه یک سال گذشت و پارسال چ حالی داشتیم

چه بابای دبشی🤩🤩🤩🤩

چ بابای مظلومی🥹

سلام عزیزم من آتلیه آنلاین دارم کلی تمای جذاب وقشنگ دارم تم ماهگرد بارداری دندونی آشپزباشی حمام پاییزه یلدایی عیدنوروزو...کسی خواست روبیکا پیام بدین ۰۹۹۳۵۸۵۷۲۹۳

اوخی‌چقد مظلوم‌نشستید‌🥹❤️خیلی‌حس قشنگی بود ساک جمع کردن🥹🥲🥲

سوال های مرتبط

مامان خاله ریزه👶🏻💖 مامان خاله ریزه👶🏻💖 ۱ سالگی
مامان آنیا خانوم مامان آنیا خانوم ۱۳ ماهگی
مامانایی که نی نی هاتون متولد شهریوره، پارسال اینموقع چقدر استرس داشتیم ، چقد دغدغه فکری داشتیم که طبیعی زایمان کنیم بهتره یا سزارین،،، مامانایی که زایمان کرده بودن میومدن از تجربه هاشون میزاشتن و ما هم میخوندیم ، سر چیدن اتاق نی نی هامون چقد ذوق داشتیم ، چقد سوال داشتیم، چی ببریم بیمارستان ، عکس میزاشتیم از سیسمونیامون....🥹 تو خونه هامون اکثر حرفامون راجع به نی نی هامون بود، خونه هامونو تمیز میکردیم و آماده میشدیم برا اومدن یه عضو عزیزتر از جان، یه موجود کوچولو و بی پناه که قرار بود ماماناشون تمام وقت در اختیارشون باشن...🥹🥹چه روزای شیرینی بودن هم استرس زایمان داشتیم و هم ذوق دیدن پاره تنمونو
من روزی هزار بار میرفتم تو اتاقشو با عشق تک تک وسایلاشو نگاه میکردم و دلم میرفت برا هر کدومشون، تصور یه قیافه نی نی تو اون لباسا🥹 تصور دست و پای کوچولو... بوی نی نی ... تا اینکه انتظار شیرین به پایان رسید و مامانا به مراد دلشون رسیدن.... اما الان داره یکسال از اون روزایی که مثل برق و باد گذشتن میگذره... من اصلا یادم نمیاد چجوری گذشتن، کی گذشتن ، بچم کی بزرگ شد ... ۱۸ شهریور قراره جوجه کوچولوی خونه ما هم یکساله بشه، هر چقد نزدیک میشیم منم غرق میشم تو خاطرات اون وقتا... بیاین هممون باهم برا کسایی که در انتظار نی نی ان دعا کنیم که هر چه زود این روزای قشنگ رو تجربه کنن🙏🏻🙏🏻🙏🏻
۶/۲
پوشک
شیر خشک
تب
واکسن
رفلاکس
**********
(آخرین روز بارداریم)*
مامان آرن👶 مامان آرن👶 ۱۴ ماهگی
🥹🥹🥹
آرن ۱سال دارد🥹😍
بالاخره تولد پسری منم از راه رسید و اولین های زندگیشو تجربه کرد😍
اولین بهار اولین عید اولین یلدا اولین دست زدن اولین راه رفتن اولین خندین اولین مروارید🥹🥹
وای که چقد این اولین ها برام شیرین بود🥰🥰
پارسال همین ساعت ها بود همه چیو هماهنگ کرده بودیم برای بدنیا اومدن 🥲
هنوز تو به دنیا نیومده بودی هنوز بغلت نکرده بودم و کلی دوق داشتم برای فردا🥹🥹🥰چه روز فوق العاده ای بود یکی از بهترین روز های زندگیم به دینا اومدن تو بود پسرم🥰🥹
آنقدر از آن ای سیو بودن بچه ها گفته بودن و وحشت داشتم که پارسال همین شب دعا کردم از خدا خواستم نذر کردم که سالم و سلامت بغلت بگیرم و سال دیگه همین موقع نذرمو انجام بدم🥲
خداروشکر که تونستم همین امشب انجام بدم🥲
غذاها همش به نیازمندا پخش شد دلتون نخواد حتی خودم یه تیکه کوچولو ام نخوردم🥲🥲
نذر سلامتی آرن کوچولو من شب تولدش🥹
راستی ما تولد آرن بعد ماه صفر میگیریم آن شاالله🥰
فرزندپروری